سرمقاله نشريه کانون - کانون دمکراتیک پناهندگان     مجید مشیدی

 

چند سال پیش یک مقام وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که به اروپا پناهنده شده بود، در یک افشاگری بی سابقه اعلام کرد که در معاونت های ده گانه وزارت اطلاعات واحدهائی وجود دارد که ماموریتشان ایجاد هسته های تحت کنترل در دورن اپوزیسیون خارج کشور است.  وی در تعریف وظایف  این هسته های تبلیغاتی در خارج کشور گفت:

" اینها افراد، گروهها و رسانه هائی هستند که از طرف وزارت اطلاعات مورد پشتیبانی محتوائی، مالی و تدارکاتی قرار می گیرند تا علیه یکی از جناح ها یا شخصیت های نظام تبلیغ کند. افراد باید از طریق انتشار، سخنرانی ، مصاحبه، حضور در مجالس، تلفن بر روی کانال های تلویزیونی و غیره عمل کنند. رسانه ها باید خط دیکته شده و توافق شده را پیش ببرند و در انتخاب موضوعات، اخبار، مطالب، افراد، برنامه سازان به مسیر تعیین شده توجه کنند. سازمان ها و گروهها   باید در اطلاعیه ها و انتشارات خود، سایت های اینترنت، جلسات و سخنرانی خطوط دیکته شده را پیش ببرند."

 

وی اضافه می کند : " ما افرادی را در خارج کشور داریم که کارشان عبارتست تماس با چهره های سرشناس اپوزیسیون و خود را پیرو و یا هوادار آنها نشان دادن. آنها باید این نزدیک شدن را به طور فعال انجام دهند و با تعریف و تمجید از آن شخصیت تماس های فردی با وی برقرار کرده و بباورانند که با نیت خوب و جهت مبارزه با جمهوری اسلامی عمل می کنند. سپس به تدریج ضمن کشف افکار، عقاید، روانشناسی فردی، روابط و شبکه های همکاری این شخصیت اطلاعات را به وزارت اطلاعات بفرستند و در مقابل دستورات وزارت را در رابطه با آن شخصیت بکار گیرند."

 

این مامور ادامه می دهد: " ما از طریق برخی افراد که با ما همکاری دارند جمع کثیری از ایرانیان خارج از کشور را تحت اختیار داریم ، بدین ترتیب که مامور با افرادی چند در تماس است از آنها کسب اطلاع می کند و به آنها خط می دهند، آنها را له یا علیه کسی یا جریانی تحریک می کند و یا برای توزیع یک شایعه از آنها استفاده می کند."

 

او می گوید:" ما آنچه را که به عنوان موضوع عمده برای رسانه های خارجی باید مطرح شود تعیین می کنیم، در هر زمان ازطریق امکانات رسانه های در اختیار خود، یک موضوع را مطرح کرده و سپس از شبکه خود به این جریان دامن می زنیم. با تلفن های مختلف به رادیو و تلویزیونها این موضوع را به صورت پرسش یا طرفداری و یا انتقاد مطرح کرده و آن رسانه یا آن برنامه ساز را وادار کنند که واکنش بپردازند."

 

وی سپس اضافه می کند:" کار جذب  ایرانیان از طریق واحدهای مربوط به سفارتخانه ها در هر کشور انجام می شود و فقط در آمریکا این کار به عهده افراد مشخصی است. پس از آنکه فرد شناسائی شد بسته به اینکه به ایران رفت و آمد داشته باشد یا خیر کارها تنظیم می شود. معمولا کار جذب افرادی که به ایران می روند و می آیند بسیار ساده است و ریششان راحت در گرو می باشد، سایر ایرانیها را نیز از طریق مختلف اقدام می شود از جمله بوسیله دوست و آشنای آنها و شناخت از زندگیشان، نیازهایشان، مشکلاتشان و تمایلاتشان این کار انجام می شود."

 

این شخص ادامه می دهد:" افراد، رسانه ها و تشکیلات متعلق به وزارت اطلاعات وظیفه دارند که در زمانهای معمول به کار خود بپردازند و نقش رسانه های یا بی طرف و یا مخالف نظام را ایفا کنند . البته مخالف آن بخش از نظام که تعیین و تعریف شده است. در این مواقع عادی هدف فقط پیش بردن اهداف کلی نظام است، یعنی دور کردن افکار از نوع مبارزه رادیکال از یکسو و مانع از شکل گیری یک خط متحد ساز شدن از طرف دیگر. آنها به این دو وظیفه کلی ادامه می دهند تا در مواقع خاص ماموریت های مشخص داده شود. در آن زمان این نیروها باید به آن ماموریت بپردازند و از امکانات خود برای اجرای آن استفاده کنند."

 

وی در باره این ماموریت ها توضیح می دهد:"  مثلا آنکه علیه فلان جریان اپوزیسیون یا یک تشکیلات و یا یک شخص وارد عمل شوند و اجازه ندهند که این جریان یا شخصیت مطرح شود و پا بگیرد. معمولا جریان اینطورست که خط اصلی توسط تهران تعیین می شود و یکی از رسانه های در شبکه وزارت اطلاعات، آنرا مطرح می سازد، بلافاصله وسایل ارتباطی دیگر شبکه و یا افراد درون آن کار خود را آغاز کرده و این خط را به پیش می برند. همه ابزارها به کار گرفته می شود: مطبوعات ، اینترتت، رادیوها ، تلویزیونها ، تلفن و ارتباط فردی، تشکیل جلسه و سخنرانی، گرد هم آیی و سمینار و امثالهم و غیره . همه راهها مجازند به شرط آنکه خط را پیش برند و تبلیغات را تقویت کنند. هدف اشغال صحنه توسط موضوعات مورد نظر وزارت اطلاعات است."

 

او همچنین می گوید : " از دانشجویان بورسیه حداکثر استفاده می شود، آنها در هر سفر به ایران جلسات ویژه دارند و تخلیه اطلاعاتی شده و توجیه می شوند. علاوه براین گزارش ماهیانه باید بدهند و یا گزارش ویژه اگر لازم باشد. از همسران دانشجویان بورسیه برای نفوذ به خانواده های ایرانیان مقیم هر کشور استفاده می شود. ماموریت های مانند تلفن زدن به رسانه ها نیز با آنهاست. بعضی حتی دوره آموزشی قبل از اعزام طی کرده اند. در زمان حضور در هر کشور نیز گزارش های ویژه دارای ارزش حتی پاداش دریافت می کنند. هر چند زوج دانشجوی بورسیه تحت نظر یک مسئول اداره می شود که معمولا با سفارت و یا مستقیم با تهران در ارتباط است ."

این مامور سپس می افزاید:" پر کردن صحنه تبلیغاتی و رسانه های خارج از کشور یک کار هماهنگ میان وزارت اطلاعات و خارجه و نیز سازمان دولتی دیگر مانند سازمان تبلیغات اسلامی است. بودجه آن از طریق چندین منبع از جمله دفتر ولی فقیه و نیز بودجه ویژه ای  اداره می شود. چندین رابط در لندن کار توزیع این بودجه را در اروپا به عهده دارند و یک رابط در امارات نیز برخی دیگر از این افراد و رسانه ها را مورد حمایت مالی قرار می دهند.در دبی در پوشش یک تجاری این کارها صورت می پذیرد."

 

او هم چنین اضافه می کند:" شناسایی مخالفان فعال در خارج کشور و تهیه پرونده از آنها جزو وظایف اولیه شبکه است و آنها چندین کارشناس کامپیوتر برای این منظور به خارج از کشور ارسال داشته اند."

 

با توضیحات فوق متوجه می شویم که رژیم اسلامی همیشه از فعالیت اپوزیسیون در خارج از کشور وحشت داشته است.

افرادی را مشاهده می کنیم ، تحت عنوان پناهجو و مخالف رژیم وارد احزاب ، سازمان های اپوزیسیون و تشکیلات پناهندگی می شوند و خود را مخالف رژیم جا زده و مشغول جمع آوری اطلاعات برای دستگاه آخوندی می شوند و پس از دریافت  پناهندگی به کمک همین سازمان های ضد رژیم در کمتر از دو ماه به سفارتخانه رژیم رفته و تقاضای پاسپورت می کند و بی شرمانه علیه پناهجویان و پناهندگان و سازمان های اپوزیسیون و شخصیت های مبارز لجن پراکنی می کنند و بدین ترتیب وارد یک دوره همکاری جدید با رژیم اسلامی می شوند.

 

رژیم اسلامی همواره تلاش کرده که به طرق مختلف درمیان اپوزیسیون و جامعه پناهندگی نفوذ کرده و از درون ضربه بزند  و سعی دارد با جنگ روانی، آنان را تضعیف و بی اثر نماید. پس می بایست این دستگاه پلید اطلاعاتی در خارج از کشور و مزدورانش را شناسائی و در اسرع وقت جملگی را افشا کرد!