اشغال سفارت انگلیس  در روز هشت آذر توسط اراذل و اوباش جمهوری اسلامی، ما را به گذشته سیاه سی و دو سال پیش می برد. زمان و صفحات روز شمار عمرمان هم اکنون به نقطه ای رسيده است كه يك بار ديگر خاطره اشغال سفارت آمریکا را تداعی می كند،۱۳ آبان ۱۳۵۸، شروع یکی از مهم ترین فصل های تاریخ سیاسی ایران معاصر است. در آن سال همان زمانی كه اکثر فعالین سیاسی را خواب نابه هنگام در ربود و تحت تاثیر مواضع امام ضد امپریالیسم ! از این عمل حمایت کردند و حالا دقيقا سی و دو سال از این حادثه می گذرد که برای مردم ما هزینه سنگینی در برداشت و  برای نظام اسلامی در آن دوران ، آغاز روند یک دست شدن کلید زده شد. این را هم به یاد دارم برای بيدار شدن دوستان و رفقائی که از این عمل حمایت می کردند، چگونه دست و پا می زدم، تا به آنان بگویم این به نفع توده ها نیست و نباید فریب خط ضد امپریالیستی شعار دهندگان را خورد و هر روز در مقابل سفارت اشغال شده آمریکا برای حمایت از این حرکت تجمع نکنید و سعی نمائید از مسئولین سازمان و تشکلات خود پرسش داشته باشید که چرا ارتجاع آخوندی را مترقی و ضد سرمایه داری به توده ها معرفی می کنند؟ اما پس از مدتی جملگی نیروها و سازمان های آن دوران به جز توده ای ها و اکثریتی ها متوجه ترفند نظام شدند که دیگر دیر بود و دریافتند که انگار اين كابوس ارتجاع حاکم با حمایت سرمایه که بر جهل و ناآگاهی جامعه سوار شده است به این زودی ها پايانی ندارد، آن دوران در بزنگاه حساس و سرنوشت ساز كه می بايست سنجيده تر عمل می كردند، باخوش خيالی، شعار هايی را كه ارتجاع اسلامی در این رابطه از صبح تا شب به خورد مردم می داد از سوی نیروهای مترقی و روشفکران استقبال شد و مقدم  انقلاب دوم به زعم خمینی، برای نشستن آخوندها بر كرسی حاکمیت را گرامی داشته و مباركباد گفته شد و با جان و دل از این عمل دفاع كردند. در طی این سالها سياست هاي پر از جنایت و قدرت زياده خواهی جمهوری اسلامی در داخل و خارج کشور باعث گرديد كه نه تنها دیروز ، بلکه امروز هم ، نا اميدی براي چندين نسل ديگر ، ایران را مورد تهديد قرار دهد. طراحان حمله به سفارت انگلیس می پنداشتند که با دست زدن به این عمل همزمان پاسخی به بحران داخلی و یک قدرت نمائی در مقابل سیاست های تحریم غرب می تواند راهبرد مناسبی باشد. دریغ از درک شرایط امروز برای سردمداران رژیم اسلامی ،  خامنه ای با ارائه این طرح توانست گام اساسی را در شكستن ديوار تردید برای تهاجم نظامی غرب بردارد و نظام را دچار چنان بحران های حاد و گسترده ای كرده است. بهتر است بگویم خامنه ای یک بار دیگر به کاهدان زد!

آنقدر ساختار سياسی جمهوری اسلامی  در عرف بین المللی نامتجانس است که در ناكار آمدی و فساد غرق شده است و امكان جبران اشتباهات سیاسی که در این سی و دو سال مرتکب شده را محال می كند. جمهوری اسلامی علیرغم برخورداری از امكانات و حمايت های سرمایه داری جهانی  در طی حیات ننگینش ، نتوانست تا به امروز شعارهايش را به نياز های واقعي برای ثبات نظام ترجمه كند. و در مقابل آن قدر  غلظت شعار های عوام فریبانه ضد امپریالیستی را بالا برد ولی در عمل در تمام زمینه ها چه اقتصادی و چه سیاسی در منطقه حامی و در کنار غرب حضور فعال داشت كه دلزدگی و اشمئزاز مردم را ايجاد كرد. هم اکنون به جايی رسيده است كه ديگر هيچ كس مدافع وضع موجود نيست و آن اجماعی كه نخستين بار برسر اشغال سفارت آمریکا به وجود آمده بود، شكسته است و خيلی ها معتقدند كه دوام قدرت نظام به معنای ادامه يافتن چالش هايی است كه از ابتدای شكل گيری آن به وجود آمده است. اين چالش ها طيف گسترده ای از مسايل سياسی، اقتصادی، و امنيتی را در بر می گيرد. هرچند جمهوری اسلامی با اين همه شكست و ناكامی، هنوزهم سودای تداوم قدرت و شریک بلامنازع غرب در منطقه را در سر می پروراند، ولی نمی داند که از اين پس نمی تواند در جايگاه مستحكمی بايستد و اين همه چالش و نابسامانی نظام را با شعار و سرکوب توده ها ، وجهه آسيب ديده نظام را ترميم نمايد.

با مرور كارنامه ننگین جمهوری اسلامی می توان به اين جمع بندی رسيد كه انتخاب سیاست اشغال سفارت انگلیس می تواند برای نظام يك فاجعه بزرگ در بر داشته باشد. هرچند سعی دارد با اهميت دادن به موضوعات ملی گرايانه  و همزمان عقیدتی ، افكار عمومی را به چالش بكشد و با تكرار ادعاهای هميشگی ـ ضدیت با غرب ـ بازار تبليغاتی خويش را گرم كند، اما آيا نمی دانند كه اين گونه سخن گفتن نزد توده های مردم و افكار جهانی كار كرد خود را از دست داده و نتيجه ای جز بی اعتمادی بيشتر در داخل  و به تقابل غرب منتهی نخواهد شد. جمهوری اسلامی از ابتدای رسیدن به قدرت ، سياست هايی را در پيش گرفت كه جزو بدوی ترين و البته بحران ساز ترين سياست های دنيا هستند و حالا نمی توان موضع گيری ها و اقدامات مبارزاتی و نمايشی را از رويكرد ها و مواضع اوليه خودش جدا فرض كند. جمهوری اسلامی كه پيش از اين با فراغ بال و آسودگی خاطر و به طور تمام قد، با حمایت حامیانش در غرب به کشتار مخالفانش مدت سی و سه سال پرداخت، حالا صدايش را به آسمان بلند می كند و دم از همگرايی  با جامعه جهانی را می زند. اين اتفاق هم زمانی مي افتد كه جمهوری اسلامی ظاهراً از حمايت جامعه جهانی مأيوس شده است و نكته ديگری كه در رفتار نظام اسلامی يك علامت سئوال پديد می آورد حالت عصبانيت و بی تابی او نسبت به عملكرد و چرخش غرب است. شايد اين نشانه ايست كه جمهوری اسلامی می خواهد با تهدید مخالفان در داخل را مجاب و متحدانش در غرب را متقاعد کند که شریک مناسبی برای آنان در دراز مدت است ،حتي اگر قرار باشد تيغ ملامت بر گردن خارجی ها فرود آيد.

در پی سیاست آشفته  جمهوری اسلامی از  ابتدای حاکمیتش، هیچ چیز سر جای خودش نبوده و نیست. اگر منافع ملی و خط قرمزها جدی آن در فرهنگ سیاسی ما تعریف می شد، آن گاه برای توده های مردم هم مشخص می شد که چه اندیشه ها و کسانی بانیان بیماری ها و رنج ها و عقب ماندن  کشور از چرخ تمدن هستند، و می دانستند و می آموختند که با آن ها چگونه تسویه حساب نمایند، اما پس و پیش رفتن های نظام اسلامی  بدون در نظر گرفتن منافع ملی ـ که در ایدولوژی نظام جای ندارد ـ  برای حفظ خودش در این سی و سه سال به طور دائم کشور را گرفتار تنش‌ها و بحران‌های جدی کرده است که هزینه آن را از جیب مردم پرداخت می کند. به هر تقدير، اوضاع فعلی جمهوری اسلامی پس از سی و سه سال ، خيلی بحرانی تر از آنيست كه بيان می شود، مجموعه لايه های اجتماعی كشور در حالت فروپاشی است. حضور دائمی نیروهای سرکوبگر در جامعه ، افزايش خشونت و فساد های مالی سردمداران، و اوضاع منطقه كه در حال تغييرات اساسی است، تغييراتی كه حد اقل در سه دهه گذشته ، بی سابقه است و اين اوضاع و احوال، خواسته يا ناخواسته به سمتی می رود كه بدون شک وضعیت نظام اسلامی را نيز تحت الشعاع قرار می دهد. هم اکنون با اين همه بحران و چالش ، رژیم اسلامی بيم آن دارد كه بستر و زمينه حضور توده ها علیه تمامیت  نظام در صحنه مبارزات آينده فراهم شود. به موازات آشكار شدن مشكلات و نا امنی ها که توسط رژیم بوجود آمده است، نگرانی مردم  را افزایش داده است و مجموعه این علایم می تواند سرنگونی نظام را در بر داشته باشد.

در پی اشغال سفارت انگلیس،  باز هم شاهد هیاهوهایی با تاریخ مصرف های کوتاه جمهوری اسلامی بوده ایم و جملگی با این شیوه های رسوا و تکراری و نخ نما شده آشنا هستیم، اما این روند بدون شک بنیه جامعه ما را فرسوده و آن را دچار انسداد خواهد کرد. وضعیتی که کشور امروز با آن دست و پا می زند، خیلی بحرانی است، واژه ها را دریابیم. اپوزیسیون سرنگون طلب از این موقعیت استثنائی بدست آمده باید علیه رژیم اسلامی در سطح بین المللی بهره ببرد البته اگر دلمشغولیات دیگری نداشته باشد !

سوم دسامبر 2011
دوازدهم آذر 1390
مجید مشیدی

منبع : سایت دیدگاه