هر روز شاهديم كه بنا به دلايل مختلف توده های مردم  ،كشورهای خود را ترك كرده و در آرزوی رسيدن به امنیت جانی ، آرامش و آسايش ، جلای وطن می كنند . آنها دست به سفرهای پر مخاطره می زنند و رو در روی خطرات مختلف قرار می گيرند و بعضی هم جانشان را در اين مسير از دست ميدهند. چه عواملی باعث می شوند كه انسانها چنين خطراتی را قبول كنند و اين پروسه را بهتر از زندگی در داخل كشورشان تشخيص دهند؟ بطور مثال، ايرانيان در کشور خود شاهد جرثقيل هاي اعدام ، موج فزاينده كشتار و  سرکوب ، شلاق زدن در ملاعام و شبانه روز درگير با بربريت انسان ستيز آخوندها هستند ، مردم آينده ای را برای خود در چنين سيستمی متصور نمی بینند. شاهد هستيم كه موج خروج توده های مردم از کشور تحت حاكميت آخوندهای خون آشام پس از آغاز سرکوب خونین اپوزیسیون در سی خرداد 1360 تا به امروز، پيوسته رو به افزايش بوده است.

 

روزی نيست كه خبری در رابطه با دستگيری  و استرداد تعدادی پناهجوی ايرانی در استان وان (تركيه) را دريافت نكنيم و يا خبر مرگ اين انسانها . چند سال پیش خبری جامعه جهانی را تکان داد: "اجساد 19 نفر شامل 9 كودك كه در زمستان بعد از عبور از مرز ايران وارد تركيه شده و در آنجا يخ زده بودند " ولی خبر قتل عام پناهندگان ایرانی که در تاریخ 17 مه 2010در جراید ترکیه به چاپ رسید را می توان یکی از دردناکترین و ضد انسانی ترین فاجعه  در رابطه با پناهندگان ایرانی در کشور ترکیه نام برد. باهم  این خبر جنایتکارانه که سر و صدایی در ترکیه ایجاد کرده را مرور می کنیم. در این جا باید خاطر نشان کنم که متاسفانه اپوزیسیون ، تا به امروز کمتر به این مورد پرداخته است.

ادوارد سعید(1) می گوید: " به تصور من روشنفکر باید به رغم همه مشکلات تا آنجا که می تواند سخن بگوید"

در جهان کنونی که جان هزاران انسان بی گناه در خطر است باید روشنفکرانی امثال ادوارد سعید را قدر بدانیم. کسانیکه تعهد اخلاقی آنها ذهنیت ما را تغییر می دهد و مسئولیت ها و نحوه تفکر نقادانه علیه ارتجاع و امپریالیسم و بی عدالتی ها در جهان را ارتقاء می بخشند. آیا جنگ و رژیم های دیکتاتور و فاشیست مذهبی باعث نمی شود که مردم بیگناه این سرزمین ها برای نجات جان خودشان، پناهنده کشورهای دیگر شوند؟

اپوزیسیون و نهادهای مدافع حقوق بشر ایرانی می بایست علیه این کشتار از دولت ترکیه نزد نهادهای بین المللی شکایت کرده و دولت ترکیه را مجبور کنند که آمران و عاملان این جنایات در دادگاهی محاکمه شوند و  دولت ترکیه متعهد شود که از این پس با پناهندگان ایرانی رفتار انسانی ، مطابق قوانین بین المللی داشته باشد و برای مطامع سیاسی و اقتصادی خود نمی تواند پناهندگان ایرانی را وجه المصالحه  قرار دهد.

می بایست تجمعات اعتراضی علیه کشتار پناهندگان ایرانی، مقابل دفاتر سیاسی ترکیه در سراسر جهان سازماندهی شود. دفاع از پناهندگان ایرانی یکی از وظایف اپوزیسیون سرنگونی طلب است !

 

1) ادوارد سعید به عنوان فلسطینی روشنفکر، جهانی شد و نمونه یک روشنفکر تبعیدی است. او یکی از بزرگترین اندیشمندان  قرن بیستم بود که ردپایش را در حوزه های گوناگون فکر و اندیشه ( ادبیات ، فلسفه، علوم اجتماعی و...) به جا گذاشته است.

 

متن خبر :

" پلیس امنیتی ترکیه: در سال 1997 چهل پناهنده ایرانی را کشتیم و بصورت دسته جمعی چال کردیم. نقل از روزنامه ترکیه "صباح"

این خبر در روزنامه صباح در 17 ماه می 2010  انتشار یافت

پلیس امنیتی ترکیه:چهل پناهنده را کشتیم و چال کردیم

بر اساس گزارشی از روزنامه صباح ترکیه و بنا به اعترفات یک پلیس امنیتی سابق که در شهر*حَکّاری منطقه یوکسک اووا به عنوان گروهبان در قسمت اطلاعاتی‌ ژاندارمری این منطقه مشغول به خدمت بوده است،چهل پناهنده را که در صدد فرار(به صورت قاچاق)از مرز ایران ترکیه بوده اند,به قتل رسانده و در یک گور دسته جعمی دفن کرده اند.

 

چهل پناهنده را کشتیم و چال کردیم

بر اساس گزارشی از روزنامه صباح ترکیه و بنا به اعترفات یک پلیس امنیتی سابق که در شهر *حَکّاری منطقه یوکسک اووا به عنوانه گروهبان در قسمت اطلاعاتی‌ ژاندارمری این منطقه مشغول به خدمت بوده است،چهل پناهنده را که در صدد فرار ( به صورت قاچاق) از مرز ایران-ترکیه بوده اند به قتل رسانده و در یک گور دسته جعمی دفن کرده اند.

وی ادعا می‌کند که حتا میتواند جای این گور دسته جعمی را نشان بدهد،او پس از اخراج ناگهانی از ژاندارمری به مقامات ویژه دادستانی در شهر دیاربکر مراجعه کرده و از این مقامات تقاضای حفاظت جانی کرده است.

او همچنین ادعا می‌کند که دوازده سال پیش ،به مدت سه روز در زمان خدمتش در ژاندارمری شهر *حَکّاری یوکسک اووا ، شمدیلان، چوکورجا در منطقه شیرناک وان و در آخر دیاربکر با سازمان امنیتی به نامه مستعار “جیتم” و به نام مبارزه با ترور به عنوان بازجو به طور موقت خدمت و همکاری کرده است.

او می‌گوید در زمان ورود این پناهندگان به صورت قاچاق ، یعنی‌ در سال ۱۹۹۷ میلادی وی در یک پست موقتی و به عنوان پلیس مرزی; در شهر وان ،در منطقه باش قلعه خدمت می‌کرده است،او در توضیحات خود ادامه میدهد : اکثر این پناهندگان تابع کشورهای ایران، افغانستان و پاکستان بودند .

بنا به اعترافات این شاهد ،دستور کشتار پناهندگان ،از طرف فرمانده کل منطقه و با این عنوان بوده است: این افراد فراری هستند و از طرف کشورشان در پیگرد قانونی‌ قرار دارند ،اگر ما آنهارا دستگیر کنیم و به دادستانی تحویل دهیم هیچ فایده ای ندارد زیرا که دادستانی آنهارا یا آزاد می‌کند و یا اینکه آنها را به کشورشان بازمیگرداند ،و اگر این اتفاق بیفتد اینها در مدتی‌ کوتاه دوباره به صورت قاچاق برای ورود دوباره به خاک ترکیه تلاش خواهند کرد….دست همشان را از پشت ببندید و بعد آنها را بکشید !!

این جنایت، در فاصله تقریبا ۵ کیلومتر به دور از ایستگاه پلیس همان منطقه در جایی‌ که از قبل علامت گذاری شده بوده است صورت می‌گیرد،و در گزارش پلیس اینطور نوشته میشود: این افراد از اعضای سازمان تروریستی پکک * )بوده‌اند و در یک جنگ مسلحانه کشته شدند

در حال حاضر این پرونده و مدارک برای رسیدگی بیشتر به مقامات ویژه دادستانی کلّ در شهر وان فرستاده شده است. "

 

 

توضیحات :

حَکّاری (به ترکی  Colemêrg : Hakkari، به کردی: Hakkarir ، تلفظ” جوله‌مِرگ) شهری است در منتهی‌الیه جنوب شرقی ترکیه و در نزدیکی مرز ایران. این شهر مرکز استان حکاری است.

حزب کارگران کردستان معروف به پ.ک.ک نام گروهی چپگرا و مسلح در جنوب شرقی ترکیه (باکور کردستان) است که خواستار ایجاد کردستان بزرگ در مناطقی از ترکیه، عراق، ایران و سوریه است. سازمان ملل متحد ، اتحادیه اروپا ،آمریکا، ترکیه و ایران این حزب را گروهی تروریستی اعلام کرده‌اند.

 

 

1 ژوئن 2010

11 خرداد 1389

 

"یادداشت‌های  روز "، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید  .