در بخش " روابط بلند مدت  با ایرا ن" گروه کاری شورای روابط خارجی چنین نظر می دهد.

"واشنگتن بايد اطمينان حاصل كند كه گفتارها و سياست‌هايش معطوف سياست‌هاي نامطلوب دولت ايران شود و نه متوجه مردم ايران. تلاش براي منزويساختن مردم ايران به هدف ايجاد دموكراسي در ايران يا منطقه كمك نميكند. مناسبترين و موثرترين مكانيسم براي كمك به فرايند اصلاحات در ايران، تقويت روابط سياسي، فرهنگي و اقتصادي بين جمعيت آن كشور و مردم ديگر مناطق جهان است. بهطور مشخص اين امر بايد موجب جذب تدريجي ايران به فعاليتهاي خاورميانهاي آمريكا و ديگر برنامههاي اصلي منطقهاي و صدور مجوز فعاليتهاي سازمانهاي غيردولتي آمريكايي در ايران شود. دولت آمريكا همچنين بايد مراقب باشد كه پيام آن كشور هم براي حكومت و هم براي مردم ايران كاملاً شفاف و روشن مطرح گردد و آن پيام عبارت است از اينكه ايالاتمتحده مايل به گفت‌وگو در زمينه علايق دوجانبه مي باشد و از سرگيري روابط نيازمند واكنش هيئت ايران نسبت به نگرانيهاي ايالاتمتحده است.

 

7

 دولتهاي پيشين ايالاتمتحده، سياست خود نسبت به ايران را حول محور قدرت مجازاتهاي اقتصادي در تغيير مواضع و رفتار اين كشور بنا كردهاند. با اين حال ماهيت گسترده و يكجانبه تحريم اقتصادي آمريكا، واشنگتن را از دو اهرم جدي محروم ساخته است و اين دو عبارت‌اند از قدرت نفوذ ناشي از مشروطكردن روابط تجاري به تقويت روابط سياسي و تأثيرات گسترده روابط تجاري بر يك فرهنگ سياسي در حال تحول. گروه كاري، در نهايت چنين نتيجه ميگيرد كه روابط اقتصادي بين ايالاتمتحده و ايران بايد مشروط به بهبود روابط ديپلماتيك ميان دو كشور شود. گامهاي كوچك همچون تجويز تجارت ميان دستگاههاي تجاري آمريكا و بخش خصوصي نسبتاً كوچك ايران بايد بهعنوان ابزارهاي سنجش اعتمادسازي در نظر گرفته شود كه ميزان حمايت از واردشدن كامل حكومت ايران به جامعه بينالمللي را در آن كشور افزايش خواهد داد. به علاوه ايالاتمتحده بايد تلاشهاي خود براي جلوگيري از ارتباط ايران با نهادهاي مالي بينالمللي را كنار بگذارد، زيرا اين تلاشها ذاتاً مغاير هدف اصلاح حكومت در تهران است. تجويز آغاز مذاكرات ايران براي پيوستن به سازمان جهاني تجارت موجب تشديد فشار به تهران براي پاسخگويي و شفافيت خواهد شد و ميتواند تكامل ايران به سمت دولتي را كه به شهروندان و همسايگان خود احترام ميگذارد، تسهيل نمايد."

 

و در نهایت تاکید می کند که " اقدامی برای سرنگونی رژیم به نفع منافع آمریکا نیست و سیاستمداران می بایست در این زمینه هوشیار باشند که تا به امروز جمهوری اسلامی به هر جهت حامی منافع ما بوده است." جای تاسف است که بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی ! هنوز برای رسیدن به قدرت چشم امید به سرمایه داری آمریکا بستند! در بخش دیگری از این گزارش آمده است که:  

 

ايالاتمتحده آمريكا در پرداختن به مسائل ايران بايد هرگونه جهت از تغيير حكومت را كنار بگذارد. اين لحن گفتار خاطره مداخله ايالات‌‌متحده در كودتاي 1953 را كه به سرنگوني نخستوزير ايران محمد مصدق انجاميد، زنده خواهد كرد. بنابراين دلايل حمايت از تغيير حكومت تنها باعث تحريك احساسات ملي ايرانيها خواهد شد و اين درست مغاير اهداف سياست مورد نظر است

 

تلاش براي منزويساختن مردم ايران به هدف ايجاد دموكراسي در ايران يا منطقه كمك نميكند. مناسبترين و موثرترين مكانيسم براي كمك به فرايند اصلاحات در ايران، تقويت روابط سياسي، فرهنگي و اقتصادي بين جمعيت آن كشور و مردم ديگر مناطق جهان است

به نفع ايالاتمتحده است كه در مذاكرات اوليه براي تدوين يك موافقتنامه جهت همكاري هستهاي با ايران، روسيه را نيز درگير نمايد و از سوي ديگر به روسيه اجازه دهد كه زبالههاي هستهاي داراي منشأ آمريكايي را نيز وارد نمايد  

ايالات متحده بايد بدون استفاده از زبان تغيير حكومت كه ممكن است موجب تحريك عواطف ملي در راه دفاع از رژيم كنوني حتي در ميان مخالفان حكومت شود، برقراري دموكراسي در ايران را تبليغ كند.

 

در انتها باید خاطر نشان کنم ،در حالی که رژیم اسلامی حاکم بر ایران به حفظ قدرت سیاسی به کمک سرمایه داری بین المللی تاکید می ورزد، تنها راهی که برای پویندگان راه آزادی، رفاه، عدالت و رشد و توسعه کشور باقی می ماند، اسرار بر مقاومت در برابر تمامیت این رژیم در شکل قیام قهر آمیز توده ای است.

 

دسامبر 2005