ترور شخصیت

 

ترور شخصیت  یک تاکیتک شناخته شده در دنیای سیاست است که  شدیدا مورد انزجار افکار عمومی می باشد. اما در طول تاریخ، این حربه بارها مورد استفاده قرار گرفته است.نوع افراطی آن در تاریخ معاصر آمریکا، مک کارتیسم می باشد که در زمان خود مورد نکوهش افکار عمومی و همه جناحهای سیاسی اعم از دموکرات و جمهوریخواه بود.

 

در آن دوران، اتهامهایی بدون مسند و دلیل علیه شخصیتهای مختلف مطرح می شد تا با ایجاد فضای تبلیغاتی منفی، آنان را بی اعتبار سازند. این موج، حتٌی جامعه هنرمندان و شخصیتهای اجتماعی را نیز در بر گرفت. افترا، تحریف، جعل و سفسطه، جزء لاینفک ترور شخصیت می باشد.

 

گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر، معتقد بود دروغ هر چه بزرگتر باشد باورکردنی تر است.ماکیاولیسم نیز معتقد است برای رسیدن به هدف، هر وسیله ایی مشروع می باشد. استفاده از این دو شیوه برای ترور شخصیت، امر رایجی است.

 

در طول تاریخ، رهبران ملی بسیاری از کشورها، مورد شدیدترین حمله ها قرار گرفته اند و دشمنان آنان تلاش کرده اند هدفهای خود را با تاکتیک ترور شخصیت به پیش ببرند. یک نمونه جدیدتر در تاریخ آمریکا دکتر مارتین لوترکینگ می باشد که مخالفانش برای بی اعتبار نمودن وی، از هیچ تهمتی علیه او فروگذار نکردند، حتی تلاش نمودند که مسائل زندگی خصوصی وی را به روزنامه ها بکشانند و از این طریق او را از صحنه بدر کنند. امٌا تاریخ قضاوت خود را نموده است و او اکنون برای همه، حتٌی کسانی که با او اختلاف نظرهای زیادی دارند، به عنوان یک چهره ملی آمریکا شناخته شده است.

 

ولی متاسفانه امروز جریانهای سیاسی مخالف رژیم جمهوری اسلامی به این چنین شیوه هائی متوسل می شوند، تا به این طریق مخالفان خود را از طحنه سیاسی بیرون کنند (که بسیاری از هموطنان در جریان محتوای آن هستند). مگر نمی توان در یک فضای سالم و بدور از پرخاشگری و اتهام پراکنی و  ترور شخصیت حول این قبیل مسائل وتمامی مسائل مبتلا به جامعه و اپوزیسیون به تبادل نظر پرداخت؟

 

آیا غیر از این است که این جریانها خود را قیٌم مردم ایران می داند و برای هیچ فرد و جریان سیاسی دیگر حق مشارکت و حتٌی اظهار نظر در مورد مسائل جامعه قائل نیستند! امید است که این جریانها روزی به عمق انزجار عمومی نسبت به اعمال و رفتارشان آگاه شده و بطور جدٌی به اصلاح آن بپردازند.