چندی پیش در یک جلسه ای که از سوی چند تشکل دمکراتیک سازماندهی شده بود شرکت کردم. متاسفانه در این نشست برخوردی( بهتر است بگویم درگیری) مابین دو تن از افراد شرکت کننده درگرفت که یکی به دیگری فحش های چارواداری را رگبار وار نثار مادر و خواهر طرف مقابل نمود و دیگری هم به یک بانوی شرکت کننده با الفاظ ناشایست توهین کرد. این واقعیت جامعه ماست که متشکل از انسان هایی با پایگاه های طبقاتی اجتماعی متفاوت و هر کدام در شرایط بحرانی ، واکنش های خاصی از خود نشان می دهند. برای من بسیار دردآور و تاسف آور بود که این افراد که خود را فعال سیاسی دانسته ولی متاسفانه در مکالمات شخصی خود از ادبیاتی ناهنجار و غیر معمول استفاده نمودند در آن روز دریافتم که بسیاری از افراد به دلیل فقر فرهنگی و حتی فقر اجتماعی ، توانایی تشخیص محیط و تغییر ادبیات سخیف خود نسبت به شرایط اجتماعی را ندارند و از خود می پرسم که آیا این ناهنجاری های اخلاقی در جامعه مخالفان رژیم اسلامی امری عادی است؟

همه ما با چنین صحنه هائی روبروشده و احتمالا خواهیم شد. زشتی و قباحت چنین رفتارهائی بر کسی پوشیده نیست و به قشر یا طبقه خاصی از جامعه نیز اختصاص ندارد، اما چرا این رفتارهای زشت به کرات مشاهده می شود؟ در مناسبات جامعه ، مقوله آگاهی نقش تعیین کننده دارد. موازین اخلاق در مناسبات مابین انسان و اجتماع  در نحوه عملکرد مشخص کننده درک از موازین اخلاقی است . هماهنگی آگاهی و عملکرد انسان در فعالیت های سیاسی و اجتماعی لازم و ضروری است پس موازین و معیارهای اخلاقی برای هر فرد به ویژه فعال سیاسی تنظیم کننده روش زندگی را در بر دارد. به هر میزان عقب‌نشينی از اخلاق انسانی، چيزی جز قلب ماهيت انسانی و فرسودن و خالی كردن زير پای خود آن فرد و جریان سیاسی را در پی نخواهد داشت. به کلی باید گفت نبود موازین‌ اخلاقی‌ براي پراتیک‌ و غفلت‌ از جايگاه‌ اخلاق‌ در عمل‌ انسانی‌ و اجتماعی و تاريخی‌ و رعايت‌ نكردن اصول‌ اخلاقی‌ و اهميت‌ندادن‌ به‌ اخلاق‌، از جمله‌ معايب‌ اساسی‌ برای یک فعال سیاسی چپ است. هرگز فعالین سیاسی واقعی مجوز پرخاشگری  و بی اخلاقی را به هیچ کس نخواهند داد و در تقابل با آنان دارای یک موضع  اصولی اند.

واژه اتیک (Ethique) که اغلب به معنای "علم اخلاق" به کار می رود، در برابر آن (Morale) به معنای اخلاق مربوط به هنجارهایی است که هرگز به طور کامل تحقق نمی یابند. گاه یک جابه جایی انجام می گیرد و بر اثر آن اتیک مترادف Morale بکار می رود. اتیک در واژه نامه های فارسی "علم اخلاق و Morale اخلاق ترجمه شده است" رابطه مابین اتیک وسیاست یکی از معضلات مهم است که انرژی و ذهن بسیاری از صاحب نظران را به خود معطوف کرده است. چه رابطه ای مابین این دو است ؟ که بدون شک نقش تعیین کننده در انقلابات اجتماعی دارد.

 

فعال سیاسی بودن بدون رعایت اتیک، در نهایت آلوده به انواع بی اخلاقی هاست. اخلاق در مبارزات اجتماعی ایجاب می کند که انسان در بیان و کردار خود از موارد ضد اخلاقی دوری جوید. بدون شک این نوع بیان و رفتار در جامعه، به هیچ وجه اثرات مثبتی از خود به جا نخواهد گذاشت ، بل برعکس عمل خواهد نمود. انسانی که به همراه احساسات ، وادار می شود که یک فضای اهانت و توهین و چیزهایی مشابه ایجاد نماید چگونه می تواند از عقل در تبیین و تغییر شرایط اجتماعی برخوردار باشد. با بی اخلاقی در روند مبارزه نمی توانیم، طرحی نو دراندازیم. واضح است که نقد کردن و سئوال پرسیدن از یک شخص یا سازمانی در رابطه با تفکراتش و عملکرد او امری معقول و منطقی است. چه اتفاقی رخ می دهد که نقد عملکرد و اعتراض به مواضع فرد یا سازمانی ، فضایی بوجود می آید که توهین کردن به طرف مقابل امری عادی تلقی می شود و در این شرایط هیچ گونه حرمتی در حفظ شخصیت افراد وجود نخواهد داشت!

 

علم اخلاقی ( اتیک ) و رعایت قواعد آن به فرد یا گروه خاصی تعلق ندارد بل تمام اقشار جامعه چه عوام و خواص می بایست به نحوی تکلیف اخلاق را در کار روزمره به کارگیرند. در جمهوری  اسلامی رابطه مابین اخلاق و سیاست در تمامیت نظام را می توانیم مشاهده نمائیم که آنان فاقد اخلاق در سیاست و پراتیک روزمره اجتماعی می باشند. نظام اسلامی به هیچ وجه پایبنده اصول اخلاق نیست،  این نوع اندیشه باعث گسترش استکبار و ظلم و فساد و در نتیجه تباهی و سقوط انسانیت می گردد. انگلس در رابطه با اخلاقیات می‌نویسد: "اخلاقیات" تابع تحولات اجتماعی است!جامعه سرمایه داری خشن و همه چیزش برای فروش است،از این رو پایبندی اش به "اخلاقیات" تا جایی است که جلوی سودش را نگیرد.

 

انسان بودن اسلوب و سبک عمل در مبارزه اجتماعی ناشی از نوعی "احساسات بافی اخلاقی" بورژوازی بدون محتوی نیست، بررسی پراتیک یک فرد یا جریان سیاسی به رابطه مابین پراتیک اجتماعی و اتیک دارد. اگر مبارزه علیه  رژیم اسلامی و در کل سرمایه داری  از افراد و نیروهائی که به عمل عینی و اصولی مجهز نباشد، محکوم به شکست می شود و فاجعه ای بسی دردناک برای نسل های آینده ببار می آورد. اصول اخلاق، رفتار هر انسان ( به ویژه عنصر سیاسی ) را بررسی می کند و همین طور فعالیت های اجتماعی فرد و جریانهای سیاسی. اتیک در مناسبات اجتماعی با یکدیگر ، معیارهایش نه بر پایه ذهنیات، بل بر پایه عینات شکل می گیرد. معیارهایی که بر ارزش های ذهن استوار است از دیدگاه چپ ارزش علمی ندارد. سئوالی مطرح است آیا قوانین اخلاقی در زمان های مختلف قابل تغییرهستند ؟ مگر نباید اصول اخلاقی در هر شرایطی زیر پا گذاشته نشوند، مگر نه اینکه،  طبقات هر جامعه قوانین اخلاقی خاص خود را دارند. تغییر قوانین اخلاقی تغییر اجتماعی را به همراه دارد.

 

در جوامع طبقاتی, اخلاق دارای خصلتی طبقاتی است. یعنی طبقات استثمارگر و طبقات استثمارشونده دراین مورد هر کدام بینش خاص خود را دارا هستند. اخلاق طبقات مسلط ابزار ایدئولوژیک آنها برای اعمال و تحکیم دیکتاتوری آنهاست. مارکس می‌گوید بورژوازی برای فریب خلق‌ها همواره خصلت طبقاتی و تاریخی اخلاق راپرده پوشی کرده تا آن را نه مدافع منافع استثمارگرانه خود بلکه مدافع همه بشریت قلمداد کند. وقتی جامعه به طبقات تقسیم می‌شود، بینش‌های سیاسی، اخلاقی، دینی و غیره پدید می‌آیند این جهان بینی‌ها برای آن بروز می‌یابند که اقتدار طبقه مسلط را تحکیم یا تضعیف نمایند. یکی دیگر از مسائل اساسی در تفکر چپ تلفیق علایق فردی و علایق اجتماعی است. مارکس معتقد است که اخلاق متعارف به هیچ وجه نمی‌تواند این تلفیق را حاصل نماید بل این نتیجه تنها با انقلاب حاصل می‌شود. پس معیار باید و نباید چیست؟ چه فعلی را باید انجام داد و چه فعلی را نباید انجام داد؟

اخلاق از شرایط مادی نشات می گیرد و باید بگوئیم که قوانین اخلاقی قابل تغییر هستند. هر اجتماعی قوانین اخلاقی خاص خود را دارد، تغییرات اجتماعی با تغییر قوانین اخلاقی توام است. ما شاهد هستیم که قوانین اخلاقی امروزه با نیازهای اجتماعی رابطه ای ندارد بل در حقیقت مانع رشد جامعه است. حکومت ها تماما مایلند که از این مجموعه قوانین اخلاقی حفاظت نمایند تا بیشتر بتوانند حاکمیت خود را تثبیت کنند در این شرایط تضاد مابین اخلاقیات حاکم و واقعیت بیشتر خواهد شد. هر چه قدر تضاد بین توده ها نسبت به نظم اجتماعی عمیق تر شود آنان خواستار نفی مناسبات خواهند بود. قوانین اخلاق سرمایه داری که در آن " هدف وسیله را توجیه می کند" در مقابل ، قوانین پرولتری از صداقت، صراحت ، وفاداری و انضباط تشکیل شده است.  اتیک مسئولیت فرد را در برابر خود و طبقه اش روشن می سازد. مبارزه طبقاتی با داشتن برنامه مبارزاتی و عملکرد صحیح هر سازمان و حزب مترقی می بایست همبستگی و اخلاق پرولتری فعالانه را در عرصه مبارزه بکار گرفته شود. همبستگی نیرو های مترقی به عنوان روشی برای رسیدن به پیروزی و دستیابی به جامعه بی طبقه، اجتناب ناپذیر است. پس داشتن اتیک برای این نیروهااز اهمیت زیادی برخوردار است.

پس از این درگیری ، دوستی که در این جلسه حضور داشت از نگارنده درخواست نمود که نظر خود را راجع به این اتفاق بگویم . امیدوارم این نوشتار که به نظرم کامل نمی باشد، در مرحله نخست افراد درگیر، آن را بخوانند و سپس به خود آیند و هر چه سریع تر از خود انتقاد کرده و از اشخاصی که در آن روز حضور داشتند، عذرخواهی نمایند. تابه کی شاهد بی اخلاقی باشیم؟

آوریل 2014