سخنی با اپوزیسیون مترقی ، دمکرات و سرنگونی طلب (در ادامه مقاله ، شماها) برای جلوگیری از فاجعه ای که در انتظار توده های مردم ایران است. نباید آزادی حق تعیین سرنوشت خلق های سیاه بخت ایران که بیش از یک قرن در انتظار آزادی هستند، بمیرد. به آنانی که در دیوارهای سیاه و شرمناک گروهگرایی و سرمایه گیرکرده اند و هر روز حقیقت تاریخ گذشته شان را به قربانگاه می برند تا در مسلخگاه تکرار تاریخ از آن قربانی بگیرند. شماها ، مگر نه اینکه حنجره‌ی دلتنگ و خفقان شده‌ی یک قرن اخیر توده های مردم که فریاد آزادی دادند، هستید و شاهدید که هر روز اشتباه و وابستگی سیاستمداران کشورمان به بیگانه گان،، چه انسانهای بيگناهی را قربانی می کند. من و شما تبعیدی هستیم و کسی اینجا با ما به مثابه‌ی ارزش انسانی معامله نمی کند و هر روز در زیر پای بدمستان سرمایه و سرباندهای مافیا و سیاهکاران قانون، مرگ را تجربه می کنیم.

 

شماها که مدافعان زحمتکشان هستید و در یکی از سیاهترین دوران سیاسی ایران زندگی می کنیدو می دانید که میان مردم سرزمین ما و آزادی قرن ها فاصله است و هرگز آنان نتوانستند به مزیت و فضیلت آن برسند. در پشت چهره ی هر انسان  سرزمین ما فقر ، خانه کرده است. سرزمین ما خوابگاه آرام و بی حادثه‌ی ضحاکان بوده است که هر کدام نه در شانه های خود بل در سراسر وجودشان اژدها تربیت کرده اند. جاده ها و خیابان های سراسر سرزمین ما را بدمستان سرمایه، قرار داد بسته اند و حق العبور می گیرند. فریادهای رهایی بخش در سرزمین ما توسط سرمایه خاموش شده است. ما دیگر خودمان نیستم هنگامیکه چشم تاریخ کور شده است و جهانیان در برابر قانون ناپذیری‌های دولت اسلامی، لبخند قصابانه سر می زنند و مردم سرزمین ما را به دست فراموشی تاریخ می سپارند. در روزگاری‌که کاذب ترین سیاستمداران سرزمین ما، در سکوی فضیلت نشسته اند و هر روز آفتاب را در سیاه چاه می اندازند. باور بفرمائید که توده های مردم به حقیقت گرایی شماها نیازمندند. دشمنان مردم و شماها چه خوب می دانند که مردم بدون شماها و برعکس، هر کدام تان هزاران بار در هر لحظه بدون هم خواهید مرد، آنان با چنین  تفرقه ی، مرگ شماها را به انتظار نشسته اند. شماها خوب می دانید که پرمعنی ترین کلمه "ما " است. بیائید آن را به کار ببرید، و با بی رحم ترین کلمه "من" بازی نکنید.

 

مردم ما حق دارند که زندگی کنند و تحقیر شده‌ی قرن بیست و یک نباشند. شماها می‌دانید که هر اشتباه و خطای تان استخوان های مردم را به آتشدان مافیای سرمایه می اندازد و در قبرستان‌های شهرهای سرزمین ما درد را توسعه می بخشد. هم اکنون در سرزمین ما هزاران انسان برای نان و کار ضجه و فریاد‌های جگرسوز می کشند و مرگ را آرزو می کنند. هزاران مادر گیسوانش را برای رهایی از فقر به بادهای شوم و مستی سرمایه می دهد و هر لحظه حقارت را می پذیرند. نگذارید سرود تلخ هنوز ادامه داشته باشد. خود محوری ها ، خود پسندی ها و انحصارگری ها، ما را به ناکجا آباد ها، کشانده است که در آَنجا همه چیز است جز هویت و سربلندی برای ما ومردم مان. مردم ما می دانند، ستون های اپوزیسیـــون ( مخالفان وقایعی رژیم جنایتکار اسلامی )  از وجود دردمندشان شکل گرفته است؛ از استخوان‌های مردمی که در چهار راه‌های تکدی می کنند از کودکانی که شب ها گرسنه به خواب می روند یا کودکانی که شانه‌های ناتوانشان در کار اجباری خم شده تا بتوانند نانی به خانه بیاورند و در پشت چهره‌ها شان درد سنگین تاریخ تبهکاران جریان دارد . آنان شما را از خود می دانند.

 

می دانید که دیوار های توطئه ، معامله رژیم اسلامی، شماها را از مردم دور ساخته است. هرچند که مردم در جمهوری اسلامی مرگ را زیسته اند و رهایی و زندگی نوین را در بودن شماها می دانند؛ اما نمی‌شود که انسان برای رهایی فریاد و عصیانگری نکند و منتقد شماها نباشد. شاید این عصیان و تلخ گوئی به  سختی به گوش شماها برسد ولی شماها از جملگی حوادث و نقطه نظرات آگاه هستید. در مدت سی و اندی سال تمام ما نتوانستیم درد مشترک باشیم و تضادها را از خود دور بسازیم تا صدای انسان های گرسنه به ضمیرمان آشنا شوند. من دیگر نمی‌خواهم با قربانی‌ها و شرمساری‌های تاریخ رابطه ای داشته باشم و خود را به زندان پولادین ناآگاهی بیاندازم.

 

تا دیرنشده، شماها تصمیم های ملی در راستای منافع مردم بگیرید. زندگانی سرزمین ما به گونه‌ی نیست که بخت اش سیاه گره خورده باشد و راه رهایی نداشته باشد ما همانند انسان‌های خوشبخت جهان می توانیم به رهایی و آزادی برسیم؛ این امرهمت شماها را می طلبد. دست های سیاه و بدنامی که چشم تاریخ کشور ما را کور کرده دیگر نباید در گلوی ما توانایی فشردن را پیدا کنند. مردم ما از هویت معامله، سیطره خواهي‌ها، بیگانه گرایی‌ها، دروغ پردازی‌ها بیزارند. همه‌یی ظرفیت های انسانی و امکانات و منابع طبیعی ایران ، آورده‌ی تصادفی تاریخ نیست که همه چیز رامعاوضه یا  قربانی کنیم. درین جغرافیا، روح دردمند آزادیخواهی تاریخی مردم هنوز در سرزمین ما فریاد می شود و نا آرام است؛مردم ما می‌خواهند که شماها برای رهائی سرزمین تان و آزادی آنان از دست یک نظام فاشیستی یک پارچه و متحد عمل کنید؛ زیرا مبارزات درست و مردمی تان در سی سال گذشته  نشان داده که چگونه به آنان می اندیشده اید و خواهان آزادی سرزمین تان بوده اید. ما شاهد هستیم که هر بامداد ،خورشید که لب بام مردم است، رژیم اسلامی آن را با توطئه ها سنگین خود فراری می سازد و نمی خواهد که شماها یکی شویدو در سرزمین ما روشنایی پدیدار شود.

 

چهره‌ های و شجاعت و ایستادگی شماها در برابر آنانی که میراث همه جنایتکاری های شوم هستند گواه آن است که شماها چه جسارت های در مقابل نظام جمهوری اسلامی نشان داده اید. آیا گاهی اندیشه کرده اید که توفان های بزرگ اجتماعی و سیاسی در طول تاریخ همه چیز را در هم می کوبد و مبارزات آزادیخواهانه مردم ما را به تاخیر می اندازند. آیا گاهی خود به پاسخ به آیندگان اندیشده اید؟ بدون تردیدشماها  می دانید که گفتارهای رهایی بخش و اتحاد عمل مبارزاتی علیه نظام اسلامی حاکم بر ایران آغاز نشده است و این نقطه ضعف شما عزیزان و دلیل دوام نظام شده است. شما خوب می دانید که تاریخ دوشادوش همه‌ی ما راه می رود و در پشت عملکردهای ما قرار دارد و همه رویدادها و کنش‌های ما را به نسل های بعدی انتقال می دهد تا درآینده درگیر معامله امروزین شماها نشوند و بتوانند خودشان باشند. پس باید برای مردم و آزادی سرزمینمان اتحاد کنیم وشرایط بین المللی  نباید ما را مهار و مجاب سازد. نمی دانم کدامین روایت  تاریخی می تواند راهبرد شرایط کنونی را به شما بشناساند تا هر چه زودتر اقدام کنید.

 

من می خواهم عنوان کنم مسئولیت های بزرگ و ملی تان نباید و پیش از خودتان به مرگ داده شود. درین روزها شماها می توانید به سرنوشت مردم اندیشه کنید؛ مطمئن هستم چنین است،می بایست به آسیاب های بزرگ حیف و میل سرمایه داری، رای اعتماد ندهید، آسیاب هایی که از خون هزار انسان در گردش هستند و بی آنکه ترحم داشته باشند، ویرانی سرزمین ما را جشن گرفته و شادمانی خواهند کرد. برشماهاست که سرنوشت مردم را به دست آزموده‌ها نسپارید و دوباره مردم را به دزدان تاریخ تسلیم نکنید؛ زیرا مردم ما دیگر از برده بودن‌ها، در فقر زیستن‌ها، دوزخی بودن‌ها، سیطره پذیری‌ها خسته شده اند، بس است که تاریخ از خون و بدن ما به کام خود رسید و مشتی جنایتکاربه سرمایه و دارایی ملی تکیه زدند. عدم تکرار دوباره‌ی این سرنوشت شوم، در دست شماست و قابل بخشایش نخواهد بود اگر به خود نیاید. وظفیه شماها این است که برای آزادی سرزمین تان اتحاد کنید نه اینکه با خودخواهی ها و انحصارگری هاتان، دست نشانده دیگری را حاکم سازید.

 

تقرفه گرایی ها را رها کرده به مردم ستمدیده و دربند ایران اندیشه کنید؛ چون مهمترین ابزار، یعنی مردم به جان آمده از ظلم وستم رژیم اسلامی برای مهار کردن بیدادها را به همراه دارید و آنان در روز نهائی سلاح شماها برای ایجاد بستر نظام دموکراتیک و مردمی خواهند بود. شما با اتحاد و حمایت توده ها ی مردم می توانید رژیم را سرنگون کنید. این امر، بستگی به تصمیم ملی و شجاعت شما دارد. آیا می‌دانید که آزادی و عدالت اجتماعی دو گمشده‌ ی سالیان سال سرزمین ماست. این دو ارزش را نمی شود به سطحی نگری‌ها مسایل پیچیده سیاسی به دست آورد. دیگر نباید به شیشه‌ی امیدهای مردم، سنگ بزنید. هرچند می دانم شماها این موارد را نیک می دانید ‌ولی به بی اعتنایی خو کرده اید این حرف هابرای شماها شاید معنایی ندارد؛ اما نباید در برابر داوری‌های تاریخ بی تفاوت ماند و سهل انگاری پیش گرفت. نباید شماها بستر تباهی نوین را دوباره در سرزمین ایران به دست سرمایه ، نادیده بگیرید. شما خوب می دانید که فرصت ها و زمینه‌ها پیش از رفتن به چشم خشمناک تاریخ در دست شماست پس باید قبل از متهم شدن در چشم انداز تاریخ دقت عمل را به خرج دهید. راه و رسم تاریخ‌های جهان این است که با آنانی که برای عدالت رزمیده اند، سر آشتی دارند و ایشان را ماندگار می سازند و برعکس با آنهایی‌که در برابر مردم از سیاست‌های چند پهلو بهره  می گیرند داوری پرسشی را به کار می اندازد.

 

کسانی که در اندیشه راه حل هایی برای فایق آمدن بر چالش های پرشتاب امروز هستند، این الزام را می پذیرند که تک روی های گذشته را باید کنار گذاشت و به جای آن تضمین های جدیدی را به مردم ارائه کرد. درافتادن با انبوه مشکلات برای سرنگونی، قدرتی واحد را می طلبد، طرحی مشترک که تمام نیروهای سیاسی و ملی را به هم پیوند دهد. نیروهایی که به جای خنثی سازی هم، باید درراستای تقویت هم قرار بگیرند. راه بیرون رفت از شرایط فعلی، در سازماندهی و وحدت تشکیلاتی سراسری نهفته است که در آن می توان در مقابل فرصت ها، مشکلات و چالش ها، عکس العمل های مؤفقانه نشان داد. احساس همبستگی می تواند جایگاه افراد و گروه ها را دریک قالب ملی تنظیم نماید. کدورت، تقابل، توهین و تندی های امروز جناح های سیاسی، مردم را سرگردان نموده است. اگر اشتیاق برای حل واقع بینانه مشکلات مردم برای همه ی نیروهای سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد، بر مبنای چنین اشتراکی، و با اتفاق نظر و همکاری و عملیاتی هماهنگ، می توان امیدوار بود که از عهده چالش های سیاسی و اجتماعی بیرون بیایید. اگر یک قدرت بنیادی و درونی در اپوزیسیون سرنگونی طلب شکل نگیرد، آن وقت فشارهای بین المللی فاکتور آینده را تعیین می کند. امروز همه ی ما بیش از همیشه نیاز به حافظه و پیوستگی تاریخی داریم. ما قرن ها محکوم خودکامگی بودیم که حتی توجیه آن را با دین نیز در دوران رژیم اسلامی تجربه کردیم. عدم تأمل در این درس های بزرگ تاریخ، باز هم ما را به بی راهه خواهد برد. به رغم همه ی دشواری ها برای این که کمتر اشتباه کنیم، باید دیده ها را تیزتر کنیم.

 

هرچند سیاستمداران سرزمین ما به سیطره پذیری‌ و دیکته پذیری‌ خو کرده اند و تاریخ تعداد اندک را به عنوان شاخصه های خود می شناسد با آنهم ما می خواهیم که شماها مفهوم بازگشت و رهایی را از استبدادهای پنهان و نقاب دار که شیوه‌ی پوپولیستی و اندیشه های فاشیستی دارند را از یاد نبرید. زیرا تاریخ بر نمی‌گردد و این انسان ها هستند که گروه وار، در دوره‌های مشخص، به دامن تاریخ دفن می شوند. اگر شماها این بار ملی بیاندیشید و برای ایران مصیبت زده، آگاهانه تصمیم بگیرید، به یقین هویت تاریخ همراه شماها خواهد بود و شماها را از یاد نخواهد برد. اگر در مسیرهای گذشته گام بردارید خوب می دانید که فاجعه، چه جریانی و کسانی را له می کند و حساب تاریخ با شماها دشوار و ابدی خواهد بود. امید این است که هر چه سریع تر اتحاد نیروهای دمکرات و مترقی در جبهه اپوزیسیون سازماندهی شود و پس  از قدم اول ما سرنگونی رژیم اسلامی و آزادی و سربلندی مردم سرزمینمان را شاهد خواهیم بود. به امید درک شما از شرایط کنونی و ایجاد سریع  اتحادعمل مبارزاتی.      

 

 

 

1 سپتامبر 2010

10شهریور 1389

madjidmoshayedi@gmail.com

 

"یادداشت‌های روز "، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید.