نگرشی به آینده کارگران در قرن بیست و یکم

آیا قرن بیست و یکم خواهد توانست سرآغاز و طلیعه دوره ای از اشتراک در درآمدها باشد یا این قرن هم شاهد روندهای گذشته خواهد بود؟دو سناریوی جهانی که "گزارش توسعه جهانی در سال 1998" سازمان ملل به آنها پرداخته، احتمالات و خطراتی را بیان می کند که کارگران در مناطق عمده جهان با آن مواجه خواهند بود!

اولین سناریو ( که ناخوشایند است ) فرض می کند که روند گذشته ادامه خواهد یافت. چون تداوم این روند احتمالا منجر به گسترش اختلافات بین مناطق مختلف و گسترش عدم تساوی در درآمدها در میان بعضی از کشورها خواهد شد، ما این سناریو را سناریوی " افتراق یا واگرائی" می نامیم. دومین سناریو که سناریوی " همبستگی یا همگرائی" است، ترکیب خط مشی های داخلی قوی و متعادل( برای هر کشور) با ائتلاف عمیق بین الملی را بیان می کند.

هر دو سناریو چنین فرض می کند که گرایش به سوی تکنولوژی به نفع کارگران ماهر، که مشخصه دو دهه گذشته می باشد ادامه خواهد یافت. هر دو سناریو جنبه توصیفی دارند اما در عین حال ما را به نحو شایسته ای در مورد دلایل موفقیت و ناکامی راهنمائی می کنند و هم به فعالیت های موجود در پهنه اقتصاد و هم به فعالیت ها درترکیب بین المللی توجه دارند.

عوامل عمده تعیین کننده وضعیت کارگران در آینده، سرمایه گذاری داخلی، آموزش، زیرسازی و تکنولوژی است. سناریوی افتراق فرض می کند که روندهای فعلی سرمایه گذاری ادامه یافته یا بدتر می شوند، تعداد افرادی که در مدارس ثبت نام می کنند کاهش می یابد و رشد کل بهره وری نیروی کار کند خواهد بود.

سناریو ی همبستگی باید از طریق افزایش در نرخ پس انداز به میزان کم، کاهش کمبود مالی در کشورهای غنی، و به گسترش درآمدن منطقی سرمایه در عرصه بین المللی، تقویت و حمایت شود که این امر پیشبرد و توسعه را هم در بر می گیرد. تلاش و فعالیت ها باید مخصوصا درمناطقی که در پائین صحرای آفریقا واقع شده اند بیشتر باشد.

صحنه بین المللی حائز اهمیت فراوانی است. سناریوی افتراق فرض می کند که سیستم های فعلی از اقتصاد و بارزگانی به حمایت خود ادامه خواهند داد که در این صورت آن کشور ها (کشورهای واقع در زیر صحرای افریقا) یا باید دنباله رو باشند و یا اینکه از طریق نوعی دیگر از سیستم

 

1

 

 

حمایتی منطقه ای، منافع از دست رفته را جبران کنند. از دید سناریو همبستگی به طور کامل به اجرا در می آید و پیشرقت زیادی در نگرش به کشاورزی را ، هم در سطوح منطقه ای و هم در سطح چند جانبه در برمی گیرد.

در سناریوی " افتراق" رشد صادرات آهسته بوده و تغییر اندکی در تقسیم کار بین المللی حاصل می شود. ولی بر عکس در سناریو همبستگی، اتحاد جهانی روی سرمایه گذاری و مردم اثر می گذرد و منافع خالص عمده ای را حاصل می کند و مناطق در حال توسعه با سرمایه گذاری روی مهارت ها کارگران شان، در بازار جهانی در حال گسترش، پله های تکنولوژیک را طی می کنند.

این دو سناریو در رابطه با موضوع رشد در هر منطقه با هم اختلاف دارند اما در رابطه با نتایج مترتب به نیروی کار در کشورهای مختلف، از اختلاف ظریف و دقیق تری برخوردار می باشند. سناریو افتراق بیانگر رشد آهسته دستمزد در بسیاری از کشورها و افزایش عدم تعادل میان مناطق مختلف است، در مقابل سناریوی هبستگی افزایش در آمدها و کاهش عدم تعادل بین بسیاری از کشورها و مناطق را نشان می دهد. تفاوت بین رشد آهسته، نامتعادل از طرف دیگر، از ساختارهای اقتصادی خاص مناطق که میراث گذشته هستند، فعالیت های مرتبط با مزیت نسبی و رقابت و منافع مختلف خطر، ناشی می شود. حال ببینیم نتایج حاصل از دو سناریو برای مناطق خاص یا یک کشور خاص چگونه تعریف می شود؟

کشورهای برخوردار از اقتصاد صنعتی

در این کشورها انتظار می رود که کارگران به جای تولید کالاهائی که نیازمند مهارت پائین و متوسط هستند، به تولید کالاها و خدماتی بپردازند که از تکنولوژی بالائی بهره می برند و این روند ادامه پیدا کند. از دید سناریوی افتراق، پیشرفت کند بوده و به علت کسری مالی زیاد و صادرات پائین، تقاضا برای کارگران ماهر کاهش می یابد.

رقابت فزاینده از سوی تولید کنندگانی با هزینه تولید پائین و تغییر فنی مغرضانه، باعث افزایش عدم تعادل می شود، در حالی که از دید سناریوی همبستگی، شرایط داخلی و خارجی مطلوب تر بوده و صادرات کالا های برخوردار از تکنولوژی بالا سریعا توسعه می یابد. در نتیجه تقاضا برای مهارتها سریعا افزایش می یابد و کارگران سریعا مهارتشان را افزایش می دهند، دستمزد کارگران غیر ماهر هم افزایش یافته و عدم تعادل کاهش می یابد.

آسیای شرقی

اقتصاد تازه صنعتی شده آسیا در مسیر تولید کالاهائی است که نیاز به مهارت متوسط دارند و به طرف تولید کالاها ئی برخوردار از تکنولوژی بالا حرکت می کند. از طرف کشورهای صنعتی این خطر وجود دارد که واکنش

نشان داده و این حرکت را متوقف سازند و از طرف کشورهائی که اقتصادشان سطح دستمزدها پائین است، خطر فشارهای رقابتی وجود دارد. آهسته کردن حرکت تولید باعث می شود که دستمزد پائین برای تمام کارگران رایج شود و گذر سریع از یک مرحله ممکن است کمبودها را آشکار ساخته و باعث پیدایش دوره ای موقت شود که در این دوره آموزش دهندگان، درآمد کلانی کسب کنند و عدم تعادل مضاعف شود

.

کشورهای برخوردار از اقتصاد متحول و درحال تبدیل

آنگونه که در مورد آسیای شرقی صادق است، فعالیت اقتصادی همراه با برنامه ریزی متمرکز قبلی، باعث افزایش کیفیت کالاها شده و این کشورها را به عنوان تولید کنندگان عمده کالاهای نیازمند به تکنولوژی متوسط و بالا تثبیت می کند. اما این کشورها کار مضاعف دیگری هم دارند و آن توسعه اقتصاد بازار است. در این راستا اگر اطلاحات ناموفق باشد منجر به عدم ثبات، سرمایه گذاری پائین و نهایتا رشد پائین می شود ولی اگر اصلاحات موفقیت آمیز باشد، می تواند چرخه مناسبی از سرمایه گذاری در حالت اول توزیع درآمد و در نهایت خیلی ناعادلانه می شود در حالی که در حالت دوم توزیع دستمزدها به طور مطلوب بوده و توسعه خدمات به حفظ تقاضا برای کارگران غیر ماهر کمک می کند.

آمریکا ی لاتین

آمریکای لاتین فعالیت در معدن و کشاورزی را به طور مطلوبی توسعه داده و سریعا تبدیل به تولید کننده کالا های برخوردار از تکنولوژی توسعه یافته خواهد شد. این خطر وجود دارد که عدم تعادل عمده ای ایجاد شود که این خود می تواند باعث نگهداشتن رشد در حد پائین بشود، تا جائی که از یک طرف رقابت فزاینده از سوی تولید کنندگانی که دستمزد کمتر می پردازند و از طرف دیگر کاهش سوبسید محصولات کشاورزی می تواند به کارگران غیر ماهر ضربه بزند. به هر حال این امکان وجود دارد که از طریق سرمایه گذاری و آموزش بیشتر به رشدی موزون دست یابیم و در جائی واقع شویم که تمام کارگران سود ببرند که این امر منوط به غنی سازی اصلاحات است. در این منطقه گسترش و ایجاد ثبات سیاسی و جلوگیری از تغییر کمک خواهد کرد و امکان دارد عدم ثبات در گردش سرمایه را هم کاهش دهد.

خاور میانه و شمال آفریقا

از بعضی جهات فعالیت های این منطقه مشابه فعالیت های آمریکا لاتین است اما یک جنبه دیگری که این منطقه دارد، گذر از مرحله رشد از طریق هدایت دولت و خطرات مربوط به امنیت منطقه است. اگر رشد پائین باشد، عدم تعادل افزایش یافته و منجر به سرمایه گذاری پائین، جنگ بر سرمایه و انزوای فزاینده بین المللی می شود. چنین نتیجه ای ظاهرا به نفع نیروی کار با سواد است ولی باعث افزایش بیکاری در میان تحصیل کرده ها می شود. به هر حال اگر چناچه خصوصی سازی و اصلاحات تجاری موفقیت آمیز باشند، طراحی مسیری برای رشد به همراه کاهش سریع عدم تعادل، امکان پذیر می باشد.

هدف از این فعالیت ها تقویت صادرات است که از صادرات کالاهای نیازمند به مهارت کمتر شروع شده و سریعا به صادرات کالاهای نیازمند به مهارت بالا می رسد و این امر باعث می شود که قبل از اینکه به طور کامل اجراء شود، تولید کنندگانی که دستمزد های پائین را می پردازند، غافلگیر شوند. در این منطقه امکان همکاری نزدیک با اروپا و حل و فصل مسالمت آمیز تضادهای قدیمی منطقه ای، فرصت هائی را برای رشد ایجاد خواهد کرد.

 

3

 

جنوب آسیا و چین

کشور های این منطقه فعلا در تجارت بین المللی ضعیف هستند. اگر چناچه این کشورها بیشتر وارد تجارت بین المللی شوند باعث خواهد شد تقاضا در سراسر جهان افزایش یابد ولی در عین حال باعث افزایش کلی فشار های رقابتی بر روی کارگران غیر ماهر خواهند شد. با وجود اینکه کشاورزی این منطقه نیازمند توسعه است ولی خطراتی نیز همراه این توسعه وجود دارد ( که به کشاورزان آسیب می رساند)، امکان وجود مناسبات عمده تجاری باعث از میان رفتن صنایعی می شود که به مهارت پائین نیاز دارند (به کارگران فقیر شهری آسیب می رساند) و چنین اصلاحاتی در چین ممکن است منجربه کاهش سطح دستمزدها بشود. همزمان با عملکرد این عوامل که باعث افزایش عدم تعادل می شوند، نیروهائی هم وجود دارند که در جهت مخالف عمل می کنند. اگر چناچه افزایش در قیمت غذا باعث افزایش قیمت محصولات تولیدی کشاورزان شود، صنایع دولتی خصوصی شوند و گرایشی که در روند تجاری به ضرر روستا ها وجود دارد تصحیح شود، فرصت های رشد، موزون افزایش خواهند یافت. هر چه توسعه صادرات کالاهائی که تولید شان نیاز به مهارت کمتری دارد با سرعت انجام گیرد، به همان سرعت فقر در این کشورها کاهش می یابد و این خود فی نفسه با این مساله مرتبط است که به کشورهای با اقتصاد پیشرفته با چه سرعتی ساختارهای تولید خود را بهبود بخشیده و تولید کالا های کاربر را متوقف می سازند.

کشورهای واقع در منطقه زیر صحرای آفریقا

جهت هماهنگی با نظم نوین جهانی که در حال رشد است، باید تلاش زیادی در جهت رفع گرفتاریهای آفریقا صورت گیرد. اگر چنانچه روندهای گذشته ادامه یابند (فقر اقتصادی- خطرات سیستمی و سرمایه گذاری پائین) و به انزوای قاره سرعت خواهد بخشید. اگر سیاستها ( داخلی و بین المللی) در جهت جذب سرمایه گذاریهای بیشتر و افزایش بهره وری نیروی کار باشد و مخصوصا اگر سیاست های صادراتی براین اساس باشد که آفریقا مجددا مزیت های خود را در محصولات باز یابد، امکان دارد در این حالت، رشد کاربر و متعادلی حاصل شود.

نتیجه

تحت هر سناریو عدم تساوی بین المللی فقط اندکی تغییر خواهد کرد اما سناریوی همبستگی و توصیف آن می تواند نقطه شروعی برای کاهش تفاوت های عظیمی باشد که در حال حاضر وجود دارد. نسبت موجود بین دستمزد های غنی ترین و فقیر ترین گروهها در سلسله مراتب دستمزد های بین المللی ( کارگران ماهر کشورهای صنعتی و کشاورزان آفریقا) می تواند به طور تخمینی از 1/60 در سال 1998 به /501 در سال 2010 کاهش یابد.

اما سیاست هائی که به اهداف مشترک توجه دارند، دنبال نشوند، واقعا اوضاع وخیم خواهد شد:

تحت سناریو افتراق، نسبت در آمد های نیروی کاربین این دو گروه می تواند به حدود 1/70 کاهش یابد.

 

4

 

 با نگاهی به خلاصه چند صد صفحه ای " گزارش توسعه جهانی1998" سازمان ملل که نیرو های کار جهانی را به چه ترتیب تقسیم کرده است، متوجه می شویم که سرمایه داری با چه بحرانی دست به گریبان است . بحرانی که خود نقش آفرین آن بوده است.

رشد اقتصادی آمریکا سالهای 2000-1992 به پایان رسیده است و روند رشدافزایش از 2% به 5% خوش بینی صوری بوجود آورد بود ، پایان یافته است. تولید صنایع از ماه ژوئیه 2001 رو به کاهش است، افزایش بیکاری سیر صعودی خود را طی می کند. دوران اخراج کارگران آغاز و دوران طلائی سرمایه داری به پایان رسیده است. دیگر سیستم تولید و مصرف جوامع سرمایه داری مانند سالهای قبل مورد تائید کارشناسان نمی باشد و رفته رفته بحران سراسر کشورهای سرمایه داری را فرا می گیرد .

در رابطه با موضوع عمده تحولات جهانی و ثبات در قرن بیست و یکم، واقعیت این است که موجودیت تحولات جهانی قطعی است اما ثبات چطور؟

به باور نگارنده، برای نظام سرمایه داری ثبات دوام چندانی نخواهد داشت. آنچه که ثابت و پایدار خواهد بود همانا خود تغییر است . نه تنها صاحبان سرمایه ، مردم نیز متوجه ضرورت تغییر شده اند و باید گفت که عصر تحول فرارسیده است. به راستی عامل این همه بی عدالتی چه سیستمی است؟ به قول مارکس " سرمایه داری که بسیار تولید می کند " آدم خوار است " زیرا انسان را نیز " می خورد". ولی راستی سرمایه داری چه چیزی را مصرف می کند؟ بدن انسان ها را ؟ این که از مدت ها پیش مورد مصرف قرار گرفته است و مفهوم قدیمی " پیکره های تولید کننده" گواه آن است." (1)

چه وظیفه ای بر عهده ماست؟ در وضعیت فعلی جهان، به دلیل فشارهای کشورهای سرمایه داری برکشورهای جنوب ، آنها را منزوی خواهند کرد تا این کشورها به قوانینی که از طرف سرمایه داری دیکته شده است را قبول کنند. در این شرایط شکی نیست که کشورهای جنوب در فرهنگ و اقتصاد کشورهای شمال استحاله شده و به کشورهائی فقیر و مصرف کننده تبدیل خواهند شد.

به نظر نگارنده کشورهای جنوب باید با یکدیگر متحد شوند و با استفاده از انحصار منافع طبیعی ( اکثرا در کشورهای جنوب استخراج می شود) فشارهائی را در جهت تعدیل قوانین به کشورهای شمال اعمال کنند. و نهایتا در راستای مبارزه سازمان یافته بین المللی، ساختار سرمایه داری را هدف قرار دهند تا در روند مبارزات این نظام ستمگر را نابود و عدالت اجتماعی را در تمام مناطق جهان برقرار کنند.

 

 

1- مفهوم " پیکره های تولید کننده" به عنوان اندام بیولوژیکی که در روند تولید ادغام می شود، در نوشته های مارکس وجود دارد( به کتاب " سرمایه" در آثار کامل چاپ گالیمار 1965، کتاب نخست: توسعه تولید سرمایه داری بخش چهارم) تولید ارزش اضافی نسبی فصل سیزدهم همکاری، رجوع شود.