بیست و سه سال پیش، در ماههای مرداد و شهریور، هزاران تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان های جمهوری اسلامی در پی فتوای خمینی جلاد در پی دادگاه های یک دقیقه ای  محاکمه و بلافاصله اعدام شدند. این قتل عام عظیم نه اولین جنایت جمهوری اسلامی و نه آخرین آن بود ، اما بی تردید اوج وحشیگری رژیم اسلامی علیه زندانیان سیاسی و جنایت علیه بشریت است که می بایست در دادگاه بین المللی پیگیری شود. فرمان این جنایت تاریخی را خمینی شخصا صادر کرد و تمامی سردمداران کنونی و گذشته حکومت راساً بر اجرای این جنایت نظارت و یا از تمام وقایع اطلاع داشتند. برای نسل جوان که از عملکرد رژیم اسلامی در دهه شصت آگاهی ندارد ، این جنایت را می بایست تشریح کرد تا بدانند که تمام جناح های رژیم از ابتدا تاکنون در کشتار آزادیخواهان در کنار یکدیگر بوده اند.

در تابستان خونین 67 خمینی جنایتکار فتوای خود را برای قتل عام زندانیان سیاسی این چنین صادر کرد :
 " از آنجا  که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می گویند از روی حیله ونفاق آنهاست و  به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده اند و با توجیهه محارب بودن آنها و جنگ های کلاسیک آنها در شمال و غرب کشور با همکاری های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنان برای صدام  علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون کسانی که در زندان های سراسر کشور سر موضع نفاق خود پافشاری کرده ومی کنند محارب و محکوم به اعدام می باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجه الاسلام نیری دامت افاضاته ( قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی ( دادستان تهران) و نماینده ای از وزارت اطلاعات می باشد، اگر چه احتیاط براجماع است، و همین طور در زندان های مراکز استان کشور،  رای اکثریت آقایان قاضی شرع, دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می باشد. رحم برمحاربی ساده اندیشی ست ، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا، از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی ست، امیدوارم با خشم و کیته انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمائید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند( اشهداعلی الکفار) باشند. تردید در مسائل قضائی اسلام، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می باشد. "
احمد خمینی در پشت فتوی از پدرش می پرسد :
بسمه تعالی
پدر بزرگوار حضرت امام مد ظله العالی
پس از عرض سلام، آیت الله موسوی اردبیلی در مورد حکم اخیر حضرتعالی درباره منافقین ابهاماتی داشته اند که تلفنی در سه سؤال مطرح کردند:
1 – آیا این حکم مربوط به آنهاست که در زندان ها بوده اند و محاکمه شده اند و محکوم به اعدام گشته اند ولی تغییر موضع نداده اند و هنوز هم حکم در مورد آن ها اجرا نشده است، یا آنهایی که حتی محاکمه هم نشده اند، محکوم به اعدامند؟

2 – آیا منافقین که محکوم به زندان محدود شده اند و مقداری از زندانشان را هم کشیده اند ولی بر سر موضع نفاق میباشند محکوم به اعدام میباشند؟
3 – در مورد رسیدگی به وضع منافقین آیا پرونده های منافقینی که در شهرستانهایی که خود استقلال قضایی دارند و تابع مرکز استان نیستند باید به مرکز استان ارسال گردد یا خود میتوانند مستقلاً عمل کنند؟"

خمینی با خشم , وقاحت و شقاوتی کم نظیر در زیر نامه می نویسد:
بسمه تعالی
در تمام موارد فوق هر کسی در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید. در مورد رسیدگی به وضع پرونده ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.
روح الله الموسوی الخمینی" (1)

پس از فتوای خمینی جلاد در سال 1367 ، بی درنگ رژیم اسلامی هزاران زندانی سیاسی را سراسیمه به جوخه اعدام سپرد. هزاران انسان شریف که بخشی از پیشرو ترین زنان و مردان ایران بودند به دستور شخصی خمینی و با توافق همه سران رژیم، قتل عام شدند. سران رژیم تلاش کردند که نسل جوان از این کشتار آگاهی نیابد. کشتار تابستان خونین 67 ، تداوم کشتار زندانیان سیاسی که از سی خرداد  1360 آغاز شده بود، است.

قبل از سال 67  هم جنایاتی که در زندان ها علیه زندانیان سیاسی انجام می شد بسیار فاجعه آمیز بود که نایب ولایت فقیه آن دوران حسينعلى منتظرى در آن زمان در نامه معروف خود به خمينى می نویسد : ‌" آيا ميدانيد كه جناياتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند كه شبيه آن در رژيم منحوس شاه هرگز ديده نشد؟ آيا ميدانيد كه تعداد زيادى از زندانيها تحت شكنجه توسط بازجويانشان كشته شده اند؟ آيا ميدانيد كه در زندان (شهر) مشهد, حدود 25 دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود...مجبور به درآوردن تخمدان يا رحم شدند؟ آيا ميدانيد كه در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار ميگيرند" ....  این حرف های جانشین ولایت فقیه در آن دوره است. منتظری که خود یکی از تئورسین های تز ولایت فقیه است یک لحظه فکر کرده که کم و بیش  تمام جنایاتی که در اوائل حاکمیت اسلامی اتفاق افتاد در کارنامه ایشان نیز ثبت شده است و هیچ گریزی از این واقعیت وجود نداد. بسیاری از اعدامی ها در تابستان خونین 67 همان زندانیانی بودند که جانشین رهبر از آنان نام برده است.

آنچه که این حوادث را پر فروغ و سازنده جلوه می دهد و در ضمیر انسان ها تأثیری شگفت انگیز می گذارد، اینست که انسان های در این دنیا، آرامش و امنیت خویش را قربانی می کنند و ترس هایشان را از یاد می برند و با زانوانی متلاشی شده، ایستادگی را زنده می کنند تا عمق وجدان های به خواب رفته را بیدار کنند و ظلم و سیاهی و تجاوز را فریاد زنند و سیاستمدارانی را که هر روز به رنگی در می آیند و بر اساس اقتضای زمان و منافعشان سخن می گویند، را رسوا کنند. این روزها یادآور حماسه شهدای همیشه جاوید قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 است که یادشان، طلوعی است در بیداری؛ این روزها ،روزهای رشد و بالندگی است. اگر این روزها یادآور آزادگی است، روایت ایستادگی نیز هست، قتل عام زندانیان سیاسی که امروز زخمی جانکاه و خون چکان بر پیکر مردم دردمند شده است، زخمی که پس از گذشت بیست و سه سال نه تنها هنوز التیام نیافته است بلکه در برابر سکوت سرد دنیا ، فریاد است تا باز هم روایت مظلومیت و حقانیت را تکرار نماید. اگر طوفان جنایات جمهوری اسلامی، قلب های صخره ای سرمایه داری را از هم نمی درد، اما چه بیم که نور های امید در دل توده های مردم درخشیدن گرفته و پیدایش موج بیداری در نزد جوانان باعث شده است تا موضوع جنایات رژیم اسلامی در ابعاد و زوایای گسترده تری در سطح جهان مطرح شود. هماوایی و همسویی مردم دنیا ، فریادی است علیه سیاه ترین نظام در سرزمین زخم خورده ای که سر خم کردن و به زانو درآمدن را نیاموخته است.

تاکنون کشورهای غربی، این مدعیان " حقوق بشر" در قبال همه جنایت های جمهوری اسلامی، سکوت کرده اند، چرا که قربانی کردن بهترین فرزندان خلق ، امنیت لازم را برای سودهای کلان آنان تضمین می کند. جانباختگان این جنایت، ستارگانی هستند که پس از خاموشی هنوز می درخشند. داغ ننگ تاریخی این جنایت بر پیشانی جمهوری اسلامی حک شده و به هیچ طریق و ترفندی زدودنی نیست. قتل عام زندانیان سیاسی همچون زخمی عمیق بر پیکر توده های مردم باقی است. تا زمانی که مردم ما عاملین این جنایات را به مکافات نرسانند و تا سرنگونی جمهوری اسلامی، درد این رنج همواره با ماست. امروزه سردمداران رژیم بسیار تلاش دارند که برجنایات گذشته و امروز خود سرپوش بگذرند و چهره خود را مرتب بزک کرده و توده ها را فریب داده و خواستارند که اعمال پلیدشان را توده ها فراموش کنند. جنایات جمهوری اسلامی نابخشودنی و فراموش نشدنی است. جمهوری اسلامی گمان كرده بود، می تواند حقيقت را در گورستانهای بی نام و نشان دفن كند. بر اين گمان پليد، مادران و همسران و خانواده های آرميدگان در آن گورستانها خط بطلان كشيدند. هيچيك از آمران وعاملان كشتار زندانيان سياسی و ساير جنايات سی و دو ساله جمهوري اسلامی نبايد ناشناس بمانند. خون فرزندان مردم كه بر زمين ريخته شده  بی شک بی جواب نخواهد ماند و نبايد گذاشت كه بی جواب بماند. وبار مسئوليت اين حسابرسی تاريخی بر دوش همه ماست.

بیست و سومین سالگرد قتل عام سیاسی فرصتی است تا در مبارزه خودمان علیه تمامیت رژیم اسلامی و طراحان و تدارک کنندگان قتل عام 67 متحدتر و قدرتمندتر در تدارک تریبونال بین المللی علیه جنایات جمهوری اسلامی کوشا باشیم. یکی از راههائی که می تواند از تکرار این جنایات در آینده جلوگیری کند به محاکمه کشاندن طراحان و دست اندرکاران این فاجعه ملی و افشای دیگر جنایات رژیم اسلامی در سطح بین المللی است. یاد و خاطره ی تمامی جان باختگان خفته در خاوران را گرامی بداریم!

مجید مشیدی

 

سوم سپتامبر 2011
12 شهریور 1390


منبع : سایت دیدگاه