چون کوه هميشه استقامت می کردند

باقامت قايمشان قيامت می کردند

آن قدر شکوفه داشتند جانشان که بهار

در سايه رحمتشان اقامت می کرد.

 

همانطوریکه در مقاله یادداشت روز بهمن ماه سال گذشته نوشتم ، نمی دانم هر سال که بهمن ماه فرا می رسد احساس غریبی دارم ، احساس غرور می کنم که آزادیخواهان وطنم چه بی باکانه در مقابل مستبدان زمان ایستادند و در راه رهائی زحمتکشان جان باختند تا مبارزه  طبقاتی برای آیندگان معنی و مفهوم واقعی پیدا کند. از کدامین حماسه در این ماه برای شما بگویم از حماسه شکوهمند سیاهکل یا شهادت خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان و شهادت احمد رضائی و شهادت اشرف ربیعی و موسی خیابانی یا قیام باشکوه سربداران در آمل و روز قیام مردم علیه رژیم پهلوی. یا از جنایات رژیم اسلامی در ماه های دی و  بهمن امسال سخن بگویم، از آخرین جنایتی که این اواخر انجام داد. سه زندانی سیاسی سابق  بنام های جعفر کاظمی ، محمد علی آقاجانی  و  علی صارمی و  یک مبارز خلق کرد حسین خضری را به اتهام" محاربه، تلاش برای براندازی نظام اسلامی" به دار آویخت. این جنایت ها همچنان ادامه دارد! نمی دانم تا پایان بهمن ماه چند تن دیگر به لیست اعدام رژیم جنایتکار اسلامی اضافه خواهد شد!

 

آنچه که این انسان ها  را پر فروغ و سازنده جلوه می دهد و در ضمیر توده ها تأثیری شگفت انگیز می گذارد، اینست که در مقابل استبداد ایستادگی کردند. در روزهای بهمن ماه همه جا بوی مقاومت و ایستادگی می دهد؛ از سیاهکل ، آمل ، زندان اوین و خیابان های تهران و دیگر شهرها ،  همچنان زخم هایشان شگفته مانده اند تا در ازدحام طوفان و طلسم، آزادگی و رهایی از یاد نرود. در روزهای بهمن ماه همه جا صدای زنده باد آزادی به گوش می رسد، از توده ها که از خون شان گذشته اند، از استخوان شان نیز می گذرند و مرگ سرخی را بر زندگی و هم پیمانی با ستمکاران ترجیح می دهند، تا جهانی را شگفت زده نمایند. آنچه که این حوادث اخیر در ایران را پر فروغ و سازنده جلوه می دهد و در ضمیر انسان ها تأثیری شگفت انگیز می گذارد، اینست که مردمی در این دنیا آرامش و امنیت خویش را قربانی می کنند و ترس های شان را از یاد می برند و با جسمی پر از زخم های تاریخی ستمگران، ایستادگی را زنده می کنند تا عمق وجدان های به خواب رفته را بیدار کنند و ظلم و سیاهی و تجاوز را فریاد زنند و سیاست بازان را که هر روز به رنگی در می آیند و بر اساس اقتضای زمان و منافع شان سخن می گویند به بیدار باشی در برابر ناروایی های این جهان فرا خوانند.

 

با درود به جان باختگان راه آزادی، به  زنان و مردان بلند آوازه و تاريخ ساز خلق های ایران، قهرمانان ملی که با قدرت انسانی عشق و معنويت وباجذبه اسرار آميز انساندوستی و آزاديخواهی رزميدند، دليرانه مقاومت کردند و به استقلال وعزت به توده ها وفادار ماندند و عاقبت جاويدان شدند. از دست دادن این انسان ها همیشه راز آمیز و با معنا هست، بهتر بگویم  سخن گفتن آنان با مردم بوده است که ای مردم، کشورتان آبستن وقایع بزرگ است و واقعه های بزرگ زنان و مردان بزرگ را می طلبد. اما هیهات است که هنوز هم پس از چندین دهه ، خیلی از ماها از آنان  فقط یاد می کنیم. نامشان خجسته باد!

 

خاضعانه بگویم همیشه به فکر آنان هستم ، در اینجا می خواهم از ایشان بگویم ، از آنان که نه به قضاوت عاطفی ما، بلکه به تاييد تاریخ، درخشنده ترين و قدرتمندترين چهره معاصر ما هستند. ایشان نقطه  اتکا، قوت قلب وباور رهايی آزادی مردم شان بودند. انسان های که از نخستين سال های جوانی خود با قرار گرفتن در مسير پرپيچ وخم تاريخ و تجربه در مبارزات سیاسی و اجتماعی مختلف، با توانايی و يا نتيجه عقلانيت وتفکر برتر، توانستند، از منافع توده های مردم پاسداری و از عزت و استقلال وحيثيت توده ها دفاع کنند.

 

شايد مهم ترين ويژگی که باعث محبوبيت جانباختگان راه آزادی در بين مردم شده است، اين باشد که درسخت ترين شرايط با اعتماد به نفس و باور فرداهای روشن و صبح رهائی سرزمین شان از دست نظام های جنایتکار به مردم دلگرمی و اميد می بخشيدند. اگرچه تاريخ ما و به خصوص سه دهه گذشته زمينه ظهور قهرمانانی بوده است که هرکدام به يقين می توانند اسطوره های تابناکی باشند همین اواخر می توانم از آرش کمانگر،حسین خضری، علی صارمی ، جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی یاد کنم که برای آيندگان حکايتی ديگری را بازگو کردند! تاريخ معاصر ما را از هرسمت و سويی که بنويسند، هرگونه که بنويسند وبا هر قلمی که بنويسند به يقين تمام آنان رادر آن به بزرگی خواهند نوشت، حتي دشمنان قسم خورده ی مبارزان راه آزادی، امروز به اين باور رسيده ا ند که ایشان چنين مشروعيتی دارند که به عنوان انسان های صادق ومردمی، در ذهن، زبان و زندگی روزمره مردم ، نامشان جاری و ساری خواهد بود و پایداری شان به عنوان يک پايگاه اساسی مورد استفاده قرار بگيرد و در جامعه استقرار پيدا کند.

 

حتی اگر اشخاصی هستند که می خواهند با قيچی های تیز و بی ثمر خودشان به جان تاريخ معاصر ما بيافتند، و می خواهند قسمت هايی از تاريخ را دور بريزند و یا فراموش و یا بعضی نام ها را ضايع کنند، بخواهند حماسه های بزرگ مردم  ما را به اندازه افکار خودشان کوچک بسازند، اما از ورای همه ی اين ها،  نام جانباختگان راه آزادی که علیه رژیم گذشته و نظام دست نشانده جمهوری اسلامی قیام کردند ، درخشنده وتابناک خواهد ماند، زيرا تک تک این عزیزان خوش ترين نقش را داشتند که پس از چند دهه مقاومت در تاريخ ما و در کالبد زمان ما و در پيکره هستی جای گرفتند. آنان رفتند، آما آنچه که امروز بسيار مهم وحياتی است، اين است که ماپس از دست دادن آنها چه کاری انجام دادیم؟ سرنوشت مردمی که به خاطر دنیای بهتر برای آنان تمام مبارزان يک لحظه آرام نگرفتند و يک دم نیآسودند، چه می شود؟ رسالت چه کسانی است که امروز ودر اين مرحله حساس وسرنوشت ساز سياسی رسالت سازماندهی فکری جامعه  را به دوش بگيرند.

  

اما براستی کسانی که در حساس ترين شرايط و در قلب حوادث سياسی و اجتماعی ایران در کنار مردم  قرار داشتند، امروز چه رسالتی را بردوش دارند؟ جوان امروز ما برای اين که بتواند هويت و اصالت خود را پيدا کند، و افتخار داشته باشد و باور کند که سه دهه مقاومت مردم  بيهوده، بی نتيجه وبدون هدف نبوده، به کدام شخصيت یا تشکل در اپوزیسیون بايد پناه ببرد؟ آيا ما کسی یا جریانی که شايسته باشد را در میدان داریم؟ و نیک می دانیم یک جریان نمی تواند به تنهائی رژیم جنایتکار اسلامی را سرنگون کند ! بياييد و باور کنيم که اگر گذشته خود را نشناسيم و اگر در راستای مسير تاريــخ خود قرار نگيريم به يقين آينده باثباتی نخواهيم داشت، اما اگر از انديشه ها وافکار آزادیخواهانه استفاده کنيم با يک رويکرد معجزه آسايی روبرو خواهيم شد برای حل تمام مشکلات ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی  نبايد دغدغه های امروز ومسؤوليت های امروز، ما را از رسالتی که در قبال نسل امروز به عهده داريم، دور نگاه دارد. وقتی  سرنوشت ما امروز اينست، يکي دونسل پس از ما چه بايد بکنند وبه چه کسانی بايد متوسل بشوند، آيا آن ها می توانند به کسی که در نزدیک شان  است، دست رسی پيدا کنند و سراغ اصالت و هويت خود را از آن ها بگيرند؟

 

گرامی باد، یاد تمام مبارزات و مبارزان راه رهائی خلق های ایران از صدر مشروطه تا به امروز به خصوص در سالگرد بهمن ماه که مجموعه رزینی از رشادت ها در آن نهفته است و بدون شک یادشان در تاریخ ما جاودان باقی خواهد ماند! و امیدوارم از تمام این فراز و نشیب ها برای پیشبرد مبارزه طبقاتی درس هایی گرفته باشیم. بیست و دو بهمن امسال پوزه حکومت اسلامی را در هرکجای که هستید با تظاهرات های گسترده اعتراضی به خاک بمالید و یاد تمام جانباختگان راه رهائی خلق ها را گرامی بداریم. چنین باد !

 

هرگز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است برجريده عالم دوام ما

 

1 فوریه 2010

 12 بهمن 1389

 

 

منبع : سایت دیدگاه