ویژه نامه مرداد1385 سایت دیدگاه

 

مجید مشیدی

 

سر نگونی و سرنگونی طلبان!

 

اوضاع سیاسی داخلی ایران و بین المللی نشان دهنده این است که رژیم اسلامی در حال سرنگونی است! یا اینکه در حال تغییراتی است که سرمایه داری جهانی به سرکردگی آمریکا برای او در نظر گرفته است.( دخالت نظامی ، انقلاب مخملی) . این سئوال سالهاست در اپوزیسیون مطرح است که رژیم چگونه سرنگون می شود؟

 

رژیم اسلامی حاکم بر ایران و حامیانشان، سرمایه داری بین المللی و عوامل وابسته به هر دو در داخل و خارج کشور شبانه روز تلاش می کنند که انقلابی  نوینی سازماندهی نشود. آنان نیک می دانند که انقلاب توده ای، باعث می شود که ابتکار عمل و اتکاء به نفس و استقلال به همراه می آورد و هر چه بیشتر سرنگونی بر دوش مردم زحمتکش قرار بگیرد، کنترل تحولات سیاسی و اجتماعی بعد از انقلاب بیشتر خواهد بود و دیگر بار انقلاب و توده ها سرکوب نخواهند شد.

 

سرمایه داری تلاش می کند که اپوزیسیون وابسته به خود را هر چه زودتر سازماندهی کند. ما شاهد هستیم که عناصر وابسته به رژیم اسلامی که در ابتدای قیام از مسئولین سرکوب بودند ، یک دفعه مدافعان حقوق بشر شده و سر از آمریکا در می آورند و در مجالسی که از طرف دولت آمریکا ترتیب داده شده است به سخنرانی و تدریس می پردازند و همزمان جریان های که زمانی در روابطه درونی شان به یکدیگر" رفیق" می گفتند با سرمایه داری تا آخر می روند. بی شرمانه تر اینکه سرمایه داری برای نفوذ در جنبش کارگری ، بودجه مخصوصی در نظر می گیرد! می توان این مجموعه حرکات از طرف بخشی از اپوزیسیون را  انحطاط پر شتاب نام گذاری کرد. سرمایه داری تلاش می کند خصلت طبقاتی دولت باقی بماند و رژیم ها را می تواند بارها تغییر داد و درنهایت وضعیت توده های محروم  تغییر نکند.

 

جورج بوش و وزیر خارجه اش اعلام کردند که :" حمله نظامی در دستور کار آمریکا نیست ". چندین سئوال در ذهن تجلی می کند. چه اهدافی آمریکا در رابطه با ایران دارد؟ مکانیسم  توطئه ها چیست؟ وضعیف نیروهای دمکرات و انقلابی در مقابل دسیسه های سرمایه داری چیست؟

 

نیک می دانیم که یکی از اهداف آمریکا که سالیان مدیدی است که درایران دنبال می کند، تسلط و کنترل مستقیم سیاسی و دستیابی به خاک و منابع اقتصادی است. آمریکا برای دخالت نظامی می بایست مقدمات سیاسی را سازماندهی کند. در بخش سیاسی تلاش می کند ، ایجاد اختلاف بین اپوزیسیون و بخشی از آنان را هم برای همکاری جلب کند. متاسفانه شواهد نشان می دهد که این جریان ها تا مرز همکاری نظامی ، امنیتی و سیاسی با پنتاگون پیش رفتند!

 

برنامه  سياسی آمريکا دو هدف را دنبال مي کند: تضعیف رژيم  اسلامي و آماده کردن رژيمی که بعد از آن می خواهد در ايران  قدرت را در دست بگیرد. طبق گفته برخی منابع خبری درمورد روش «تغيير رژيم» در ميان محافل مختلف هيئت حاکمه آمريکا بحث در جريان است. يک نمونه از اين بحثها، طرحی است که اخيرا از سوی «کميته خطرهای کنونی» منتشر شده است.

  

اين کميته متشکل از برخی سران با نفوذ حزب جمهوريخواه آمريکاست. معاون اين کميته جورج شولتز می باشد که در زمان رياست جمهوری ريگان وزير امور خارجه آمريکا بود. طرح اصلی اين «کميته»  برای برکناری مسالمت آميز «رهبر رژیم اسلامی ، سید علی خامنه ای» است. دراین طرح ذکر شده که خامنه ای را بطور مسالمت آميز برکنار و ايران را «دموکراتيزه»

کنند، همانطور که اندونزی و شيلی را بطور مسالمت آميز از «ديکتاتوری به دموکراسی» گذر دادند.

 

 اين طرح شخص خامنه ای و اطرافیان او را در نظر گرفته است و به بقيه سران جمهوری اسلامی وعده تضمين امنيت و سود در رژيم بعدی را می دهد. در اين طرح آمده که: «علی خامنه ای، رهبر ايران يک خطر عمده برای صلح است زيرا مصمم است سلاح هسته ای توليد کند... چند استراتژی را برای کم کردن خطر و تقويت تغييرات دموکراتيک مي توان به فوريت عملی کرد.» و این کمیته به سران آمریکا می گوید باید که: به خامنه ای در مورد متوقف کردن فعاليتهای هسته ای اولتيماتوم بدهد و در صورت عدم توقف اين فعاليت ها، تاسيسات هسته ای ايران را نابود کند؛ از «دموکراتها» و ناراضيان در جهت برکنار کردن خامنه ای حمايت کند و روشن کند که اينها شرکای جديد ما هستند؛  NGO( سازمان های غیر دولتی ) آمريکائي گفته شود که کار در ايران را شروع کنند؛ به سازمان های حقوق بشر خصوصی و دولتی آمريکا گفته شود که در اختصاص بودجه ايرانيان را در الويت بگذارند؛ سفارت آمريکا در تهران را با هدف پيشبرد اين طرح باز کند؛ با استفاده از امکانات گسترده ای که وجود دارد دست به ايجاد روابط با ارتش و نهادهای مختلف جمهوری اسلامی ايران بزند؛ نيروهای آمريکا در منطقه، سازمان سيا، اف بی آی و سازمان مبارزه با مواد مخدر بايد با اينها حول موضوعات مشترک وارد همکاری شوند و به آنها تفهيم کنند که هرکس با آمريکا همکاری کند از تنبيه معاف شده و در دوره آينده پاداش خواهد گرفت؛ آمريکا بايد خواهان انحلال سپاه پاسداران و بسيج، اصلاح يا انحلال وزارت اطلاعات و تحقيق در مورد حمايت دولت ايران از گروه های شبه نظامی مانند انصار حزب الله شود؛ آمريکا بايد دست به تحريم اقتصادی خامنه ای و وابستگان وی و «بنيادهای انقلابی» که 53 درصد صادرات و واردات ايران را در دست دارند بزند؛ و حداقل 10 ميليون دلار بودجه سالانه برای تلويزيون ها و راديوها و شبکه های اينترنتی ايرانی اختصاص دهد. و غيره.

 

در بخشی دیگر طرح آمده که:  فردی را بايد يافت که «با خامنه ای وارد مذاکره شود و به او بگويد که بهتر است از سياست کناره گرفته و به مسجد بازگردد در غير اينصورت با آلترناتيوهائی مانند زندان يا دار مواجه شود... چه کسی مناسب ترين فرد برای انجام اين مذاکره است؟ رئيس جمهور خاتمی برای اينکار مناسب است اما وی تا کنون از خودش ضعف نشان داده است. ايرانيان و دوستان دموکرات آنان بايد بدنبال يافتن فرد يا گروه مناسبی برای انجام اين گفتگو باشند. ما بايد حوزه را تشويق به اتخاذ اين موضع کنيم که حاکميت روحانيت تا قبل از ظهور امام غايب فساد انگيز بوده و براي بنيان های دين خطرناک است. افراد حوزه مشترکا مي توانند نزد خامنه ای رفته و در ابتدا بطور خصوصی به او بگويند که دست از قدرت بکشد و آن را به منتخبين مردم بسپارد و ...»

 

شايد طرح های ديگری هم در کار است. آمريکا  تلاش دارد که ابتکار تغيير و تحولات سياسی  در ايران را از دست ندهد. برای سرمایه داری واضع است که رژيم جمهوری اسلامي در آستانه سرنگونی است. بهمين جهت تلاش مي کند خودش را سردمدار و معمار «تغيير رژيم» در ايران نشان دهد تا از اين طريق اولا، مانع از رشد نيروهای مردمی شود و ثانيا، نيروهائی را خودش از ميان جناح های طرفدار سرمایه در جمهوری اسلامی و بخش نرم تنان اپوزيسيون دست چين و تقويت کند. مواضع جدید سیاسی محسن  سازگارا ها  ، شیرین عبادی ها ،اکبر گنجی ها و...علیه " رهبر" دقیقا در راستا همین طرح است. آنان به هیچ وجه خواستار این نیستند که " اسلام عزیز" در این تحولات ضربه بخورد ، برعکس باید از مصونیت کامل بر خوردار باشد. فقط شخص رهبر را با روش مسالمت آمیز کنار بگذارند.

 

رژیم اسلامی در وضعیت سختی به سر می برد. در میان توده ها منفورو در درون خود مملو از تنش و در بیرون تحت فشار بین المللی است. سالهاست که رژیم اسلامی به کمک سرمایه داری ، جامعه را در شرایط تردید قرار دادند تا توده ها به خود باوری برای مقابل با رژیم اسلامی نرسند و آماده پرداخت هزینه برای آزادی و رهائی از دست این رژیم قرون وسطی نباشند.

 

وضعیف نیروهای دمکرات و انقلابی علیه توطئه های سیاسی و نظامی سرمایه داری  بسیار سنگین است. می بایست تمام طرح ها و ائتلافات جمهوری اسلامی و سرمایه داری به طور واضع و روشن برای توده های بازگو کرد و روند آگاهی  سیاسی توده ها  کمک کرد و جریان های اپوزیسیون که در کنار سرمایه داری قرار گرفته اند، می بایست سریعا از طرف توده ها و جریان های دمکرات و ترقیخواه طرد شوند.

 

راهگشائی پس از انحراف یک انقلاب معمولا از مغز روشنفکران عبور می کند قرن حاضر قرن پیچیده ی است و حل مسائل و معضلات پیچیده محتاج عملکرد سازمان یافته ی نیرو های مجرب و آگاه و مبارزه ضد امپریالیستی است و این پروژه، برنامه می خواهد، جهت می خواهد، اندیشه و عمل سازنده و متحول می خواهد، و گرنه به ضد خود تبدیل می شود و یا در حد عکس العمل های ضد خارجی متوقف خواهد ماند. بخشی از اپوزیسیون سرنگون طلب

به خدمت سرمایه داری در آمدند و بخش کوچکی از اپوزیسیون، (جریان های دمکرات و مترقی) منفعل نظاره گر  اوضاع هستند! و در شرایط داخلی و بین المللی نقشی در راستای  آگاهی و بسیج توده ها برای خودشان متصور نمی بینند.  باید به گروه اول بگویم از تاریخ درس بگیرید  منافع خلق های ایران را برای مطامع تشکیلاتی خود معامله نکنید ولی گروه دوم(جریان های دمکرات و مترقی) می بایست برای افشا توطئه های ارتجاع و امپریالیسم و آگاهی مردم و تدارک قیام توده ای خود را باز سازماندهی کنند و یک اتحاد عمل واقعی در بین این نیرو ها نیاز مبرم شرایط کنونی می باشد.

برای رژیمی با این درجه از منفوریت داخلی و بین المللی، ماندن بر سر قدرت صرفا از طریق ایجاد تفرقه و تشتت در صفوف مردم و اپوزسیون امکان پذیر بوده است. در حالی که رژیم به حفظ قدرت سیاسی به هر قیمت تأکید می ورزد و هیچ چشم اندازی هم برای تغییر در رویّه و ساختار آن مشاهده نمی شود. تنها راهی که برای پویندگان راه آزادی، رفاه، عدالت، دمکراسی و رشد و توسعه کشور باقی می ماند، اسرار بر مقاومت در برابر حاکمیت مطلقه در شکل قیام قهر آمیز توده ای است.

مرداد 1385