وقتی  بده بستان های دیپلماتیک، هیجان آمیز و سنجیده شده رژیم اسلامی  با غرب  طی می شود، وقوع حوادثی چون فاجعه دردناک و تکان دهنده  23 خرداد ، 13 آبان و...در ایران که منجر به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از هموطنان بی گناه مان گردید، چندان هم دور از انتظار نیست.

 

کسانی که عدم وابستگی شان به قدرت جهانی تحسين می شود، بايد بدانند که بحران ایران را نميتوان با ادبيات و واژه ها ، مفاهيم سياسی ، بيانيه ها و احساس تاسف، حل کرد. حل بحران به نفع مردم ، کارسياسی سازماندهی شده در پيشبرد اهداف آرمانی، زمينه سازی برای رشد وپويايی  مبارزه  را طلب می کند. امروز ایران به آشفته بازاری از بازی قدرت جهانی تبديل شده است که هرکسی تنها برتری جويی خويش را جستجو می کند.  در رژیم اسلامی تمام سردمداران گذشته و فعلی که درعرصه سياست و قدرت  بوده و هستند، در ساختن تابوتی که همه آرزوهای مردم ما را در خويش دفن مي کند، مهارتی تاريخی دارند. طبیعی است که  چنین نظامی ، انديشه سازی، خلاقيت، تفکر ومنطق واستدلال سياسی را با زبان خشونت پاسخگو است.   رژیم اسلامی  در تولید و روند دو سیاست  در این مدت سی سال استاد شده است . یک ،  مردم را همیشه بین انتخاب بد و بدتر قرار دهد و با مهارت تمام در این مدت سی سال این سناریو را به نمایش گذاشته است .

 

دو،  بحران داخلی را به  بیرون از خودش انتقال داده  تا بتواند بحران را مهار کند. برای مثال در زمینه سیاست خارجی با بحران های همه جانبه ای همچون دخالت در امور داخلی دیگر کشورها، حمایت از نیروهای تروریستی، گسترش تشنج در منطقه، ترور مخالفین در خارج از کشور، دامن زدن به بنیادگرایی اسلامی، به خطر انداختن مرزها و امنیت ملی، دامن زدن به بی ثباتی و گسترش تسلیحات کشتار جمعی و رقابتهای تسلیحاتی مواجه می باشیم، این بحران ها نه تنها تاکنون رفع نشده بلکه بر اثر سیاست های بحران سازی رژیم اسلامی و سیاست سود حداکثر دول غربی و کشور های مرتجع همسایه تشدید و سایه شوم جنگ بیش از گذشته بر کشورمان سنگینی میکند. نیک می دانیم که رژیم اسلامی از طريق دفاع از مطالبات و مواضع حماس و حزب الله لبنان كه  سازمان های هم پيمان با جمهورى اسلامى ايران هستند، در واقع قصد دارد كه بعضى از بحرانهاى سياسى و اقتصادى داخلى خويش را به خارج صادر كند و به جهان بگوید که رژیم اسلامی ایران نيرويى است كه در منطقه جايگاه ويژه اى دارد. بروز بحرانهاى دوره ‌اى در جمهوری اسلامی يک خصيصه ذاتى و گريزناپذير اين نظام است . بحران های دوره ای را همیشه یکی از جناح های  بد یا بدتر درونی ! سناریو را عملیاتی می کند،  نظام در این کار استاد شده است و در نهایت کوتاه مدت می تواند نفسی بکشد ولی در دراز مدت این نوع سیاست برخورد ها وچالش ها را يکی پس ازديگری عميق تر وتضاد توده ها را با نظام  پی درپی آشکار تر وحرف ها ونقد وانتقادها و مطالبات مردم را رادیکالتر خواهد کرد.

 

در پی سرکوب اعتراضات مردم در روز 13 آبان و برای پیشگیری اعتراضات توده ای  16 آذر و در نهایت 22 بهمن در آینده ، می بایست رژیم اسلامی  تضاد خود را با غرب در رابطه با غنی سازی اورنیوم افزایش داده و اهرم فشار( دولت مالکی )  را بر سازمان مجاهدین  برای نشان دادن قدرت به تمامیت اپوزیسیون را برنامه ریزی کرد به همین منظور رئیس مجلس اسلامی لاریجانی به عراق می رود و به زعم خودشان تعیین و تکلیف مجاهدین ، می تواند بحران داخلی را کمی مهار کند! پس از ملاقات های رئیس مجلس رژیم، روزنامه حکومتی خراسان به شکست توطئه های رژیم برای اخراج مجاهدین از عراق نوشت: " یک منبع آگاه عراقی در گفت و گو با خراسان تاکید کرد که موضوع اخراج منافقین به دلیل فشارهای خارجی و مسائل داخلی فعلا منتفی شده است ، تمامی دیدارهای رئیس مجلس شورای اسلامی با مقامات عراقی موضوع اخراج منافقین از خاک این کشور ترجیح بند مذاکرات بو د "  این نمونه حرکت ها نشاندهنده صدور مجدد بحران داخل به کشورهای همسایه و ایجاد ناامنی در منطقه است. 

 

در شرايطى که بحران  داخل کشور هر روز عمیق تر می شود ، دورنماى اعتلاى مبارزه طبقاتى و تضعيف حاکميت عمّال بورژوازى را در ایران ترسيم ميکند، در شرايطى که گرايشات فاشيستى هيأت حاکمه کنونى هم اکنون در خیابان های ایران سرکوب توده ها است ، می رود تا به یک  پاسخ قهرآميز مردم مواجه شود و در شرايطى که توهّم توده‌ها به رژيم هر روز رنگ ميبازد، جز طرح ضرورت اتخاذ تاکتيک هاى مبارزات تعرضى توده ها و سازماندهى آن و درنتيجه بستن دست رژيم اسلامی و متحدانش در اتخاذ هر شيوه سرکوب است که در نهایت معناى سرنگونی را در بر دارد. ما شاهد روند تکاملی خیزش های پس از بیست و دو خرداد هستیم . توده ها در ابتدا شعار های گرد می دادند و شعارهای مرگ بر دیکتاتور ، مرگ بر استبداد و... بود. در 13 آبان  مشاهد کردیم که مردم از موسوی ، کروبی که همیشه خواستارند که اعتراضات  مردم در چارچوب قانون اساسی باشد جلو تر حرکت کرده و شعار ها هم  تیز شد و مرگ بر خامنه ای  ، خامنه ای قاتل ، ولایتش باطله را در خیابان تهران طنین افکندند. این روند حرکت نشاندهنده این است که جنبش به سمت رادیکالیزه شدن به پیش می رود. نگارنده بر این عقیده است که باید منتظر شعار مرگ بر جمهوری اسلامی  در تجمعات اعتراضی آینده در داخل کشور باشیم  و مطمئنا این شعار مورد استقبال توده ها قرار خواهد گرفت. مگر نه اینکه شعار فعلی مردم ، جمهوری ایرانی است ، این شعار بار ایدئولوژی دارد و هم ولایت فقیه و هم اسلام را زیر ضرب گرفته است. شتاب به روند سرنگونی رژیم اسلامی نیاز به یک جبهه همبستگی دارد ، ورنه رژیم به کمک غرب می تواند بحران داخلی را به طریق فوق که ذکر شد ، کنترل کنند.نگذریم چنین شود !

 

9 نوامبر 2009

 

یادداشت‌های روز "، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های هفته سایت دیدگاه" قید کنید .