پرچم ايران بايد از ننگ شاه و شيخ پاك شود

و به دست مردم ايران به اهتزاز درآيد!

 

ايرانيان خارج از كشور به موازات رشد جنبش دانشجويي و حمايت قدرتمند مردم از آن ، اين بار پر كار تر و پر جمعيت تر از هر زماني به پشتيباني از اين جنبش برخاسته اند. اما در جريان اين خيزش موازي، به تناقضي مزاحم برخورده اند.

 

در حاليكه فعالين چپ، دموكرات و آزاديخواه ملي اين بار مصمم تراز بيست وپنج سال گذشته به خيابان هاي شهرهاي اروپا و امريكا ريخته اند .رسانه هاي تصويري و صوتي كه عمدتا از مركز لس آنجلس پخش مي شوند و تازه به ميدان آمده اند. طرح آمريكائي را براي باز گرداندن سلطنت به ايران تبليغ مي كنند. در جريان اين تبليغ ، ماموران ساواك شاه ،اطلاعاتي هاي قديمي، شكنجه گران سرشناس (كميته مشترك) و جماعتي از نظامي هاي قديمي و روزنامه نگاراني كه سابقا در خدمت نظام پادشاهي و عليه آزاديخواهان انجام وظيفه كرده اند. تبديل به جريان هوچي شده اند كه سعي مي كنند با ابزار هاي ويژه چنين تبليغي ، وانمود كنند كه در ايران مردم انتظارشان را مي كشند . اين موج تبليغاتي وهوچی گري لاجرم از بودجه هاي علني و غير علني سازمان جاسوسي آمريكا و ثروتمندان سلطنت طلب نيز، برخوردار است.

 

سلطنت طلبان خود متوجه اين تناقض هستند ومي دانند كه اگر اين واقعيت به گوش مردم ايران برسد، پته شان را روي آب مي ريزند كه در اين صورت ، نقش رسانه هاي تصويري و صوتي شان در ايران، كم رنگ مي شود ،.اما چه كنند ؟ سلطنت طلب حرفه اي بي مزد كار نمي كند. همين جنبش دانشجويي و قيام ضد استبدادي مردم ايران  نيز براي سلطنت طلبان حرفه اي تبديل به نان داني شده و درحاليكه جوانان ايران مصمم به سرگوني بي چون و چراي جمهوري اسلامي و براي آزادي استقرار حاكميت ملي خون مي دهند، اين رسانه هاي محلي و بين المللي، هر يك چند نفري را استخدام كرده اند وهرچه تعداد اين رسانه ها و مستخدمين شان بيشتر باشد، روساي آ نها سهم بيشتري از "بودجه اختصاصي دولت آمريكا " را طلب مي كنند تا طرح آمريكائي حكومت جايگزين را پيش ببرند.

 

به اين ترتيب كساني كه در بيست و پنج سال گذشته هرگز كار بي مزد و مواجب انجام نداده اند و هر وقت كه علف و عليقی درميان بوده ، مدعي بازگشت به تخت و تاج درهم شكسته به دست مردم ايران شده اند امروزه با يك تير دو نشان مي زنند. هم امروز خود را تامين ميكنند و هم بنا به ضرب المثل " سنگ مفت، گنجشك مفت " به موقعيت هاي خيالي فرداي خيالي خود مي پردازند.

 

 اما با تناقض ادعا و عمل چه بايد كرد؟ در اين رابطه آن ها به ترفندي متوسل شده اند تحت عنوان " امروز فقط اتحاد"

 

با اين ترفند، سلطنت طلبان آمريكائي به جان جنبش آزاديخواهي مردم افتاده اند تا بتوانند با بلند كردن علم وكتل سلطنتي و عكس هاي رضا پهلوي ، چنين وانمود كنند كه جنبش آزاديخواهي اظهار ندامت كرده و خواهان بازگشت استبداد و استعمار به صورتي ديگر است.

 

داستان پرچم منقش به شير و خورشيد سلطنتي ، اينجا ست كه به كار مي آيد. حالا كه ترفند آنها دچار سكته شده و ارباب كمي نااميدشان كرده است . بايد آزاديخواهي را كه لااقل در اين برهه تاريخي بيست وپنج سال از آزادي و برابري در ايران دفاع كرده اند متهم كنند وپيرامون اتهام سازمان امنيتي هوچيگري راه بياندازد كه اين ها با پرچم ايران ، پس با مردم ايران سر ستيز دارند.

 

 

ايشان براي كسب قدرت سياسي در ايران ، از اربابان آمريكائي مزد و مواجب علني هم مي گيرند اما كساني را كه آزاد كردن ايران از دست شاه  و شيخ و هر مرتجع ديگري ، تنها معناي حاكم بر سراسر زندگي شان است متهم ميكنند كه ايران را دوست ندارند!

 

براي فاش كردن اين نيرنگ سلطنتي – آمريكائي عليه نيروهاي چپ ، احتياج نيست به راه دوري برويم  كافي است به همان رسانه هاي  سلطنت طلب گوش كنيم و ببينيم چه كساني ميهن شان را دوست دارند وچه كساني بيگانه پرست اند؟چه كساني مي خواهند احترام ايراني را زير پرچم ايران ببينند وچه كساني مي خواهند زير پرچم سه رنگ ايران اعتبار ايراني را به لجن بكشند ؟ در اين گشت وگذار، بنا به فيلم خبري پخش شده از شبكه تلويزيوني سي ان ان و عكسي كه از تظاهرات سلطنت طلبان در لس آنجلس درنيمروز منتشر شده است ، متوجه مي شويم كه اينان در تظاهرات چند هزارنفره شان درلس آنجلس ، پرچم آمريكا را پيشاپيش پرچم ايران به حركت درآوردند تا خو درا در فهرست جايگزينان آمريكائي قرار دهند . در همين گشت و گذار متوجه نمايندگاني از اين طيف مي شويم كه پشت بلندگوها  خطاب به دانشجويان ايران مي گويند كه يك سر سيم ما به سناي آمريكا وصل است وبا وزارت امور خارجه آمريكا ارتباط داريم .و به مردم تاكيد مي كنند كه براي دادخواهي به كاخ سفيد فكس بفرستند و تلفن كنند!

 

حالا اجازه بدهيد نگاهي به نقش شير و خورشيد بر پرچم سه رنگ ايران بيندازيم كه دست افزار مرتجعان مخلوع شده است.

شير و خورشيد نماد آئين مهر است . در اين آئين ، خورشيد چشم بيناي خداي مهر است كه جهان را از دستبرد اهريمن درامان مي داشت شير نيز يكي از هفت مرحله اي بود كه پويندگان راه مهر براي تقرب به او ، بايد آن را مي گذراندند وپس از عبور از اين مرحله به سلك رزمجويان  اين آئين در مي آمدند و  روانه مي يافتند تا از كيان آن وپويندگان راهش در برابر دشمنان وپيوستگان اهريمن دفاع كنند و حافظ مهر آوه ها (پرستشگاه هاي مهر)باشند.

 

نخستين پرچمي كه نقش شير و خورشيد در آن ديده شده ، پرچمي است در يك تصوير مينياتوري كه لشكر مغول را در دروازه نيشابور نشان مي دهد .اين مينياتور در كتاب منظوم " تاريخ مغول " سروده شمس الدين كاشاني كه به سال 825 به نظم درآمده وجود دارد.(صفحه 243 تاريخ پرچم ايران به قلم نصرت الله بختور تاش)

 

بعضي شاهان صفوي شير و خورشيد را به اعتبار تولد شان در ماهي كه خورشيد بر برج اسد بود روي پرچم ها شان نقش ميكردند. چون شاه اسماعيل در ماه آبان (عقرب) به دنيا آمده بود و درست نبود كه خورشيد را پشت عقرب قرار بدهد ، تصوير ماه را بر پارچه اي سبز، پرچم خود قرارداد. كسروي در اين باره مي نويسد: " مي توان پنداشت كه نزدن شير و خورشيد بر روي سكه هاي شاه اسماعيل از روي همين پندار بوده زيرا زايچه (تولد)شاه اسماعيل برج عقرب بوده و آنان زشت مي دانستند كه خورشيد را بر كژدم بنشانند. " (تاريخچه شير و خورشيد اثر احمد كسروي صفحات 24 تا28 )

 

چون تولد شاه طهماسب صفوي (930 تا948 ) در ماه حمل (بره) بود، روي سكه ها و پرچم اش از نقش خورشيد بر پشت بره استفاده مي كرد. در زمان فتحعلي شاه قاجار، پرچم ديگري هم به كار مي رفت كه روي آن تصوير شمشير علي (ذوالفقار) نقش شده بود. محمد عليشاه اين دو را به هم پيوند داد و آرم شير و خورشيد و شمشير را در دربار خود توليد كرد .از اين تاريخ بود كه شيروخورشيد و شمشير ، آرم رسمي دولت شد.

 

 

در دوره ناصرالدين شاه قاجار، شيرهاي پرچم ها و سكه ها و سر برگ نامه هاي وزارت خارجه ، عمدتا به حال نشسته و بدون شمشير بودند. احمد كسروي در باره علت آن مي نويسد: " گويا برخي دو لتيان مي ترسيده اند كه سرپا ايستادن شير و شمشير به دست گرفتن آن گمان جنگجوئي به دولت ايران رود و آن، را با حال ناتوان دولت سازگار نمي ديده اند پس با سياست راه رفته بر روي نامه ها ي وزارت خارجه وهم چنين بر روي برخي سكه ها ، شير خوابيده و بي شمشير نگاهداشته اند.

(تاريخ پرچم ايران نصرت الله بختورتاش - صفحه 27 ).

 

ملاحظه مي فرماييد كه تاريخ تحول اين پرچم ، هيچ ربطي به ملت ايران وراي ملت ايران در انتخاب پرچم ملي خود نداشته و تنها محصول جامعه فئودالي و توليد شده در دربارها بوده است.

ما با پرچم ايران مخالف نيستيم ، اما با تبديل پرچم ايران به نشانه بيگانه پرستي و حاكميت درباري و آخوندي  ، مخالف ايم. ما با پرچم ايران مخالف نيستيم با تبديل پرچم ايران مظهر ناتواني مردم ايران مخالف ايم . ما با پرچم ايران مخالف نيستيم با لكه ننگ پاشيدن بر پرچم ايران مخالف ايم. ما مي خواهيم اين پرچم از لكه هاي ننگي كه قاجارها وپهلوي ها و آخوندها بر آن پاشيده اند پاك شود و اين ننگ پاك نمي شود مگر به دست تواناي مردم ايران .

 

آن روز كه مردم ايران مجلس خود را برپا كنند، حكومت خود را تاسيس كنند و هويت و اعتبار ملي خود را بر پرچم خود بكوبند. به نام ملتي مستقل ، مردمي صاحب حق و سربلند، اين پرچم را در جامعه جهاني بلند مي كنند و لكه هاي ننگ را از آن مي زدايند.