اتحاد عمل مبارزاتی!

 

مدتی است که جریان های سیاسی و اشخاص منفرد از من خواستند که نظرات خودم را در رابطه با اتحاد عمل سیاسی را به طور علنی اعلام کنم. در این مقاله سعی خواهد شد که به این مسئله  پرداخته و امیدوارم خوانندگان محترم نظرات خود شان را برای نگارنده ارسال کنند.   

 

اوضاع سیاسی حاکم بر ایران پیوسته بحرانی تر می شود. نارضایتی کارگران و زحمتکشان بنحو روز افزونی رشد می یابد. اعتراضات و مبارزات توده ای بسط و گسترش می یابد و اشکال علنی تری به خود می گیرند و ورشکستگی سیاست های رژیم در عرصه مختلف اقتصادی- سیاسی بیش از بیش آشکار می گردد.

 

تقریبا تمام جریانات سیاسی اپوزیسیون که وابسته به طبقات و اقشار مختلف اند،سعی دارند از طریق متحد ساختن گرایشات سیاسی نزدیک بخود و ایجاد یک قطب سیاسی نیرومند، خود را بدیل حکومت قرار دهند. اما  مسئله این است که بر سر چه اهدافی و تا کجا می توانند وحدت داشته باشند و در نهایت این وحدت را در عمل نشان دهند.  آیا می توان  به ائتلاف  و اتحاد عمل با جریان های که گذشته شان مملو از خیانت به طبقه کارگر و زحمتکشان بوده است، دست زد؟ مشخصا پاسخ منفی است! اتحاد عمل می بایست با جریانات انقلابی و دمکرات سازماندهی شود. این اتحاد عمل موقت باید بر سر مجموعه مطالبات عمومی دمکراتیک استوار باشد و بعد در راستای منافع کارگران و زحمتکشان به یک اتحاد عمل پایدار تبدیل خواهد شد.

 

به نظر نگارنده معیار اتحاد عمل مابین جریان های و شخصیت های منفرد در اپوزیسیون نباید سرنگونی رژیم اسلامی باشد بلکه پلاتفرم های این جریان ها بعد سرنگونی و دیدگاه طبقاتی آنان بسیار اهمیت دارد.  پس دیدگاه احزاب ، سازمان های سیاسی و شخصیت های منفردی که معتقد به برقراری یک حکومت دمکراتیک و انقلابی اند ، مناسبت ترین و پایدار ترین اتحاد عمل است.مسئله سرنگونی رژیم اسلامی حاکم بر ایران یک ضرورت تاریخی است و تحولات انقلابی و دمکراتیک نیاز مبرم و جدی جامعه است. در پی چنین تفکری ما نیاز به یک پلاتفرم برای اتحاد عمل داریم . این پلاتفرم، با در نظر گرفتن شرایط بحرانی در دورن حاکمیت و ایجاد و تشدید بحران اقتصادی و سیاسی باید  محتوی یک پلاتفرم انقلابی باشد.مواردی که باید دراین پلاتفرم ذکر شود:

 

1- سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استفرار یک حکومت دمکراتیک و انقلابی

2- انحلال بازو نظامی رژیم و در عوض تسلیح عمومی مردم و تشکیل شورا ها در سراسر کشور 3- تامین آزادی های سیاسی و لغو هر گونه تبعیض (جنسیت ، قومیت ، ملیت)4- آزادی اندیشه ، آزادی مطبوعات 5- حق تشکیل سندیکا، شورا و احزاب و سازمان های سیاسی 6- برخورداری زنان از حقوق کامل اجتماعی و سیاسی برابر با مردان7- جدائی کامل دستگاه دولت از مذاهب 8- حق تعیین سرنوشت خویش برای ملیت های تحت ستم ایران 9- لغو کلیه قراردادهای اسارت بار امپریالیستتی 10- ملی کردن صنایع و موسسات متعلق به بورژوازی بزرگ و انحصارات امپریالیستی 11- ملی کردن تجارت خارجی و موسسات ارتباطی و حمل و نقل بزرگ 12- برقراری کنترل کارگری بر تولید و کنترل توده ای بر توزیع 13- ملی کردن کلیه اراضی و مراتع، منابع طبیعی و زیر زمینی14- ......

 

 

 این پلاتفرم مبنای یک اتحاد عمل برای جریان های انقلابی و دمکرات است .در کلیه موارد فوق به هیچ وجه  مطالبات سوسیالیستی وجود ندارد و می بایست مورد تائید هر جریان سیاسی که مدعی انقلابی و دمکرات بودن را دارد قرار گیرد. چرا چنین نیست ؟ باید گفت امروزه دیگر بر همگان روشن است جنگ ، جنگ طبقاتی است و

لاغیر!

 

چرا ما خواستار شویم که تمام طیف های اپوزیسیون برای یک اتئلاف راست کنار هم قرار بگیرند ، آیا این چنین اتئلاف ها درنهایت به نفع توده های محروم ایران خواهد شد؟ مسلما این چنین نیست!

 

امروزه در سطح وسیعی از جریانات اپوزیسیون اعم از بورژوازی و خرده بورژوازی و  عوام فریب بانی که خود را نمایندگان طبقه کارگر! می دانند،  شعار سرنگونی می دهند. بسیار روشن است که این مجموعه از هر تحول انقلابی در جامعه وحشت دارند و در مقابل این خط انقلاب از پائین صف آرائی کرده اند. پس شعار سرنگونی دادن دلیل و تضمین برای برقراری دمکراسی در فردا سرنگونی نیست. جریان های که در یک اتحاد عمل انقلابی و دمکرات  شرکت می کنند در سر  حکومتی که در آن قدرت در دست توده های محروم باشد را می پرورانند. ولی نباید اتحاد عمل های مقطعی بر سر مطالبات عمومی دمکراتیک با هر نیروی انقلابی و دمکرات غافل شد چونکه همین اتحاد عمل ها مقطعی نیز برای مبارزات کارگران ضروری است و در دراز مدت به اتحاد عمل پایدار تبدیل خواهد شد.   

 

بورژوازی ایران در داخل و خارج از کشور ، ارتجاعی تر از آن است که حتی یک دمکراسی بورژوازی را تحمل کند. اگر چنانچه این جناح ها به قدرت برسند،به میزان دیکتاتوری شاه و شیخ متوسل به سرکوب خواهند شد. اتئلافی که نیروهای رسوائی مانند سلطنت طلب و توده ای ها در آن حضور داشته باشند در میان توده ها اعتباری نخواهد داشت و اگر در نهایت چنین اتئلاف و اتحاد عملی به کمک امپریالیست ها شکل بگیرد مشخصا نماینده واقعی بورژوا ملی به آنان می پیوند. چندین سال است که در شعار های " امروز فقط اتحاد" و " همبستگی ملی" برای یک چنین اهدافی ساخته شده است. نیروهای انقلابی و دمکرات نمی توانند  نسبت به این دسیسه ها بی توجه باشند. هر چه به پیش می رویم جریانات بورژوازی برای انحراف جنبش توده ای و تغییر از بالا به کمک سرمایه داری  متشکل تر می شوند. در مقابل وظیفه نیروهای انقلابی و دمکرات ایجاد یک آلترناتیو انقلابی و دمکرات در برابر آلترناتیو ارتجاعی بورژوازی است.

 

تیر ماه 1384