سال هزار و سیصد و هشتاد و نه هم با همه ی فراز ونشيب ها و عبرت ها و تجربيات بزرگی كه با خود داشت به پايان رسيد و اكنون ما ادامه ی بيم و اميد های خودرا در سال پیش رو به انتظار نشسته ايم. هر چند انتظار نمی رود  با شرایطی که کشور های غربی در خاورمیانه ایجاد کردند در سال جدید هم بهبودی اميدوار كننده ای  در سطح منطقه را شاهد باشیم . به هر حال مردم منطقه خاور میانه به اميد بهروزی و پيشرفت زندگی می كنند و برای اين اميد نيز در حد توان و فهم خودشان تلاش می كنند ولی در نهایت خیزش های آنان توسط عوامل وابسته داخلی به کمک کشورهای غربی به انحراف کشیده خواهد شد.

آن قدر در سی و دو سال زندگی مان شنیده ایم که شرایط جمهوری اسلامی حساس و بحرانیست که حالا کاربرد این واژه در توصیف کنونی داخل کشور معنای خود را از دست داده است. بدون شک شرایط امروز بسیار شکننده تر و نامطمئن تر از دیروز است و  برای کشورهای غربی هم چشم امید بستن به بازی سردمداران نظام جز دامن زدن به یأس و نا امیدی نتیجه دیگری  در پی ندارد. در حالی كه خودکامگی شديد داخلی و فضای ترس انگيز جامعه، روحيه ی نوميدی و سوء ظن تاريخی و نا امنی را مورد تأكيد قرار می دهد، تفكر های حذفی باز در ميدان باقی خواهد ماند تا منطق يك برنده و يك بازنده را به نفع خودشان به كرسی بنشانند. و سعی می كنند با ادعاهای ميان تهی و بازی باكلمات، تظاهر به وجود چيزی كنند كه نيست و اين را به ديگران نيز بقبولانند. مردم  در داخل کشور ناظر بر تمام بی عدالتی ها و سیستم بسته سرکوب هستند و هیچ سهمی برای  مداخله خودشان در شرایط کنونی در نظر نگرفته اند و پیوسته منتظره لحظه نهائی هستند. جامعه ای که خسته از دردهای پیشین است، هنوز هم علاوه بر هزینه های روانی سنگین، زندگی و آینده شان توسط رژیم اسلامی در پشت درهای بسته با کشورهای غربی به قمار زده می شود.

امسال مهم ترين مساله ای كه در سطح جامعه همه ی مردم آن را لمس كرده و از سال گذشته به شدت با آن درگيرند، مساله اقتصادی و حذف یارانه ها است و تحریم رژیم از طرف جامعه جهانی که ایجاد تورم کرده و در آینده عواقب آن را شاهد خواهیم بود. طرح  هدفمند کردن یارانه ها بدون شک باعث فشار اقتصادی و پائین آمدن قدرت خرید مایحتاج اکثریت مردم ، بویژه قیمت حامل های انرژی و افزايش نابرابری در جامعه را در برخواهد داشت. بازتاب این  طرح و برنامه ای  ضد مردمی که از طرف بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و با همکاری دولت کودتای احمدی نژاد سازماندهی شده ، بدون شک در سال جدید بیشتر نمایان خواهد شد و جامعه به شرایط بد اقتصادی ، بیکاری  و تورم واکنش نشان خواهد داد.  به همین دلیل خامنه ای سال جدید را سال جهاد اقتصادی نام گذاری نمود تا مردم را برای شرایط سخت به زعم خودشان آماده کند. و محسن رضائی دبیر تشخیص مصلحت نظام در مقاله ی تحت نام " چرا جهاد اقتصادی ؟ " که در سایت تابناک درج شده می نویسد : " آیا شکست غرب در صحنه اقتصادی ایران و بیرون کردن فقر و بیکاری و گرانی از جامعه کمتر از آزادی خرمشهر است؟ آیا شکوفایی اقتصادی و معنوی جامعه ایران و ساختن یک زندگی آرمانی برای مردم کمتر از بازگرداندن دو ملیون آواره جنگی در دهه اول انقلاب است؟ " او  مهار بحران اقتصادی را در سال جدید با دوران جنگ مقیاس کرده و اعلام سال جهاد اقتصادی از طرف ولایت فقیه را مورد تائید قرار می دهد. بحران به دلايل متعدد در سال جدید نه تنها تخفيفی نمی يابد بل تشديد هم خواهد شد و علت آن نيز روشن و مشخص است. اما در حال حاضر سردمداران رژیم و همه ی اجزای حكومتی خواهان كنترل بحران اقتصادی و  در حال تلاش برای متقاعد کردن شرکای غربی هستند. اما اين حقيقت مسلم است كه با خواست های نمايشی ، هيچ توفيق قابل ذكری برای نظام حاصل نخواهد شد. درس گرفتن از گذشته، برای سامان بخشيدن به آينده است ، البته نه برای نظام های وابسته به حلقه های سرمایه داری . این تجربه به معنای شناخت راه های درست و موفق و تحليل اشتباهات و پس زدن آن ها و فاصله گرفتن از آن هاست که در توان ایدئولوژی طبقاتی آخوندی نیست. امروز اگر حقيقت موجود در فضای جامعه را در پشت هزاران حجاب و در هزاران زاويه مخفی كنند اما بازهم حقيقت همه جا موج می زند و رخ می نماياند.

سال نو و شیوه کهنه جنایت در جمهوری اسلامی یک دور جدید را آغاز کرد. رژیم اسلامی در آغاز سال نو باز دست به یک جنایت آشکار زد. زندانی سیاسی محسن دگمه‌چی به‌دلیل محدودیت عمدی از مداوا توسط رژیم اسلامی در اسارت به‌شهادت رسید. محسن دگمه‌چی به جرم هواداری از سازمان مجاهدین از سال 60 تا 67 در زندان بوده  و اتهام او در این دوره کمک رسانی به خانواده‌های زندانیان سیاسی و حضور دخترش در قرارگاه اشرف است، او دستگیر و به 10 سال زندان و تبعید محکوم شد. علی‌رغم این‌که محسن دگمه‌چی مبتلا به بیماری لاعلاج سرطان بود و نیاز به رسیدگیهای ویژه و فوری پزشکی داشت جمهوری اسلامی مانع پیگیری درمان پزشکی می‌شد. پس از ماهها  تحمل درد، محسن دگمه‌چی در هفته اول سال نو در اسارت به‌شهادت رسید. یک بار دیگر جمهوری اسلامی مانند گذشته خصومتش را نسبت به مخالفانش به نمایش گذاشت. جمهوری اسلامی قصد دارد که شیرکو معارفی زندانی سیاسی کرد را در امتداد اعدام های زنجیره ای اخیر به جوخه مرگ بسپارد و این زندانی سیاسی کرد را اعدام کند. شیر کو در مهر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت بازداشت و تا این تاریخ در اسارتگاههای رژیم بسر میبرد. وی از سوی نهاد قضائی رژیم به اعدام محکوم و این اقدام جنایتکارانه از طرف بیدادگاههای انقلاب اسلامی تائید شده است. از جمله اتهامات وی " اقدام علیه امنیت ملی "و " محاربه با خدا" اعلام شده است. در سال نو ، مانند سنوات قبل خطر جدی جان دهها زندانی سیاسی و عقیدتی را در زندان های ایران تهدید می کند. جمهوری اسلامی در روند ایجاد رعب و وحشت در سطح جامعه برای پیشبرد اهدافش که همانا جلوگیری از قیام توده هاست به هر بهانه ی در فکر یک تسویه حساب خونین دیگر علیه مخالفان است. بدون شک در سال جدید بار دیگر دست به جنایتی فجیع و هولناک خواهد زد. چونکه از لحاظ بین المللی فقط در روی کاغذ به صورت قطعنامه ، رژیم اسلامی به عنوان نقض کننده حقوق بشر محکوم می شود و این نوع محکومیت ها ، تضمین مداخله نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر برای جلوگیری از جنایات را در بر ندارد و به هیچ عنوان به صورت اهرم فشار نمی توان از این محکومیت ها استفاده کرد ، آخوندها هم به این امر واقف هستند.


اما دردمندانه باید گفت که به نظر نمی رسد این حوادث دردناک جز ابراز تاسف برای اپوزیسیون و مدافعان حقوق بشر، حساسیت و نگرانی دیگری را برانگیزد ، رژیم اسلامی هم دقیقا این موضوع را می داند. اما در کشوری که نظم و قانون وجود ندارد ، تسلسل باطل اندرباطلی به راه افتاده که جز تشدید بحران و افزون شدن ناامنی و تنش زایی فزاینده هیچ نتیجه ای دیگری هم ندارد. از سویی دیگر این پرسش به ذهن انسان فشار می آورد که تحت هر حالتی مسئولیت چنین حوادثی بعهده چه کسی است؟ افرادی به مرحله ای از انحراف و ضلالت رسیده باشند که انجام چنین جنایاتی را برای به عقب راندن مخالفان و ایجاد رعب و وحشت در جامعه را مشروع می دانند.

امروز روز کلمه نیست، روز حرف نیست، روز شعار نیست،  روز محکومیت های کاغذی از طرف شورای حقوق بشر سازمان ملل نیست، امروز ، روز تکلیف است. اگر فقط خشم مان کلمه است، سکوت شایسته ترخواهد بود. فجایعی نظام اسلامی در ایران که امروز انسانیت را سر شکسته کرده است، نمی تواند فقط با کلمه، سر را در کنج عافیت فرو برد. به هر حال واقعیت های امروز، این حقیقت را انشاء می کند که اگر مردم بیدار نشوند و تعیین سرنوشت خود را در دست نگیرند،  خیلی ها می توانند با تعبیرات و تغییرات عوام فریبانه، به راهی که می روند، تداوم بخشند.

یکم آوریل 2011
12فروردین 1390

منبع : سایت دیدگاه