دولت کودتای احمدی نژاد که به کمک خامنه ای به قدرت رسیده است به دلایل فراوان از جمله ی ناکام ترین دولت های جهان است . گزارش جدید صندوق بین المللی پول پیش بینی می کند که :"در سال ۲۰۱۱ میلادی، دو شاخص عمده اقتصاد کلان ایران رو به وخامت خواهند رفت: نرخ رشد به صفر در صد تنزل خواهد یافت و، در عوض، نرخ تورم به ۲۲.۵ در صد اوج خواهد گرفت" . گزارش جدید صندوق بین المللی پول با عنوان «چشم انداز های اقتصادی جهان»، که دوشنبه یازدهم آوریل انتشار یافت، عمق بحران شدید اقتصادی را، که از سه سال پیش یه این سو بر ایران سنگینی می کند، به نمایش می گذارد. این گزارش پیش بینی می کند که :" بحران اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی شدت گرفته و در قالب یکی از بی سابقه ترین اشکال «رکود تورمی» در تاریخ معاصر کشور، بروز خواهد کرد." طبق ارزیابی صندوق بین المللی پول،"  نرخ رشد اقتصادی ایران از یک درصد در سال ۲۰۰۸ میلادی به ۰.۱ درصد در سال ۲۰۰۹ کاهش یافته و در سال ۲۰۱۰ نیز از یک درصد بیشتر نبوده است."  بر پایه آمار انتشار یافته از سوی همان نهاد، " در سه سال گذشته میلادی میانگین سالانه نرخ رشد ایران یک پنجم میانگین سالانه نرخ رشد در بیست کشور خاورمیانه و شمال آفریقا بوده است." نیک می دانیم که نظام اسلامی در کلیت از حمایت همه جانبه سرمایه داری جهانی برخوردار است و این حمایت نشان می دهد که اگر جمهوری اسلامی از مدیریت سیاسی واحد و تعهد به غرب برخوردار شود، می تواند نظام را از چالش های فراوان نجات دهد. ولی چنین نخواهد شد و این طرز تفکر که مماشات بین غرب و رژیم اسلامی را نشان می دهد در نهایت با شکست روبرو خواهد شد و بر عکس عمق فاجعه و بحران در درون رژیم روز به روز افزوده خواهدشد.

امروز کارد به استخوان مردم رسیده است حتا کشورهای غرب که از نوازندگان بوق و کرنای رژیم اسلامی و جناح اصولگرایان به عنوان راه حل بحران در ایران بودند، خود بدبین تر از گذشته نظاره گر  وقایع داخل کشور و عملکرد دولت کودتا هستند. بحران طبقاتی عمق یافته و فقرو بیکاری،فساد اخلاقی، کنون زندگی مردم را چنان در خود پیچیده که راه حلی جز قیام مردمی علیه این نظام اسلامی نابکار ندارد. گزافه گویی های سران نظام نمی توانند بازدارنده ی موضع گیری های وجدان مردم شوند. زیرا آزادی جوهر انسان است وقتیکه  توده مردم مشاهده می کنند که در هیچ بخش از زندگی آزاد نیستند چگونه به ساقط کردن نظام نیاندیشند و سنگ به شیشه ی خودکامگی ها نزنند. زیرا قرار نیست سرنوشت این مملکت حتا با سروصدای دموکراسی، مردمسالاری در کام ضحاکان معاصر، فرو رود و بردگی معاصر جا باز کند همانطوریکه در بازار رژیم اسلامی به بهانه های خصوصی سازی رخنه نموده است.

معهذا نباید فریب ظاهر قضایا را خورد، و در حقیقت هیچ تلاش وحدت جویانه ای هم به زعم جناح های اصولگرایان که اخیراً آن را می شنویم، رقم نمی خورد. رژیم اسلامی سعی و کوشش دارد بر بحران های خود فایق آید تا از هم پاشیدگی هر چه بیشتر جامعه جلو گیری نماید. امروز ویرانی، نابسامانی و سر درگمی و ترس از فرداهایی نه چندان دور از سوی مردم را احاطه کرده است و جنگ اصولگرایان همچنان به سوی خودکامگی پیشروی می کند و تنها چیزی که در حافظه های مبارک شان استقرار نمی یابد، اینست که آنان از کجا و به بهای قربانی دادن کدام مردم زجرکشیده و چشم انتظار بر اریکه قدرت تکیه زده اند! جناح احمدی نژاد خوب می داند که برای انتخاب مجلس آینده با مشکلاتی جدی مواجه خواهد بود؛ دیگر نه در مدار اعتماد رهبری قرار دارد و نه غرب. آیا سکوی جدیدی را برای پرتاب مجدد خودشان به صحنه قدرت تدارک دیده اند؟ از طرفی رقبای سر سختی هم در مقابل بال و پر می گیرند که از همین حالا فعالیت هایشان شروع شده تا قدرت رقابت با جناح طرفدار ظهور امام زمان را داشته باشد، اما آیا جناح احمدی نژاد در آینده نزدیک برای تسلط مجدد بر نهاد مجریه کشور ، می تواند از حمایت های ولایت فقیه چشم پوشی نماید؟ ولایت فقیه دیگر ظرفیت بسته نگاه داشتن پنجره هایی که به حقیقت باز می شوند را ندارد. تنها ذکر این هشدار را الزامی می کند که اگر این سیاست ها آماده تغییر نباشند، یقینا" به پایان خود رسیده اند، سنگ های کودتای سال هشتاد و هشت امروز به سوی پرتاب کنندگان شان باز می گردند!

هيچ چيز برای يك نظام سیاسی بدتر از آن نيست كه بداند همه ناتوانی ها و کاستی هایش در امور هدایت جامعه،  از سوی مردم  نه حمایت می شود بل بر آن معضل انگشت انتقاد می گذارند و خواستار تغییر هستند. بايد سردمداران رژیم اين طرز و روش تفكر را از خود جدا سازند كه توده های مردم قادر به تفكيك خوب و بد، تاريك و روشن و سياه و سپيد نيستند. شايد خيلی از سردمداران رژیم اسلامی كه مسئول از نفس افتادگی مردم هستند، در نظر داشته باشند که برای تبرئه خويش، دلايلی را اقامه نمایند ولی ترديدی نيست كه شكاف بين افكار عمومی و عملكرد های دولتمردان امروزی به شدت رو به افزايش است چونکه مردم به هیچ وجه به آنان اعتمادی ندارند. شاید در ابتدای قیام سال پنجاه و هفت که بر جايگاه قدرت تكيه زدند، چنين می پنداشتند با ایدئولوژی اسلام که ریشه هزار و چهار صد ساله در میان توده ها دارد، افكار جامعه بسان مومی در دست آن ها قابل انعطاف خواهد بود. غافل از اين كه مردم به مرور زمان در این سی و دو سال تمام جنایت ها و فساد نظام را مشاهده کرده و سپس می انديشند و داوری می كنند. اين قوه تفكر و داوری اگر چه ممكن است به دليل خوشبينی اوليه، دستخوش اشتباه و يا غلبه احساس هم شده باشد ولی امكان فريب طولانی مدت توده مردم غير ممكن است.

ادامه ی این حالت بحرانی، ادامه ی پوچی است. گذشتن ازمسیریست که مفروش ازنابودی ها و ویرانی هاست. تغییر و جا به جایی مهره های دولت، کاری را از پیش نخواهد برد. تصفیه ی آب رودخانه ایست که کانون آلودگی درسرچشمه ی آن باشد. تهی شدن و تلاشی اصول و اندیشه های رژیم اسلامی هم اکنون خطرناک و مرگبارتر از جنگ قدرت جناح ها است. گریز از این وضعیت امکان پذیر نیست. این اصل قانون فکری است و در آینده ناگریز، اندیشه ای که بتواند پاسخگو به نارسائیها باشد، جایگزین اندیشه عقب افتاده ولایت فقیه خواهد شد.


یکم ژوئن 2011
خرداد 1390

 

منبع : سایت دیدگاه ها