هر روز که از حضور نیرو های عراقی در قرارگاه اشرف می گذرد، اوضاع پیچیده تر شده و پرسش ها پیرامون سیاست این کشور در قبال مجاهدین بیشتر و بیشتر می شود. اکنون،پس از بیست و سه روز از تهاجم نیروهای عراقی و فشار از طرف جامعه بین المللی،  توفیق قابل ذکری حاصل نشده است و شرایط مجروحان و ساکنین اشرف از منظر حقوق بشری قابل رسیدگی است و کیست که نداند با این همه نیروی نظامی عراقی در قرارگاه اشرف، ساکنین اشرف به هیچ وجه از امنیت جانی برخوردار نیستند و تحت کنترل نیروهای عراقی به سر می برند. حضور نیروهای قدس در میان نیروهای عراقی روز به روز پررنگ تر شده است و برای ساکنین اشرف خط و نشان می کشند، تهدید می کنند و به راحتی با نیروهای بسیج شده در مقابل درب اصلی اشرف ارتباط حسنه دارند و تمام این موارد از دیده آمریکائی ها پنهان نیست ! آمریکا در یک گردش عمده سیاسی در رابطه با مجاهدین ، تصمیم به قبول و پیش بردن خط جمهوری اسلامی ـ زدن ضربه نهائی به اپوزیسیون ـ در عراق گرفت، این عمل از دیده کنشگران سیاسی پنهان نیست گرچه بعضی ها مایل نیستند در مقابل این عمل ضد انسانی موضع بگیرند مبادا به زیان شان تمام بشود.

این روش آمریکا از مدتی بدین سو ، کاملا قابل پیش بینی بود. ولی این سئوال مطرح است که در مقابل چراغ سبز آمریکا، چه امتیازی رژیم اسلامی پرداخت کرده است ؟ بدون شک ، عدم تقابل رژیم اسلامی  در برابر سرکوب شیعیان در بحرین و عدم دخالت در دیگر کشورهای منطقه که در حال حاضر با یک طرح از پیش تعیین شده در حال گذر از تغییرات سیاسی کنترل شده اند، می باشد. هر امتیازی در این معامله به غرب داده  ، اینقدر مهم بوده  که  سازماندهی تهاجم در دستور کار قرار گرفت و هزینه این معامله کثیف ، می بایست از جیب مجاهدین پرداخت شود و یک بار دیگر در یک معامله ننگین، تهاجم نیروهای  نظامی عراقی  و قدس به قرارگاه اشرف سازماندهی شد. به مرور زمان به اثبات می رسد که دل نگرانی مدافعان حقوق بشر از ماهها قبل به جا بوده است. در چنین شرایطی، توجه ویژه به تحرکات رژیم اسلامی ، وظیفه جدی برای تمامی فعالین سیاسی و حقوق بشری محسوب می شود و بی توجهی به این مهم، شرایطی را پدید می آورد که شاید قابل جبران نباشد.

در حالی که می دانیم ، ولایت فقیه رژیم اسلامی فتوای بر چیدن قرارگاه اشرف را سالیان سال پیش صادر کرد ، نه بر سردمداران رژیم بل بر هیچ تحلیل گری پوشیده نیست که حضور نیروهای مخالف در مجاور خاک ایران یک تهدید همیشگی برای رژیم پوسیده اسلامی است. یقینا کنترل و متوقف ساختن  و در نهایت از بین بردن نیروهای مخالف رژیم اسلامی باانگیزه بقای نظام برای نیروهای وامانده  سرکوب گر خودش تئوریزه می شود و همین خون خواهی جمهوری اسلامی مشکلی را پدید خواهد آورد که جز با خون ریزی وسیع ، شکل دیگری را ترسیم کردند. همچنان که دیدگاه های کاملا متفاوتی در این زمینه وجود دارد، عده ای خوش بینانه در انتظار مداخله آمریکا برای خروج نیروهای متجاوز عراقی از قرارگاه اشرف و زدن دهانه به دهان دولت مالکی و تعهد و اجرای ماده 4 کنوانسیون ژنو ! این تفکر بسیار ساده لوحانه است . این جمعیت به هیچ وجه نباید به خودشان امیدواری بدهند. عده ای هم در انتظار قبول ساکنین اشرف به عنوان پناهنده در کشورهای اروپائی و آمریکا به سر می برنند و مرتب به سازمان مجاهدین فشار می آورند که چرا نیروهایش را به کشور دیگری انتقال نمی دهد . مگر نه اینکه نیروهای آمریکائی که قرارگاه را مونیتوری می کرد، در یک ترفند کثیف ، زمین را برای شخم زدن گله عراقی ها رها می کنند تا نیروهای عراقی تهاجم خود را آغاز نمایند. از چهارده ماه پیش که نیروهای سازمان یافته رژیم اسلامی با افراد مزدور محلی در مقابل درب اشرف  تجمع کردند ، مشخص بود که یک برنامه دراز مدت در دستور کار آنان بود و منتظر بودند، شرایط منطقه ای و بین المللی آماده شود تا برای سرکوب ساکنین اشرف وارد عمل شوند.

این مسائل باعث شده  تا شخصیت های حقیقی و حقوقی بیشتری با این پرسش اساسی مواجه باشند که آیا در شرایط سیاسی حاکم بر عراق، افزایش نیروهای نظامی و حضور فعال نیروهای رژیم اسلامی در عراق و همچنین در قرارگاه اشرف برای خنثی سازی مخالفین آخوندها شرایط روند دمکراسی و تحقق امنیت در آینده عراق را با خطر مواجه و به تاخیر نمی اندازد ؟ و دامنه درگیری سیاسی و پاسخ به مجامع بین اللملی را برای عراق گسترده تر نمی نماید؟

یکی از انتقادهای گسترده محافل سیاسی و حقوق بشر به دولت آمریکا، قرار دادن نام سازمان مجاهدین در لیست وزارت امور خارجه به عنوان یک گروه تروریستی است. این عمل شنیع از طرف آنان از لحاظ استراتژی و سیاسی می تواند فرصت ها و تهدید های ویژه ای را برای سازمان مجاهدین به همراه داشته باشد و تاکنون چنین بوده است. لازم و ضروری است که در این مورد هرچه زودتر وزارت امور خارجه آمریکا نام مجاهدین را از لیست تروریستی خارج نماید و این یکی از مطالبات مخالفین رژیم اسلامی است.

رژیم اسلامی توطئه علیه مجاهدین در عراق را با چراغ خاموش در پیش گرفته است و در انتظار است تا بالا رفتن و یا بالا زدن گوشه ای از پرده سیاست جامعه جهانی، بتواند با توجه به منافعش علیه مجاهدین عکس العمل و واکنش نشان دهد.

بیزارم از مرثیه نوشتن و تکرار هزار باره ی دردهای موجود،
اما ، باید ذهن های گرفتار و آشوب زده را بیدار کرد ،
اشرف که هنوز هم بوی باروت از پیکرهای ساکنین اش می آید،
جهانی که کشتار بی گناهان را سانسور می کند و تجاوز به انسان های بی سلاح را از جلو دوربین های جامعه جهانی دور می کند تا نشان دهد که در تورم شهوت جنایت، هیچ کسی قربانی نمی شود،
اشرف که پر شده از انسان هایی که  جرمشان استقامت در مبارزه است ،
صاحبان قدرت که در جمجمه های ترک خورده و سقف های کوتاه ذهن شان کرم هایی خزیده است که ریشه های بودن ساکنین اشرف را می جودند ،
بیزارم از مرثیه نوشتن و تکرار دردها، اما این مشت های پنهان را باید رسوا کرد که فقط نشسته اند و از کمبودها حرف می زنند و سرخوشانه حجم فاجعه ها را اندازه گیری می کنند ،
اشرفی که خاکسترش کرده اند، اما گناه را به گردن آتش می اندازند ،
باید از ریگزارهای داغ این روزگار هم عبور کرد ،

هر چند جاده های جهان امروز به غرب ختم می شود، اما هنوز هم کسانی در گستره ی بی مرز این جهان، برای آنان سقف می سازند ،
هر چند خبر آن قدر مهم نشده است که خبرهای دیگر به خاطر این خبر تب کنند اما هنوز هم دست های ساکنین اشرف پر از زخم های مبارزه است ،
و  آزادی یک گلوله می شود که روی لب هایشان نقش می گیرد ،
اما برای من در تکرار بی رمق این روزها که همه چیز تیره و تار و تلخ و ناخوشایند است، و در بحبوحه شهادت 35تن،
باید یادمان نرود که مبارزه یعنی چی؟
باید به جوانه های رهائی در آینده امیدوار بود که سبزناکی ریشه های شان به لطف سلام خورشید می تواند سیاهی این روزهای پر از مرگ را تاب آورد ،
به انسان های دل بست که مبارزه روی سر پنجه های آنان می رقصد ،
کسانی که بر طبل مبارزه می کوبند و از چشمه های حادثه، شعله می رویانند، فراموش نکرده اند که قیام شان قیامتی است ،
قیامتی که هنوز هم روی شانه های  دشمن سنگینی می کند،
آن قدر که آمده اند تا تجزیه ی مان کنند،
تحلیل مان کنند و نام آنان را در لیست های سیاه شان جای دهند،
تا این بار همه ی ابراهیم های در جبهه مخالفان را
در آتش بسوزانند ،
و نسل های آینده را با پیراهنی از آتش بپوشانند،
اما زنان و مردان بی سلاح داغدار ما هنوز هم نقطه آغاز تاریخ را از یاد نبرده اند و می دانند که همه ی واژگان پاکدامن در عبور آنان به مرز ایستادگی تعبیر می شوند،
مردمان زمستان زده ی ایران خوب می دانند که در استوارترین پائیز هم می توان به تمنای سبز بهار ایستاد ،

حقیقت آن است که تهدیدهای امنیتی برای اپوزیسیون در منطقه جدی است و بدون تردید نسل های آینده به همه کسانی که امروز آرام گرفته و مهر سکوت به لب زده اند، نفرین خواهد کرد.


یکم مه 2011
یازدهم اردیبهشت 1390

منبع : سایت دیدگاه