این روزها، تمام جناح های اپوزیسیون از راست تا چپ به سهم خود، تهاجم ددمنشانه دولت نوری الملکی تحت امر خامنه ای، علیه قرارگاه اشرف و  شهادت سی و چهار تن و مجروح شدن بیش از سیصد تن را محکوم و ابراز همدردی می کنند. اما آنانی که دردشان شبیه درد ساکنین اشرف یعنی سرنگونی طلب هستند و به هیچ وجه اهل مماشات با رژیم جنایتکار اسلامی نبوده و نیستند، جملگی سرگذشت یکسان و پرپیچ و خمی دارند، قصه ی دردناکیست به روایت های تلخ وقایع چند سال اخیر ، باید قرارگاه اشرف را نه با کلمه که با درد فریاد کرد. در مقاله قبلی نوشتم و باید اینجا هم نه تکرار بل فریاد بزنم که ای انسان های شریف که به نظاره مبارزات نیروهای سرنگونی طلب نشسته اید امروز دیگر روز کلمه نیست، روز حرف نیست، روز ابراز احساسات کردن و شعار دادن نیست، روز تسویه حساب با مجاهدین و روز تحمل و مماشات نیست. روز به هم گره خوردن دستانیست که اهل یک جغرافیا، اما جداجدا قربانی می شوند. یک نیرو مانند مجاهدین در اشرف و دیگران که مبارزاتشان در کشورهای غربی هر روز محدود و محدودتر می شود، آری جغرافیایی که دیگر صبوری از وسعت آن گذشته است.

قرارگاه اشرف که امروز مظلومیت ملت ایران را فریاد می زند، با حضور فرزندان مبارز ایران، تکه ای از همین جغرافیایست که در سایه سکوت جامعه جهانی و مدعیان پر ادعای حقوق بشر،  هراز چند گاهی سلاخی می گردد. و در اقلیم دیگری از همان جغرافیا، زندانیان سیاسی که در دست رژیم سفاک اسلامی اسیرند و با شقاوت تمام با آنان رفتار و تا دم مرگ زجرکش شان می کنند. قرارگاه اشرف که این روزها در میان سکوت جهانی فریاد برآورده و نمی خواهد از حماسه و مقاومت خویش چشم پوشی کند. فریاد آنان بیداری چند نسل از صدر مشروطه تا به امروز است.حماسه مبارز این نسل ، تلنگریست بر وجدان های سازشکار و چشمانی که چرت های شان را خمیازه می کشند. امروز آنچه در قرارگاه اشرف می گذرد ، شام تاریک محافظه کاری  و پراکندگی در اپوزیسیون را به سپیده دم حق طلبی پیوند داد. همچنان که قرارگاه اشرف شاهد وحشیانه ترین جنایات سازماندهی شده رژیم اسلامی است در مقابل حوزه نفوذ و گسترش سیاهی در داخل کشور نیز بزرگ و بزرگ تر شده  و می رود تا رژیم در یک فرصت دیگر قتل عام زندانیان سیاسی را آغاز کند. چونکه رژیم اسلامی همیشه هنگامی که یک بحران در خارج کشور ایجاد می کند بلافاصله در داخل کشور دست به یک جنایت می زند یا برعکس. این بهترین شیوه برای منحرف کردن افکار عمومی در داخل و خارج کشور است.

آمریکا خود یک بار دیگر در یک معامله ننگین با رژیم اسلامی این تهاجم را سازماندهی و پس از چند روز دو پهلو این عمل را تقبیح می کند و تلاش دارد فاصله خود را با دولت نوری المالکی زیاد کند تا نشان دهد که هماهنگی و توافق با دولت تحت امر ولایت فقیه عراق  وجود نداشته است و در این فاجعه هیچ مسئولیتی را نمی پذیرد، همچنان که در سایه شوم آمریکا، دولت نوری المالکی بنا به دستور خامنه ای جنایتکار و با اطمینان از عدم مجازات بین المللی، ساکنین اشرف را به خاک وخون می کشد. ما هرگز نباید از یاد ببریم که حمله ارتش عراق به اشرف در زمانی انجام شده است که رابرت گیتس وزیردفاع آمریکا یک روز قبل از تهاجم وارد عراق شده است. هنگامی که به درج خبر ورود رابرت گیتس به عراق درروز 5شنبه 7 آوریل 2011 دقت شود بدون شک مطلع خواهیم شد که این تهاجم وحشیانه  با توافق، راهنمائی و در نهایت چراغ سبز آمریکا بوده است ؛ همین اتفاق پس از ورود رابرت گیتس در 29 ژوئیه 2009  به عراقیعنی یک روز قبل از تهاجم به قرارگاه اشرف  که منجربه شهادت 11 تن و تعدادی زیادی مجروح شدند. وقتی در بده بستان های دیپلماتیک، از رفتارهای احساسی، هیجان آمیز و نسنجیده پرهیز نمی شود، وقوع حوادثی چون فاجعه دردناک و تکان دهنده 19 فروردین که منجر به شهادت و زخمی شدن شمار زیادی از هم وطنان بی گناه مان گردید، چندان هم دور از انتظار نیست.

همچنان که معلوم است دولت عراق، چراغ سبز حمله به اشرف را از چه کسانی دریافت کرده است. پیدا است که در این تهاجم، نیروهای قدس رژیم اسلامی ،سوداگران مرگ با جواز چه کسانی  بوده که به شیوه تاتارها در کنار نیرو های عراقی به افراد بی سلاح، چنین یورش آوردند و آنان را به رگبار بستند که بهترین نام برای آن جنایت علیه بشریت است. بگذریم که بعضی ها چنین تشبیهی را نمی پسندند! مگر نه این است که آنان آمده بودند افراد بی سلاح را قتل عام کنند؟ ولی فکر نمی کردند که این چنین برق آسا خبر این تهاجم وحشیانه توسط مجاهدین جهانی شود.  جنایات علیه بشریت در آخرین و کامل ترین سند بین المللی، یعنی ماده 7 اساسنامه دادگاه بین المللی جزایی(یا دادگاه بین‌المللی جنایی/ كيفري ICC ) که به شرح ذیل تعریف شده است:
1)  منظور از جنایات علیه بشریت در این اساسنامه، هریک از اعمال مشروحه ذیل است؛ هنگامی که درچارچوب یک حمله گسترده یا سازمان یافته با علم به آن حمله، تهاجم علیه یک جمعیت غیرنظامی، اتفاق می‌افتد؛
الف)قتل؛
ب) ریشه کن کردن؛
پ) به بردگی گرفتن؛
ت)تبعید یا کوچ اجباری یک جمعیت؛
ث)حبس کردن یا ایجاد محرومیت شدید از آزادی جسمانی که خلاف قواعد اساسی حقوق بین الملل انجام می‌شود؛
 ج) شکنجه؛
خ) تجاوزجنسی، برده گیری جنسی، فحشای اجباری، حاملگی اجباری، عقیم سازی اجباری، یا هرشکل دیگر خشونت جنسی همسنگ با آن‌ها؛
د) اذیت و آزار مداوم هرگروه یا مجموعه مشخصی به علل سیاسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی، مذهبی، جنسیتی یا علل دیگر، در ارتباط با هریک از اعمال مذکور دراین بند یا هرجنایت مشمول صلاحیت دیوان، که در سراسر جهان به موجب حقوق بین الملل غیرمجاز شناخته شده است؛
ذ)ناپدید سازی اجباری اشخاص؛
ر)جنایت تبعیض نژادی؛
ژ)اعمال غیرانسانی مشابه دیگری که به‌طور عمدی به قصد ایجاد رنج عظیم یا صدمه شدید به جسم یا به سلامت روحی یا جسمی صورت پذیرد.
2) اصطلاحات به کار رفته در بند 1 به معانی ذیل می باشند:
الف) حمله گسترده یا سازمان یافته علیه هر جمعیت غیرنظامی: رفتاری است مشتمل برارتکاب چندین عمل از اعمال مذکور دربند 1، که درتعقیب یا پیشبرد سیاست یک دولت یا یک سازمان برای چنین حمله‌ای صورت گرفته باشد.
ب) ریشه کن کردن: شامل تحمیل عمدی وضعیت خاصی از زندگی است، ازجمله؛ محروم کردن از دسترسی به غذا و دوا که به منظور منهدم کردن بخشی از یک جمعیت برنامه ریزی می‌شود.
پ) به بردگی گرفتن: اعمال اختیارات مربوط به حق مالکیت بر انسان که مشتمل است بر اعمال چنین اختیاری درجهت خرید و فروش انسان به ویژه زنان و اطفال.

سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران ضدمردمی دو روز پس از تهاجم نیروهای عراقی که به مناسبت سالروز هلاکت سرلشگر بسیجی صیاد شیرازی ، ضمن تقدیر از سرسپاری نوری المالکی جنایتکار به ولی فقیه ارتجاع، گفت: " خلع سلاح نظامی مجاهدین موضوع مهمی نیست، موضوع اصلی موجودیت آنها است که باید منحل شود و در خصوص نحوه برخورد با گروهک تروریستی ، استراتژی‌های متنوعی برای این موضوع وجود دارد اما در هر صورت این گروهک نباید اجازه فعالیت و ایجاد تشکیلات داشته باشد و ما خواهان این هستیم که این تشکیلات منحل شود. " اگر به دقت بیشتری این قضایا را مورد بررسی قرار دهیم، در می یابیم که نتیجه رو در روئی با دژخیمان متخاصم عراقی که تحت امر ولایت فقیه و چراغ سبز آمریکا پا به قرارگاه گذاشته بودند فقط پافشاری ساکنین اشرف به مقاومت و ایستادگی بود. از این پس باید مقاومت را از نو تعریف کرد. بدون شک ضربه تشکیلاتی را به مرور زمان می شود، ترمیم کرد ولی ضربه ایدئولوژی را هرگز. این همان سرفصلی بود که حزب توده در زمان کودتای آمریکائی 1332 علیه دولت مرحوم مصدق، از سازماندهی کودتا آگاه بود، می توانست نیروهای نظامی خود ــ که کم هم نبودند ــ  را وارد عمل کند و پیشگیری ها لازم را برای مقابله با کودتاگران آمریکائی انجام دهد ولی این حزب برای حفظ تشکیلات  خود و ترس از ضربه خوردن، وارد این کارزار نشد و به لحاظ ایدئولوژیکی چنان ضربه ی خورد که پس از قیام 1357 انحطاط پر شتاب داشت و تا همکاری با رژیم دست نشانده سرمایه داری پیش رفت و در تاریخ سیاسی  ایران از این حزب به عنوان خائن، یاد شده است. سئوالاتی اینجا از مجاهدین مطرح است. آیا سازمان مجاهدین چنین می اندیشد که حفظ تشکیلات در این مقطع و شرایط کنونی یعنی ایدئولوژیک مان ضربه می خورد واین قابل جبران نیست ؟  آیا می توان بر این اوضاع غلبه کرد؟ آیا می توان از هم اکنون به وظیفه ای که در برابر اپوزیسیون قرار گرفته اند، عمل کرد ؟ آیا تحقق وحدت مخالفان رژیم اسلامی به وظیفه بسیار مبرم و بلادرنگ در مقابل آنان ( مجاهدین ) قرار گرفته است؟
 
پس از تهاجم وحشیانه نیروهای عراقی، تمام جناح های اپوزیسیون برای دفاع از حقوق ساکنین اشرف که همان دفاع از حقوق بشر است، به میدان آمدند و این عمل ددمنشانه را با قاطعیت محکوم کردند. این سرفصل می تو اند نیرو های مخالف رژیم اسلامی را به هم نزدیک کند و به مجاهدین هم یک درسی داد، اگر به آن توجه نمایند ! که آمریکا و متحدانش نمی توانند شریک استراتژی آنان که همان سرنگونی رژیم اسلامی است ،باشند، ولی برعکس نیروهای اپوزیسیون و توده ای مردم به لحاظ تاریخی ، متحد استراتژی برای سرنگونی نظام فاسد اسلامی هستند و می بایست جملگی یکی شوند.بدون شک رژیم اسلامی در پی سرکوب جنبش آزادیخواهانه مردم در داخل کشور  هم اکنون یک برنامه ی سراسری برای سرکوب مخالفان در خارج کشور را سازماندهی کرده است.

دو هفته پس از تهاجم به قرارگاه اشرف مقر اصلی كومله‌ توسط نيروهای اجیر شده رژیم اسلامی در كردستان عراق در شهر سليمانيه‌ محاصره‌ شد. بنا به گزارشات خبری صدها تن از مردم شهرك "زرگويز " از توابع استان سليمانيه‌ در اعتراض به‌ غصب زمين‌های كشاورزی خود از سوی حزب ‌ "كومله‌ "، اردوگاه‌ و دفتر سياسی اين حزب را محاصره‌ كردند. مردم شهرك "زرگويز " (محل استقرار نيروهای كومله‌) مقر اصلی اين حزب را محاصره‌ كرده‌ و از ورود و خروج اعضای اين حزب جلوگيری می‌كنند. رژیم اسلامی همان ترفندی را که برای مجاهدین بکار برده است که زمین قرارگاه اشرف متعلق به کشاورزان بوده و با زور گرفته شده و باید به صاحبان اصلی بازگردد را برای کومله استفاده می کند و مزدوران خود را در سلیمانیه عراق برای ضربه زدن به یک بخش دیگر اپوزیسیون ، سازماندهی می کند. با توافقات پشت پرده دولت های دست نشانده  جمهوری اسلامی و عراق با آمریکا تهاجم به اشرف پایان پذیر نیست، هدف تمام اپوزیسیون است ! آمریکا آخر سال 2011 نیروهای خود را از عراق خارج خواهد کرد و این تاریخ همان فرصتی است که دولت نوری المالکی به مجاهدین داده که از عراق خارج شوند. این حوادث نشان دهنده آن است که برای مقابله با این توطئه که بدون شک حمایت سرمایه داری هم به همراه دارد می بایست مخالفان هوشیار باشند و با سازماندهی سراسری و اتحاد عمل مبارزاتی این تهاجمات را خنثی کنند.

بیست و یکم آوریل 2011

یکم اردیبهشت 1390

منبع : سایت دیدگاه