قبلا در مقاله ای تحت عنوان:  در پی "طرح خاورمیانه بزرگ " از فلک خاورمیانه مرگ می بارد! در رابطه با تحولات کشورهای عربی و نقش سرمایه داری در حمایت از طرح جدید،  توضیحاتی را نوشتم. این نوشتار ادامه همان مقاله است. 

بخش عظیمی از مخالفان جمهوری اسلامی از تحولات کنونی که در سوريه و ليبی اتفاق می افتد و همچنین تحولاتی که چند ماه گذشته در مصر، تونس رخ داده؛ پشتيبانی و حمایت می نمایند. و تحلیل می دهند ، روند این تحولات که سرمایه داری بر آن نظارت دارد به جمهوری اسلامی خواهد رسید. و بر این باورند که اگر بشار اسد از قدرت بيافتد، رژيم جمهوری اسلامی يتيم می شود و بزرگ ترین حامی خود  را از دست می دهد و نهایتا سرمایه داری به سرکردگی آمریکا پس از اسد به سراغ رژیم اسلامی رفته و مقدمات سرنگونی رژیم آخوندی را مهیا می کند، و در نهایت می اندیشند که بايست "استقلال و تماميت ارضی و حاکميت ملی" به کمک سرمایه داری بدست آید. عجبا، عجبا ، به این تحلیل !  از چه زمانی ، استقلال و حاکميت ملی و تماميت ارضی و آزادی مردم با دخالت کشورهای سرمایه داری تامين شده است. در کجای تاریخ می توان یک چنین نمونه ای یافت . چه بر سر فعالین سیاسی و روشنفکران ما آمده که منتظر نشسته اند تا يک کلمه از پشت میکروفون کاخ سفيد از دهان ریاست جمهور منتخب سرمایه  بشنوند، که "بشار اسد" بايد برود "حسنی مبارک" باید برود، دوران " بن علی"  به سر آمده  است و راجع به اپوزیسیون یک دیکتاتوری فاشیستی نظر بدهد و برای خوشنودی دیکتاتور ،آنان را در لیست تروریستی خود قرار دهند و  دنیا را در یک کلام ،مایملک و میراث پدری خود بدانند. اینگونه اظهار نظرها روند همیشگی سرمایه داری بوده و تازگی ندارد که به کمک و همیاری شورای امنیت سازمان ملل در امور داخلی ملت  ها دخالت می کنند و  برای سرنوشت آنان تصمیم می گیرند. فاجعه هولناک بازگشت سرمایه داری به لیبی و استحکام مواضعش در دیگر کشورهای عربی، بی شک بدون حمایت شورای امنیت سازمان ملل متحد  که تحت نظارت و کنترل آمریکا و اروپا عمل می کند، امکانپذیر نبود.
 
مگر نه اینکه اکثر مخالفان رژیم اسلامی بر این عقیده هستند که طرح رفتن شاه و آمدن خمینی در کنفرانس گوآدلوپ در دهه هفتاد میلادی سازماندهی شد و جملگی این امر را دخالت در امور داخلی ایران می پندارند و تحولات ایران را توطئه جهانی برای اسلامیزه کردن منطقه تحلیل کرده اند و کشورهای غربی سی و دو سال است از تصمیمات این کنفرانس در سطح جهانی و به ویژه منطقه خاور میانه سود می برند و مردم ایران سه دهه هزینه سنگینی را پرداخت کرده اند. ولی امروزه بخش عظیمی از همان انسان ها، دخالت نئوکان ها در پی" طرح خاور میانه بزرگ " برای کشورهای عربی برای حداقل چند دهه آینده از طرف سرمایه داری را مجاز می شمارند و در حقیقت دخالت بیگانگان در امور دیگر کشورها را تائید می کنند. آمریکا و متحدانش از حمله نظامی به عراق و افغانستان درس ها آموخته اند بدین جهت در دوره جدید، سعی دارند، اشتباهات گذشته را تکرار نکنند. پنج ماه بمباران بلاوقفه جنگنده های ناتو که شبانه روز تمام زیرساختهای لیبی را مورد هدف قرار دادند  و تماما نابود کردند. این بمباران ها بر هرجای آباد این کشور باران مرگ باریدند و آنرا ویران کردند و صدها هزار نفر از مردم کشته و مجروح شدند. سرمایه داری تمام این جنایات را و توزیع سلاح توسط ناتو در میان بخشی از نظامیان ليبيایی که بیش از چهل سال در کنار و خدمت دیکتاتور بودند و هم اکنون مزدور سرمایه شدند و  تحت امر آنان برای انتقال قدرت فعال هستند را از افکار عمومی جهان پنهان می کند. در لیبی، ناتو است که زمام قیام را در دست دارد و بورژوازی متکی به ناتو است که قرار است نظم اقتصادی و قدرت سیاسی  سرمایه داری را بازسازی کند.

 ترکيه به عنوان عضو ناتو نقش تعیین کننده ای در حمله به لیبی به عهده گرفت، يکی از مراکز فرماندھی عمليات در ترکيه مستقر است.ترکيه در عين حال ادارۀ فرودگاه بنغازی را به عھده دارد و عمليات دريايی عليه ليبی را پشتيبانی می کند. البته، بين جبھه آمريکايی ھا و بريتانيايی ھا از يک سو و جبھه آلمان و فرانسه ازسوی ديگر اختلاف نظر وجود دارد، به ويژه در مورد کنترل منابع انرژی ليبی و آفريقای شمالی.  برخلاف آمريکا، اتحاديۀ اروپا به انرژی ليبی نيازمند است، به ويژه ايتاليا . کنترل منابع نفت و گاز آفريقای شمالی از جمله منافع اروپايی ھا بوده و درصورتی که واشنگتن و لندن کنترل بخش مھمی از اين منابع را در اختيار بگيرند، امنيت اقتصادی اتحاديۀ اروپا را نيز کنترل خواھند کرد.ناتو) آمریکا و اتحادیه اروپا )در آفريقای شمالی با يکديگر ھمکاری می کنند و عليه چين و ھم پيمانان آن در آفريقا عمليات مشترکی را سامان می دھند. آمریکا و متحدانش تلاش دارند به هیچ وجه در متن نباشند و در حاشیه و سایه حرکت کنند. پس از مخفی شدن دیکتاتور لیبی ، بنا به تصمیم شورای امنیت سازمان ملل در رسانه های غربی اعلام می شود که " یک و نیم میلیارد از پول های بلوکه شده لیبی را آزاد می کند. " میلیاردها دلار پول  مردم لیبی در بانک های غربی مسدود است و تحت نظارت شورای امنیت سازمان ملل ( بهتر است بگوئیم ناتو) قرار است، هزینه شود. حتما با همان پول ها می خواهند دستمزد، مزدوران ناتو  را پرداخت کنند  و در نهایت طرح با موافقیت به پایان رسیده را جشن بگیرند. از همان نخستین هفته های شورش، حقوق بشر آمریکایی (1) که هیچ داوری مساعدی نسبت به قذافی ندارد، در ژوئیه ۲۰۱۱ اعلام کرد که " شورشیان در لیبی در مناطقی که تحت کنترل دارند، علیه شهروندان دست به اعمال خشونت بار می زنند : کتک زدن، غارت اموال، آتش زدن خانه ها، غارت بیمارستان ها، غارت خانه ها و فروشگاه ها…ولی اینها هم پیمانان ما هستند گزارش حقوق بشر آمریکایی البته در جملات شرطی نوشته شده، در حالی که آن چه به «شقاوت» دشمن مربوط می شود با اطمینان کامل نوشته می شود که کار آنها بوده است(2) و در مورد آنهایی که از لیبی فرار می کنند، باید علت اصلی را در همین بمباران ها جستجو کنیم". این ها نمونه های بود که نشان می دهد،ناتو و مزدورانش چه جنایتی انجام دادندکه سازمان حقوق بشر ! خودشان به آن اعتراف می کند ولی سیاسیون و روشنفکران ما چیز دیگری می گویند! متاسفانه تمام این مراحل پیچیده سرمایه داری را توده ها متوجه نمی شوند، چه کسانی باید این پیچدگی ها را برای توده ها آشکار کنند؟

در سوریه روند فعالیت ناتو به شکل دیگری به اجرا گذشته شده است. مرکز فرماندهی ناتو در بروکسل و فرماندهی ارشد ترکیه طرحی برای نخستین مرحلۀ مداخلۀ نظامی در سوریه تهیه دیده که عبارت است از مسلح کردن شورشیان به هدف مقابله با تانک ها و هلیکوپترهایی که ستون فقرات رژیم بشار اسد را در سرکوب شورشیان تشکیل می دهد. برای واپس راندن نیروهای نظامی دولت سوریه، استراتــژهای ناتو، به جای تکرار سناریوی بمباران هوایی در لیبی، در مراکز مناطق شورش زده، بیشتر از ضد تانک، راکت ضد هوایی، خمپاره و مسلسل سنگین استفاده می کنند.

بدون شک معمر قذافی و بشار اسد هر دو مستبدند و توده های هر دو کشور در نظام های توتالیتر و تک صدائی تحت فشار بوده و هستند ولی تغییر دیکتاتورها توسط ناتوی جنایتکار به هیچ وجه برای آنان آزادی به همراه ندارد. تعیین سرنوشت خلق ها به دست خودشان ، آنان را به دمکراسی خواهد رساند.

سئوال انسان های آزادیخواه این است که چرا سازمان ملل، نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت  توسط ناتو مانند جنایت بشار اسد را محکوم نمی کند؟ این وضعیف فعالین سیاسی و روشنفکران است تا برای توده ها حقیقت را بازگو کنند. سئوال اینجا است چرا بیشتر این افراد نعل وارونه می زنند؟ تحلیل تحولات در کشورها و چشم انداز تغییرات اجتماعی در آنان بدون ارزیابی صحیح و واقعی از ماهیت جنبش های اجتماعی و ویژگی های آن ممکن نیست. شکست و پیروزی یک جنبش یک امر نسبی است و به متغیر های متعدد و تحلیل آن متغیرها، وابسته است. مگر نه اینکه جنبش آزادیخواهی، جنبش دمکراسی خواهی، مردم سالاری ، جنبش عدالت خواهی، جنبش رهائی بخش ملی، پایان بخشیدن به نفوذ خارجی است .اما چیزی که شما در کشورهای عربی به ویژه لیبی مشاهده می کنید برعکس است .  نئوکان ها در راستاي اهداف سه‌گانه خود يعنی نهادينه‌ساختن حضور آمريكا در خاورميانه، خارج‌ساختن كنترل بازار نفت از دست اوپك و انجام اصلاحات مورد نظر اين كشور ها در خاورميانه به اين نتيجه رسيدند كه حمله به اين كشور ها در رأس برنامه‌هاي استراتژيك آمريكا قرار بگیرد.

هرچند سیاسیون و روشنفکران سرزمین من به سیطره پذیری‌ و دیکته پذیری‌ خو کرده اند و تاریخ تعداد اندک را به عنوان شاخصه های خود می شناسد. زیرا تاریخ بر نمی‌گردد و این انسان ها هستند که در دوره‌های مشخص، به دامن تاریخ دفن می شوند. اگر شماها این بار ملی بیاندیشید و برای رهائی ایران فقرزده ، آگاهانه و بدون کمک سرمایه داری و به اتکای توده ها تصمیم بگیرید، به یقین هویت تاریخ همراه آنان خواهد بود و هیچ دوره ا‌ی آنها را از یاد نخواهد برد. اگر روی موضع های گذشته گام بردارید خوب می دانید که فاجعه، چه کسانی  را له می کند و حساب تاریخ با شما دشوار و ابدی خواهد بود. نگذارید هر روز آفتاب را در سیاه چال بیاندازند ،  توده های مردم همواره به حقیقت گرایی شما نیازمندند.

مجید مشیدی


l’ONG Human Right Watch (HRW)-1

-2
http://www.mondialisation.ca/index.php?context=va&aid=26188

یکم سپتامبر 2011

10 شهریور 1390

منبع : سایت دیدگاه