یک فریب دیگر !

یک بار دیگر در پی فراخوانی  بنام" فراخوان ملی!" در داخل و خارج کشور  تعدادی از جریان های و اشخاص معلوم الحال و طرفدار و حامی سرمایه بر طبل تو خالی آن می کوبند.  اکثریت این جریانها و افراد به نظر نگارنده در سال های گذشته خیانت شان - در زمان رفسنجانی و خاتمی - بر توده های ستمدیده پوشیده نیست.  سال گذشته مقاله ای اینجانب نوشتم بنام " چگونه می توان رژیم اسلامی را سرنگون کرد"  در  آن مقاله گذری کوتاه به رفراندوم شده است. هم اکنون مشاهده می کنیم که رژیم اسلامی حاکم بر ایران به یاری کشور های سرمایه داری و دوستان اصلاح طلب در داخل و خارج ، برای بقای خود، جملگی را بسیج کرده تا مبارزه قهر آمیز توده ای را به انحراف بکشد و یک بار دیگر سرنگونی را چند دهه دیگر به تاخیر بیاندازد. در نهایت طبقه حاکم  برای دفع فشار جنبش های اجتماعی، تنها به آن رفرم هائی اکتفا می کند که موجودیت و تسلط آن صدمه نزنند و هدفش تثبیت وضع و جلوگیری از تحول بنیادیست و البته در جریان عمل همیشه سعی و تلاش می کند ،هدایت این خیمه شب بازی از دستش خارج نشود. باز نگری این مقاله شاید مفید واقع شود. بخشی از این مقاله را باهم مرور می کنیم.

مدتی است که نیروهای سیاسی مختلف مشترکا شعار رفراندوم را سر می دهند .از جمله طرفداران اصلاحات در داخل و خارج کشور، سلطنت طلبهای طرفدار رضاپهلوی ، طرفداران جمهوري خواهان( چه لائیک و غیر لائیک) و همچنین بخشی از گروههای چپ! ( همکاران سابق رژیم اسلامی ) و سازمان مجاهدین.

بعضی خواستارند که رفراندوم در رابطه با ولایت فقیه باشد، رضا پهلوی خواستار بازگشت سلطنت تحت یک رفراندوم است و تعدادی خواستار به رفراندوم گذاشتن نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی هستند. بخشی از گروهها ی چپ- راه کارگر-، رفراندم را یک تاکتیک برای سرنگونی رژیم جهل و جنون اسلامی می دانند.

از خود باید پرسید آیا واقعا رفراندوم می تواند یک رژیم را تغییر دهد؟ چه تجارب تاریخی در این زمینه وجود دارد؟ باید برای مردم مشخص شود که رفراندوم به عنوان یک روش مبارزاتی چه خطراتی برای توده ها به همراه خواهد آورد.

در نظامهای بورژوائی رفراندوم اصولا بازگو کننده اراده سیاسی مردم و اعمال حاکمیت توده ای نبوده و نیست و معمولا نقش فریب مردم و منفعل کننده توده ها را دارد.

به طور کلی افراد و جریانهایی که رفراندوم را از مناسبات قدرت و مناسبات طبقاتی موجود، به عنوان عالی ترین شکل دمکراسی برای مشخص شدن نظام یک کشور و دخالت مردم بر سرنوشت سیاسی خودشان قلمداد می کنند، یا عوام فریبند یا متوهم.

در شرایط فعلی سر دادن شعار رفراندوم بازگو کننده مطالبات توده ها و واقعیات روشنی از مبارزه طبقاتی را انعکاس نمی دهد. بلکه بطور یقین نقش بسیار مخرب را در پیش رو خواهد داشت .این عمل خاک پاشیدن به چشم توده های ستمدیده است و در راستای منافع امپریالیسم قرار می گیرد.  

 تعدیل نظام اجتماعی که در طول اعصار پدید آمده است، همواره نتیجه تغییر ناگهانی و قهر آميز در پی جنگها، انقلابات یا ترکیبی از این دو بوده است. امروز دولتی وجود ندارد که محصول چنین واژگونیهای انقلابی نباشد. دولت آمریکا زائیده انقلاب 1776 و جنگ داخلی 1865- 1861است، دولت انگلیس نتیجه ی انقلابات 1649و 1688 است، دولت فرانسه حاصل انقلابات1789،1835 ،1848، 1875 است، دولت بلژیک حاصل انقلابات 1830 است، دولت هلند نتیجه شورش هلندیها در قرن شانزدهم است، دولت آلمان حاصل جنگهای 71-1870 و انقلابات 1848و1918 است، و غیره. پس همین سرمایه داری معاصر خود نیز زائیده انقلابات اجتماعی و سیاسی است.

طراحان رفراندوم و اصلاحات به طور کلی به این امر ایمان دارند که می توان با یک رفرم یا اصلاحات تدریجی نظام اسلامی در ایران را برانداخت. این طرز تفکر، ارتجاعی است. در مقابل نظام طبقاتی و مرتجعی مانند نظام حاکم بر ایران، فقط مبارزات قهر آمیز توده ای را طلب می کند. از نظر مهندسی اجتماعی، نيروهايي رشد یافته و تقویت می شوند که به طور روز افزون در راستای انجام انقلاب اجتماعی حرکت کنند . بنابراین طرفداران رفراندوم و اصلاحات درونی رژیم اسلامی تحت شرایط کنونی جهان، حامیان نظام منفور سرمایه داری هستند و برای تثبیت حاکمیت یک طبقه بر طبقه ای دیگر قدم بر میدارند.

در حالی که رژیم به حفظ قدرت سیاسی به هر قیمت تأکید می ورزد و هیچ چشم اندازی هم برای تغییر در رویّه و ساختار آن مشاهده نمی شود. تنها راهی که برای پویندگان راه آزادی، رفاه، عدالت، دمکراسی و رشد و توسعه کشور باقی می ماند، اسرار بر مقاومت در برابر حاکمیت مطلقه در شکل قیام قهر آمیز توده ای است.  

شب را یار بودید!

در رفتارهای گهگاه بیشرمی شما

در رویاهایتان، در گفتگو ها یتان

و حتی در خیالتان،

صدای گام های خیانت پژواک می کند.

بارها کوشیده اید در تاریکی

از نفوذ شب سخن بگوئید

خشمگین، گستاخ، و بی تاب،

شب را یار بودید.

جزر و مدهای بی آرام قلب توده ها جاریست

مردم شب را در هم می شکنند

و در مسیری که از خون سرخ است

پیش می روند.

 

دسامبر 2004