وضعیت پناهندگی!

 

هر روز شاهديم كه بنا به دلايل مختلف توده عظيم انسانها كشورهاي خود را ترك كرده و در آرزوي رسيدن به آرامش و آسايش ، جلاي وطن مي كنند . آنها دست به سفرهاي پر مخاطره مي زنند و رو در روي خطرات مختلف قرار مي گيرند و بعضي هم جانشان را در اين مسير از دست ميدهند . تعدادي از اين انسانها از سوي باندهاي مافياي مختلف قاچاق انسان تاراج ميشوند ، و برخي سر از زندانها در مي آورند .

Ï چه عواملي باعث مي شوند كه انسانها چنين خطراتي را قبول كنند و اين پروسه را بهتر از زندگي در داخل كشورشان تشخيص بدهند ؟ بطور مثال ايرانيان در شهرهاي خود شاهد جرثقيل هاي اعدام و موج فزاينده كشتار و شلاق زدن در ملا عام ، شبانه روز درگير با بربريت انسان ستيز آخوندها روبروند و جوانان آينده اي را براي خود در چنين سيستمي متصور نيستند . پس شاهد هستيم كه موج خروج شهروندان ايراني تحت حاكميت آخوندهاي خون آشام پيوسته رو به افزايش ميباشد .

روزي نيست كه خبري در رابطه با دستگيري تعدادي پناه جوي ايراني در استان وان (تركيه) را دريافت نكنيم ، يا اينكه خبر مرگ اين انسانها "اجساد 19 نفر شامل 9 كودك كه در زمستان بعد از عبور از مرز ايران وارد تركيه شده و در آنجا يخ زده بودند " . نشريات حكومتي گزارش مي دهند كه "روزانه 1500 نفر از كشور خارج مي شوند كه در طول 20 سال گذشته بي سابقه بوده است " . و در نهايت وضعيت رقت بار پناهندگان كه به اميد رفتن به كشور ثالث در تركيه و ديگر نقاط جهان بسر مي برند ، قابل تشريح نيست . اين شرايط قلب هر انسان آزاديخواهي را بدرد مي آورد .

وضعيت پناهجويان در اتحاديه اروپا و آمريكا ، كانادا و استراليا و تصويب قوانين جديد پناهندگي كه تمام ميثاق هاي بين المللي را در مورد پناهندگي ، به كلي زير پا گذاشته است ، بسيار درد آور است .محدوديتهاي عام عليه قوانين پناهندگي ( كنوانسيون ژنو 1951 ) ابعاد جديدي به خود گرفته است . بطور مثال : بريتانيا قصد دارد مقررات مهاجرت خود را هر چه بيشتر سخت كند و افرادي را كه درخواست پناهندگي شان رد شده باشد ، ظرف چند روز اخراج كند .

تصويب قانون تشديد مقررات مهاجرت در ايتاليا به رغم مخالفت احزاب اقليت ، وضع مقررات انگشت نگاري براي اتباع 23 كشور از جمله ايران به هنگام اخذ ويزا از سفارتخانه هاي آلمان ، همين مورد در رابطه با آمريكا براي صدور رواديد به مورد اجرا گذاشته مي شود . جرايد هلند از گفتگوي رئيس سازمان مهاجرت وزارت دادگستري اين كشور در تهران و توافق با آخوندها بر سر " باز گرداندن اجباري پناهجويان " خبر دادند . 4000 تا 5000 پناهجوي ايراني در هلند جواب رد خواهند گرفت .

در آلمان طرح ضد پناهندگي اتوشيلي كه در 350 صفحه تهيه شده است به تصويب مجلس ملي آلمان رسيد . طرح بدين صورت است كه پناهجويان و پناهندگان را زير فشارهاي اقتصادي ، اجتماعي و حقوقي خرد كنند تا مجبور به باز گشت شوند . كشورهاي ديگر مانند : سوئيس فرانسه ، سوئد ، نروژ ....... وضعيت بهتري ندارند .

در انتها پناهندگان به گرسنگاني تبديل مي شوند كه دول اروپايي حاضرند از سر " لطف " چند صد يورو ( فرانك در سوئيس ) در جيبشان بگذارند . و آنها را روانه كشورشان كنند و بر طبق آن پرونده پناهجو را از پروسه پناهندگي خارج كنند . يعني مجموعه اي از ارزش هاي اجتماعي و اخلاقي و فرهنگي و حقوق بشر را در برابر تمدن سرمايه داري كه عبارت از "سود آوري " است ، تخريب كنند .

بسيار هويدا است كه فشارهاي روز افزون كشورهاي اتحاديه اروپا عليه پناهجويان ، به موازات زد و بند هاي استعماري رژيم حاكم بر ايران ، چيزي جز شكستن پناهجو نيست . پس در شرايط فعلي فقط با مقاومت و پايداري با ارتجاع و استعمار بايد  مبارزه كرد . پناهجويان و پناهندگان بطور قطع نيروهاي اصلي اين مبارزه اند . اعتراضات كنوني ديگر تنها بر سر گرفتن حق پناهندگي نيست . وضعيت زيستي پناهجويان چنان سقوط كرده است كه مجبورند هر روز در هر قدم از زندگي خود با مسئولين دولتي براي حقوق از دست رفته شان دست و پنجه نرم كنند .

در اغلب كشورهاي اروپايي در سه سال اخير قوانين پناهندگي جديد تصويب و به مورد اجرا گذاشته شده است كه طبق اين قوانين حق پناهندگي را محدود كردهاند . احكام اخراج جمعي ، طولاني شدن پروسه پناهندگي و وضعيت اسفبار زيستي براي پناهجويان موارد ديگري است كه پي آمد اجرايي اين قوانين مي باشد . در ابتداي كار با " امن " اعلام نمودن كشور هاي مختلف قصد اخراج پناهندگان را در نظر گرفتند ، اين سياست بوسيله نيروهاي مدافع حقوق بشر و حاميان پناهندگان افشا شد . قوانين جديد تماما ناظر بر بي حقوقي مطلق پناهنده مي باشد ، ديگر مشخص نيست از نظر دول اروپايي پناهنده كيست ! و بايد داراي چه مشخصاتي باشد ؟ و چه شرايطي بايد بر يك كشور حاكم باشد كه فرار انسانها از آنجا بر اساس " ترس موجه " صورت گرفته باشد . در سال گذشته در اتحاديه اروپا فقط ميزان قبولي دو و سه دهم درصد بوده است .

چرا اتحاديه اروپا پناهنده را اخراج مي كند و مرزها را مسدود مي كند ؟ مگر پناهنده تا كنون نقش نيروي ذخيره كار در بازار را بعهده نداشته است ؟ آيا اتحاديه اروپا مي تواند هم بازار كار ايجاد كند و هم سيم خاردار به دور خود بكشد ؟ آيا به راستي دول اروپايي موفق شده اند حق پناهندگان را لغو نمايند ؟ جواب نــه مي باشد ! حق پناهندگي را بايد در كار ديگر حقوق اجتماعي مانند بيمه بيكاري ، درماني ، آموزش و پرورش و ..... قرار داد و آنگاه مبارزه براي حفظ اين حقوق را مورد قضاوت افكار عمومي قرار داد ، كاري كه نيروهاي مدافع پناهندگي در تمام كشورهاي اروپايي انجام مي دهند .

ميبايست گفت ، پناهندگي حقوق بشر است نه يك امتياز !

پناهجويان و پناهندگان چه بايد بكنند :

در مقابل اين تجاوز به حريم انسانيت كه از طرف دول اروپايي ، آمريكا ، استراليا و ..... اعمال مي شود ، تنها مبارزه هماهنگ و سازمان يافته ما در ارتباطي گسترده با ساير مليت ها است كه مقابله با اين مشكل را امكان پذير مي كند . مبارزات ما بايد نيروي خودش را از همين جامعه بگيرد ، پيوند مبارزات پناهندگي با مبارزات جاري در جامعه نبايد در اعلام حمايت هاي اين و يا آن نيرو و شخصيت مترقي و چپ خلاصه شود . بايد فراتر از اين رفت . بايد اين نيروها را به يك نيروي فعال دخالت گر در جنبش پناهندگي تبديل نمود .

ميبايست مسئله پناهندگي را هر چه بيشتر در جامعه مطرح نمود ، بايد تبليغات ضد پناهندگي دول اروپايي به سرعت از جانب ما خنثي شود . بايد نقش و روابط دولتها و تاثير قراردادهاي اقتصادي بر سرنوشت پناهندگان را براي افكار عمومي كشور هاي ميزبان افشا نمود . بايد از همه امكانات براي اين مصاف ( رو در رويي ) استفاده نمود . قطعا خيل عظيم انسانهاي شريف و آزاديخواه در اين مبارزه در كنار ما ميباشد .

اين وضعيت عوض شدني است ، اين را تجربه كرده ايم . بطور خلاصه بايد با هم متحد بشويم !