زمانی که ماهیت جمهوری اسلامی و عوامل حمایت کننده نظام را مورد بررسی قرار می دهیم، موارد زیادی مشاهده می شود که آنها را  می توان به چند بخش، تقسیم کرد. اول اینکه برنامه و استراتژی سرمایه داری ، برنامه ای دقیق و کارشناسانه نسبت به رژیم اسلامی است اما راهبرد جامعه جهانی به وجود آمده از دیدگاه های ناهماهنگ کشورهای غربی می باشد. تا همین اواخر هر کشور به طوری جدی و جداگانه دنبال تحقق بخشیدن رقابت های کلان اقتصادی و سیاسی در منطقه خاور میانه به نفع خودش بود و به همین دلیل، راهبرد رژیم اسلامی از لحاظ سیاسی و اقتصادی همیشه مورد حمایت کشورهای غربی بوده و هیچ سهمی به جز ماندن در حاکمیت  و چشم پوشی در موارد آشکار نقض حقوق بشر برای رژیم اسلامی در نظر نمی گرفتند. دوم اینکه جامعه ی جهانی راهبرد سیاست های سازمان تجارت بین المللی، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را به دست سرداران سپاه سپرده، با آگاهی از اینکه این افراد در فقدان مدیریت عقلانی به سر می برند و از جمله ناکارآمدترین اشخاص در چارچوب نظام به حساب می آیند ولی بالعکس با استعداد در زمینه ایجاد اختناق، سرکوب و کشتار توده های به پا خواسته، ید طولانی دارند که نمونه بارز آن کودتای سال 1388 است. سرمایه داری با شناخت هویت و مردم شناسی، قدرت سیاسی و اقتصادی کشور را به پرچم داران فاشیسم اسلامی سپرده است. سوم اینکه کشورهای غربی با کمک بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای رسیدن به اهداف شان مانند گذشته تاریخی شان از هیچگونه شقاوتی برای در قدرت نگهداشتن رژیم اسلامی کوتاهی نکرده اند. چنانچه از حضور سی و یک ساله  رژیم اسلامی در زمینه های سیاسی و اقتصادی در کشور پیداست که نظام اسلامی با کمک آنان به ارزشهای ملی و سیاسی مردم ما به دیده ارزشمند ننگریسته و توده های مردم را به حیث کالا به معامله گرفته اند.

 

فرایند این سیاست ها در سه دهه اخیر نشان داده که توده های مردم مان از نتیجه ی حمایت های کشورهای غربی چه آسیب های از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دیده اند و  اکنون کشور به طرف بحران خطرناک دیگری در حرکت است. بحرانی که پایان آن در تحقق منافع استراتژیک دراز مدت قدرت های جهانی امکان پذیر است و این مهم امری محال به شمار نمی رود چونکه در  گذشته سرمایه داری سرکش جهانی نشان داده که درهیچ مقطعی از تاریخی سیاسی جدا از رژیم های خودکامه حرکت نمی کند زیرا منافع آنان روی یک محور و یک سازش با چنین نظام ها چرخیده است. هم اکنون اکثر کارشناسان بی طرف امور سیاسی بر این بارواند که اساسی ترین امری که مانع سرنگونی رژیم اسلامی است، حمایت کشورهای غربی از حاکمان جنایتکار اسلامی ، دخالت و محدودیت و ایجاد تضاد در امور اپوزیسیون رژیم اسلامی است ، مانند  تروریست خواندن سازمان مجاهدین خلق توسط سرمایه داری یک عمل سیاسی و با اهداف دراز مدت سیاسی برای حمایت از رژیم  دست نشانده شان است که  ما نمی توانیم بی تفاوت از کنار آن بگذریم. این سیاست در تمام کشورهای منطقه پیاده شده است. به همین دلیل است که دور نمای حضور و موجودیت قدرت های نظامی کشورهای جهانی برای مردم منطقه مشخص نیست و توده های مردم ایران از این وضعیت بخاطر سیاست های سرکشی سرمایه داری جهانی نگران هستند و می هراسند از اینکه ایران مانند کشورهای همسایه اش نطفه ی خیزش درگیریهای قدرت های بزرگ در منطقه قرار گیرد.

 

مباحث جاری در رابطه با جمهوری اسلامی در سطوح بین المللی نشان می دهد که شرایط سياسی بغرنج تر از آن به نظر می رسد که بتوان میزان نگرانی ها را رده بندی کرد. شاید برای خیلی ها شیوه کارکردهای کشورهای غربی و پیچیدگی های ساختار امروزی  جهان چندان قابل درک نباشد، اما برای آن که با دیدی فراتر به مسایل زیر بنای رژیم اسلامی نگاه کنیم، این امر ملموس تر و عینی تر است که آنچه امروز در داخل کشور و منطقه می گذرد، نمایانگر مرحله تازه ای در بحران تصمیم گیری کلان است و بدون شک آغاز فصل پیچیده ای که احتمال هر بقایی ازهر نوع امید و انگیزه را نسبت به آینده نظام اسلامی به سمت صفر تنزل می دهد. انتظار مردم از جامعه جهانی،  عدم حمایت از رژیم اسلامی است که هم اکنون به نَفس نفس افتاده . ولی با توجه به ماهیت سرمایه داری،  می توان گفت این انتظاری واقع بینانه نیست. حالا تنها راه باقی مانده برای مردم سوار شدن بر مبارزات گسترده  خودشان علیه رژیم اسلامی و کاستن از انتظارات شان از جامعه جهانی است. اگر قرار باشد ، رژیم اسلامی عمرش به سر آید، نباید به حمایت جامعه جهانی دل بست. حالا زمان اعتماد به نفس از دست رفته ی توده های مردم است که تعیین سرنوشت خودشان را بدست گیرند .

 

ساختار رژیم اسلامی تهدیدی همیشگی برای کشورهای همسایه بوده است، این ساختار به صورت تک محوری و اهرم فشار برای دیگر کشورها از سوی آمریکا و متحدانش حمایت می شود و می بایست که این سیاست بی نظمی و ماجراجویانه رژیم اسلامی طولانی تر در منطقه باقی بماند. این سیاست برای آینده منطقه خطرناک است. شواهد نشان می دهد که جنگ همچنان در منطقه  ادامه خواهد داشت و افق دموکراسی بسیار دور دست است. برای جلوگیری از سرنوشت محتوم به جنگ های دست ساخته سرمایه داری، مردم ما راهی جز تکیه کردن بر اراده خودشان و قیام علیه نظام اسلامی دست نشانده سرمایه ندارند و با درک منافع ملی در برابر این بحران مقابله کنند. واقعيت امر این است که فساد و تباهی که روح تاریخ ما را مسخ کرده و امروزه ما یکی از فاسدترین کشورهای جهان هستیم، برآیند تعقل و خردورزی سرمایه داری بوده که بار دیگر اصول گرایان را حمایت کند و دولت کودتا و فساد را عملا به رسمیت بشناسد! تا بهتر بتوانند درسطح جهان برای توجیه اعمالشان و کنترل افکار عمومی، دشمن خیالی داشته باشند و در منطقه تندرُوان شیعه در تقابل تندروان اهل تسنن صف آرائی کنند و بعضی اوقات هم در کنارهم ،خط کلی سرمایه داری را پیش ببرند. همه عوامل برای ایجاد مجدد طوفان در منطقه آماده است.

 

کشور ما را دست‌های پنهان می خواهند به کام دوزخ بیاندازد و دوباره دیکته پذیران بیرونی در حاکمیت جمهوری اسلامی خواستار آنند که یک بار دیگر آسمان کشور رابا آتش و دود سیاه سازند. ملت ایران در خرداد سال 1388 فریاد زد،که نه تنها دولت کودتای احمدی نژاد بل تمامیت نظام فساد اسلامی برایشان مشروعیت ندارد ولی متاسفانه مطابق برنامه از پیش تهیه شده ، کشورهای غربی به جای حمایت از مطالبات توده های مردم با تمام توان برای حفظ مطامع خودشان از تمامیت جمهوری اسلامی دفاع و مانع سرنگونی شدند و در برابر ارزش های دموکراسی و حق دموکراتیک مردم یعنی تعیین حق سرنوشت خودشان، ایستادند.

  

دولت کودتای احمدی نژاد از موقعیت خود و از ابعاد مسایل و مشکلاتی فرا روی جامعه ، درک و آگاهی ندارد، و می بایست  برنامه های سرمایه داری ( مانندحذف سوبسیدها و...) را پیاده کند و  راه حل برای تمام معظلات پیش رو ندارد و تنها به بقای خود می اندیشد و به فکر چانه زنی و بده و بستان های خود با کشورهای غربی هست و برای ماندن در قدرت به هر شکل ممکن تلاش می کند. پس از انتخابات فرمایشی سال قبل ، نا بخردی ها و تک تازی ها  دولت کودتا قوت بیشتری گرفته اند. آلوده بودن جمهوری اسلامی در مسائل گوناگون فساد و تباهی، بیم فرو رفتن بیشتر جامعه را در باتلاق بی انتهای بحران و چالش های گسترده، از خود نشان می دهد.

سیاست های عوام فریبانه و منطق گریز رژیم اسلامی، فضای عمومی کشور را به سمت یک انقلاب تمام عیار به پیش می برد. آن تفاهمات جهانی امروز دچار گسست و شکست شده است و دست شان برای مردم، رو شده است. فضای سنگین کنونی حاکم بر کشور حاکی از اینست که پروژه جامعه سرمایه داری در ایران به بن بست رسیده و ماه عسل آمریکا  و متحدانش هم در این جا پایان یافته است. اما دولت کودتای احمدی نژاد همچنان مصمم است که با نمایش های کاذب، خود را شایسته تداوم قدرت جلوه دهد و با جنجال آفرینی و خشونت ، عمر ننگین خود را تداوم دهد و همچنان راه تمنا و استدعا از جامعه جهانی را در پیش گرفته و به صلاح نمی داند که به مردم پاسخ دهد. و در نهایت با خوش خدمتی می خواهد باری دیگر از آمریکا به عنوان قوه اصلی نیروهای خارجی دلربایی نماید.

 

مسئولیت تاریخی مردم ما در این مقطع حساس ادامه مبارزات یک صد ساله آزادیخواهانه خود برای رسیدن به دمکراسی و حاکمیت مردم بر مردم است و بدانند که در این راه تنها هستند و باید خود در مقابل تمام شقاوت های که توسط سرمایه داری و دولت دست نشانده جمهوری اسلامی  علیه مردم برنامه ریزی کرده اند ، بایستند و می بایست این بار گران را با اعتماد به خودشان و تنهائی به مقصد برساند. تا شقاوت هست سرکشی باید کرد.

 

 

*  شعری از رضا نافعی

  

مجیــد مشیــدی

 

21 اکتبر 2010

 29 مهر 1389

"یادداشت‌های روز "، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید.