اواخر اکتبر دوستان حزب دمکرات کردستان قراری با اینجانب داشتند. آنان یک تظاهرات اعتراضی علیه احکام اعدام و برای نجات جان زندانیان سیاسی و سیزده زندانی سیاسی و مدنی کرد ، مقابل سفارت رژیم اسلامی را سازماندهی کرده بودند. پس از چند ساعت مذاکره و گفتگو روز شش نوامبر برای تجمع اعتراضی تعیین شد. بلادرنگ ، نگارنده چند نامه در این رابطه برای نهادهای حقوق بشر بین المللی برای جلوگیری از اجرا احکام اعدام، ارسال کرد . در روز تعیین شده،  تجمع با شکوهی علیه سی سال جنایت رژیم اسلامی و در دفاع از جنبش بپا خواسته  توده های محروم و زحمتکش،  مقابل سفارت رژیم  برگزار شد و فریاد مرگ بر جمهوری اسلامی و تمام جناح هایش  و زنده باد آزادی و زندانیان سیاسی آزاد باید گردد، در خیابان ها طنین افکند شد.

 

در بخشی از قطعنامه این تظاهرات آمده است که : "  جنبش مردم روند پیشروی را طی  می کند و نهایتا با جارو کردن نظام جمهوری اسلامی، تئوریها و گرایشات ارتجاعی ای نظیر مستضعف پناهی و دکترین نسبیت فرهنگی و انقلاب مخملی و رژیم اسلامی  را رسوا و بی اعتبار خواهد کرد و  به اسلام سیاسی در سطح جهانی ضربه ای اساسی وارد خواهد آورد. ما با حمايت کامل از خواسته‌های  مردم که در مبارزه علیه رژیم اسلامی  بسر می ‌برند  و از تمامی نيروهای سياسی و فعالين نهادهای مدافع حقوق بشر و آزادی ‌های مردم در داخل و خارج از کشور می‎‎خواهيم ‏که با پژواک صدای اعتراض  مردم در داخل کشور و انعکاس اخبار حرکت آنان، اين مقاومت را ‏پرطنين‌تر سازند. اکنون ،بیش از سی سال قلع و قمع انسان ، فرهنگ و آزادی ، به پایان راه خود رسیده و رژیم اسلامی را چنان به هراس افکنده که در خود پیچیده شده است.  رژیم اسلامی ، حالا دیگر در جامعه سرکوب شده با اعتراض و بی اعتمادی و آگاهی بنیان کن توده های ستم دیده روبه رو شده  و در جامعه ی جهانی نیز ، یا باید مسیر نوکری استکبار را یکدست کند، یا منتظر عواقب نافرمانی باشد . در این گیرودار، لابد آگاهی و فرصت شناسی توده های ستم دیده و خشمگین ، راه فراری برای جنایت کاران داخلی باز نخواهد گذاشت . "

 

پس از تظاهرات در مسیر بازگشت می اندیشم که در این بیست و هشت سالی که در تبعیدم این چندمین باریست که در مقابل سفارتخانه رژیم اسلامی علیه نقض حقوق بشر و دفاع از توده های زحمتکش ایران تظاهرات اعتراضی سازماندهی یا شرکت کردم ؟ در پاسخ به خود می گویم برای چه می خواهی بدانی؟ فکر می کردم ، وقایع بیست و دوم خرداد و سیزده آبان، یک شبه نبود. بلکه  تلاش پیوسته و مداوم  اپوزیسیون سرنگونی طلب بود و به شهادت رسیدن رشید ترین فرزندان خلق پس از سی خرداد سال شصت و در بند کشیدن آگاه ترین قشر جامعه و نشان دادن چهره واقعی این جنایت کاران در سراسر جهان توسط اپوزیسیون  در نهایت  به گل نشسته  است یا بهتر است بگویم این جنبش آزادیخواهی مردم ایران به جنبش مشروطه ، نهضت ملی شدن صنعت نفت و قیام 57 بر می گردد که مردم درپی آزادی بیش از یک قرن دارند مبارزه می کنند و این روند تا رسیدن به شهد آزادی ادامه خواهد داشت . ممکن است روند کند شود ولی ایستا نیست این را در تاریخ معاصر مشاهده می کنیم .

 

این افکار برای من قانع کننده نیست، دو باره می اندیشم، آیا شیوه های فعالیت پراکنده ما تبعیدیان تا به امروز چه نتیجه ای در برداشته است ؟ آیا می توان با همان روش های سنتی در سر فصل جدید به مبارزات توده ها در داخل کشور پیوند خورد؟ آیا تمام تلاش ها و کوشش های اپوزیسیون سرنگونی طلب در ظرف مناسبی ریخته شده است؟ آیا ما تبعیدیان از تمام این فعالیت ها در تبعید یک جمع بندی داریم و توانستیم علل طولانی شدن تبعید که همان عدم سرنگونی رژیم اسلامی است را مشخص کنیم؟  به همین جهت به نظر نگارنده، استراتژی رشد و توسعه اصولی مبارزه و خارج شدن از شیوه های مبارزه سنتی، باعث بقاء و در آینده، تقویت نیروهای  سرنگونی طلب خواهد شد.  باید شدیدا از ساختار های گذشته که امتحان خود را پس داده اند و جواب رد گرفته اند، پرهیز کرد. نمی گویم تجمعات اعتراضی علیه رژیم اسلامی یک شیوه سنتی است ، نه این چنین نیست بلکه می بایست  وسعت اعتراضات  را در یک اتحاد عمل نیروهای سرنگونی طلب جستجو کرد. میدانیم که اکنون مرگ هم از استخوان صبوری تاریخ، گذشته است. هر روز تاریخ مبارزات توده ها نوشته می شود، هرچند ممکن است باز هم افراد فرصت طلب ، تاریخ رابه نفع خود تحریف کنند. اما نباید اجازه داد مبارزات مردم به یغما برده شود.

 

چند روز بعد از تظاهرات ، خبرمانند همیشه دور از انتظار نبود یک بار دیگر رژیم اسلامی دست به  جنایت  زد، احسان فتاحيان، زندان سياسی کرد که به اقدام عليه امنيت ملی و "محاربه از طريق عضويت در گروه‌های سياسی مسلح" متهم شده بود، بامداد روز چهارشنبه ۲۰ آبان (۱۱ نوامبر) در سنندج اعدام شد. اشک در چشمانم حلقه زد، به یاد آوردم که روز شش نوامبر در تجمع اعتراضی  مقابل سفارت رژیم اسلامی عکس احسان و آرش و... را در دست داشتم و برای لغو احکام اعدام و آزادی زندانیان سیاسی فریاد می زدم. لابد امروز یا فردا باید منتظر اعدام دیگران باشیم و عاجز از سازماندهی یک جبهه همبستگی  علیه این همه جنایت!

 

ایجاد اتحاد نیروهای سرنگونی طلب، به طور واقعی و نه صوری، افراد و سازمان های را که صاحب دانش ویژه ای هستند، به سمت خود جلب می کند. یعنی کسانی را که صاحب خلاقیت و شناخت کافی نسبت به مسائل پیچیده جهانی اند جلب می کند و به عکس، افرادی را که هنوز در کوچه پس کوچه های پایان قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم پرسه می زنند دفع می کند. این یکی از نقاط مثبت اتحاد نیروهای سرنگونی طلب واقعی است. باید بگویم که حذف موانع موجود بر سر راه مبارزه با ارتجاع جمهوری اسلامی، تاثیر خاص و منافع و چالشهای مربوط به خود را به همراه خواهد آورد. به طور خلاصه می توان گفت که همبستگی یک پارچه ای را برای اتحاد نیروهای سرنگونی طلب به ارمغان خواهد آورد که پس از سرنگونی نظام واپسگری جمهوری اسلامی، در دوران انتقال بسیار راه گشا خواهد بود.

 اگر ما با انفعال و تسلیم محض شاهد تحولات هستیم که حرفی نیست و اگر هدف نه این است و خود را ملزم می دانیم که در برابر این  همه جنایت بایستیم و آمادگی ایستادن بر سر آرمان ها، برنامه ها و اهداف ملی خود داریم، فرصت های باقی مانده را جهت گسترش بحران های رو به فزونی در کشور را از دست ندهیم و کسانی که دغدغه سرنوشت کشور و آینده  را دارند ، دست کم باید با ارائه تحلیل های مشخص و مستدل به صورت روشن،  جنبش سرنگونی را در سطح کلان سازماندهی و هدایت کنند. باید به تقویت اعتماد مردم به خودشان اندیشه کنند.

بسیاری از مشکلات امروز ما از آن جا ناشی می شود که نمی توانیم، بپذیریم که همه اشتباه کرده ایم. ترسیم نقشه راه، مقدمه ضروری هر حرکت به سمت آرمان ها و اهداف است، اما ما بدون نقشه به بیراهه رفتیم. چاله ها و چاه ها را دیدیم اما به روی خود مان نیاوردیم، ترس از هم پاشیدگی امیدهایی که به خود تلقین کرده بودیم ما را به سکوت واداشت، تا حالا که چشم باز کرده ایم و یک  رژیم جنایتکار در تمام زمینه ها و کمک غیبی سرمایه داری به آن را در برابر خود می بینیم.

 

اگر اپوزیسیون نمی تواند با اراده قوی و تشکیلات منسجم و کارآمد مسئولیت سرنگونی را به عهده بگیرد، اگر بسیاری  تنها به امید و آرزوی سوار شدن بر موج قدرت، سیاست را به قمار می زنند، اگر آن قدر به راه ناموفق خود ادامه می دهند که یک یاس فراگیر را موجب می شود. تا چند دهه دیگر ، پس ادامه اعدام ، زندانی سیاسی ، سرکوب  توده ها وایجاد رعب و وحشت از طرف رژیم اسلامی  و متحدانش در داخل کشور و تهدید تبعیدیان، امری عادیست و سازماندهی اعتراضات در مقابل دفاتر سیاسی رژیم ، همینطور!  بیزارم از مرثیه نوشتن و تکرار هزار باره ی دردهایی که انگار تمام شدنی نیستند...

 

24 نوامبر 2009