افشای جزييات بيشتری ازوقایع کودتای 22 خرداد بيش از همه اين پرسش اساسی را باخود دارد كه آيا  ولایت فقیه به فكر بهبود اوضاع شده است و تلاش می کند بخشی از جناح مخالف  را با خود همراه کند.  این مانور را در سخنانش  روز عید فطر شاهد بودیم او نه از ترس مطالبات توده ها بل ترس از تقابل با مراجع شیعه، صد و هشتاد درجه تغییر موضع می دهد و می گوید در افشا گری ها نباید نام اشخاص را برد و با آبروی  آنان بازی کرد! و شاید هم مسايل ديگری  در بیت رهبری وجود دارد!

 

حتا در صورتی كه پاسخ مثبت  باشد  پرسش اساسی تری مطرح  است كه چرا  رهبر در پايان دوره  اول کودتا ازنظامیان مصمم تر است  که برای بقای  نظام این چنین به رفسنجانی  امتیاز بدهد و چرا او در زمان انتخابات و زمان کودتا و اندکی بعد از سرکوب جنبش سبز چنین عمل نکرد ؟ رفسنجانی هم در جلسه مخفی خبرگان زمینه  اطاعت از رهبری  را سازماندهی می کند ، چه اتفاقی افتاده است ، آیا باز وحشت سرنگونی آنان را دوباره متحد کرده است.

 

درحالی كه  قبل از انتخابات برگ های برنده  بيشتری برای سامان دهی وضعيت و جلوگيری از بحران دراختياررهبر بود. او می توانست خود را مانند دوره قبل بی اطلاع جلوه بدهد.  پاسخ به اين پرسش برای توده ها  روشن است که هدف اصلی ولایت فقیه از ورود به درگیری ها ، تلاش  برای حذف کامل جناحی از رژیم به رهبری رفسنجانی  که از حمایت بخشی از سرمایه داری بین المللی برخوردار است ، بود . بهترین فرصت در پروسه انتخابات برای او و نظامیان ایجاد شد و با برنامه از پیش تهیه شده در جهت فضاسازی برای انتخابات رياست جمهوری این طرح را عملیاتی کردند.

 

کودتاچیان تصور می کردند که  برای فضاسازی در انتخابات می بایست هزینه شود و تصورات آنان بر این پایه برنامه ریزی شده بود که هزینه مانند این سی سال گذشته فقط داخلی  خواهد بود  و مانند گذشته کشورهای غربی از کنار آن عبور خواهند کرد. ولی این بار به خلاف برنامه ریزی کارشناسانه آنان ، جهان از جنایاتی که انجام داده اند ، آگاه شد. درحالی همه نگاه ها به شکست ”کودتاچیان“ در ایران معطوف شده که هیچ دورنمای امیدوارکننده ای برای مدیریت بحران درکشور پیش بینی نمی شود و با توجه به وضعیت موجود، امکان گستردگی بحران وجود دارد. نه کمک های غرب و نه یاری اصلاح طلبان  داخل و خارج کشور توانایی طرح راهبردی  را ندارند. حضور گسترده توده ها نه فقط برای  اعتراض به تقلبات در انتخابات بل برای حق زندگی و آزادی که بیش از سی سال از ایشان سلب شده است،  میز کودتاچیان را به هم زدند. از همه مهم تر برای کودتاچیان  روند ادامه اين کودتا است و بر چه مبنايی می توان در صورت حضور میلیونی توده ها علیه تمامیت نظام در خیابان ها اقدام کرد و در نهایت راه  برون رفت از بحران چیست؟  همان طوریکه می دانیم  کودتا از چندین مرحله تشکیل شده است .  اول ، طراحی کودتا ـ  دوم ، اجرای طرح ـ  سوم ،جلب حمایت بین المللی ـ چهارم ـ سرکوب لجام گسخته توده های به پا خواسته در تمام ابعاد پنجم ـ مقابله با وقایع  پیش بینی نشده در طرح ـ  شش، ایجاد مداوم رعب و وحشت در توده ها  هفت ـ حفظ حکومت کودتا.

  

با بررسی این مراحل می بینیم که کودتاچیان برای حفظ کودتا فعلا به یک بخش که در طرح کودتا می بایست حذف می شد ، سازش می کند ( می گویم فعلا چونکه مطمئن هستم پس از استقرار کامل کودتاچیان، سرکوب تمامیت مخالفان در داخل و خارج کشور آغاز خواهد شد)  جزییات و دلایل بیشتری وجود دارد که امکان این موافقت را  بین ولایت فقیه و رفسنجانی بیشترمی سازد. چرا با تمام این فشارها به رفسنجانی و خانواده اش ، او همچنان از ولایت فقیه حمایت می کند؟ او به دلیل ارتباطات گسترده در سطح بین المللی می داند که  جامعه جهانی او و موسوی  را به عنوان يك گروه رفورمیست می شناسند. پس چرا شخصا برای تقابل با رهبر به میدان نمی آید؟

 

آيا شروع  مذاکره ما بین  خامنه ای با رفسنجانی  به اين معنی نیست كه جامعه جهانی غیر مستقیم از این کودتا حمایت می کند. رژیم اسلامی در همه ی اين سال ها با وجود مبارزات مردم  همیشه از این حمایت ها چه مالی ، تدارکاتی و سرکوب اپوزیسیون برخوردار بوده است. این چرخش سیاسی که با واکنش های ضد و نقیض مقام های غربی رو به رو است چه معنایی می تواند داشته باشد. آیا این طرح با هدف مواجهه منطقه ای و تغییر آرایش صحنه سیاسی از سوی کشورهای منطقه هم حمایت می شود؟ آیا تهاجم  نیرو های نظامی عراقی به پایگاه اشرف  با توافق غرب ، بخشی  از طرح کودتا علیه اپوزیسیون است ؟

حضور احمدی نژاد  در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و میزبانی آمریکا نشان دهنده فعال شدن دوباره روندی است که این دو کشور در گذشته دنبال می کردند و ادامه مذاکرات 1+5 با رژیم  اسلامی در باره موضوع هسته ای و سایر موارد اول اکتبر  در ژنو سوئیس برگزار خواهد شد. به یقین یکی از مسایلی که در پس این سر و صدا ها قرار دارد، مهم نشان دادن  رژیم اسلامی در منطقه و ثبات  این بخش جهان همکاری ایران را نیاز دارد و عملا  رژیم اسلامی بایست شریک غرب  در سرکوب  توده های به پا خواسته شود و به هر نحو در تقابل انقلاب  قرار گیرد . با ساختن ببر کاغذی از رژیم اسلامی ایران ، غرب از یک سو منافع خود را جستجو می کند و دولت اصولگرایان با توجه به تزهای  مدرسه حقانی مانند گذشته منافع خود را در کنارغرب  می یابد.

  

برای هر تحلیل گر سیاسی روشن است که کشورهای غربی  در طول حیات  نظام اسلامی تا به امروز از آنان حمایت کرده اند. در بعد منطقه ای در این شکی نیست که  این همکاری با ایران دست کم  حضور نظامی غرب  را در منطقه تسریح کرد. نظام اسلامی  در تمامیتش در اختیار سرمایه داری جهانی بوده و خواهد بود.

 

احتمالا طرح  کودتا از سوی ارائه دهندگان با منطق  سرمایه داری پسند برای غربی ها توجیه می شود، اما   این سئوال مطرح است  آیا رسیدن به وضعیت  تثبیت در داخل کشور تا چه اندازه امکان پذیر است؟ هر حکومتی  از حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی های اجتماعی دم می زند اما این معضلات در چهار چوب فکری رژیم اسلامی قابل پذیرش نیست ! چرا رژیم کوچک ترین اعتراض توده ها را تقابل با اسلام  می داند و حداکثر بهره ورداری را می کند ما شاهد بودیم که در روز قدس ، مردم شعار نه غزه ، نه لبنان جانم فدای ایران را سر دادند که فورا همه دم و دنبالچه های  رژیم به میدان آمدند و می گویند که این شعارها علیه قرآن است ! اما با همه ی این ها مشکل بتوان تصور کرد که اساس گفتگو با اصلاح طلب ها  بتواند مبنای اجرایی در سیاست  کل و دولت  کودتا داشته باشد. ولی این مساله مهم است که این بار کشورهای حامی در بازی طراحی شده ای که از یک سو با منافع منطقه ای برخی کشور ها همسو است و از سوی دیگر تک روی و انحصار قدرت را در پی دارد، چقدر می توانند اوضاع را شناسایی کنند و در جهت شعار های خود حرکت کنند. شعارهایی که دموکراسی ،  مبارزه با تروریزم و تامین حقوق بشررا با خود دارد و اساسا انگیزه حمایت از دولت  کودتا نیز ظاهرا در همین نکته نهفته بوده است. مساله ای که توانسته است  روند مذاکره  و معامله را برای مواجهه با کسانی که هیچ نوع آزادی را برای انسان نمی پذیرند،حفظ کند.

 

تغییر در صف بندی ها وا ئتلاف نیروها  در داخل کشور هم که  رونما گردیده است، امواج دیگرهم که گاهی می روند، گاهی می آیند، گاهی تند، گاهی کند می شوند وبا این که بمب ساعتی به کار افتاده،  سردمداران  رژیم همه در حال مشت زدن به یکدیگر هستند و مگر نمی بنید که این روزها همه ی حکومت های دنیا دارند اشتباه رفتار می کنند، اما این که همه اشتباهات سیاسی که در تاریخ دنیا سابقه ندارد، یک جا درایران اتفاق می افتد، جزو آن دسته پیشرفت هایست که دنیا را به غبطه علیه ما وا می دارد.

 

حالا تنها راه باقی مانده برای مردم ایران ،سوار شدن برموج ترس و کاستن از انتظارات شان از جامعه جهانی است . اگر قرار باشد این شب سیاه و تیره به سر آید، ظاهرا" نباید دیگر به کمک های جامعه جهانی دل بست. حالا زمان  اعتماد به نفس از دست رفته ی نیروهای خودی است. زیرا همچنان که اصولگرایان به همراه رهبر سرگرم چانه زنی های نفس گیر و معاملات پشت پرده سیاست با غرب هستند، بعید نیست که به زودی اتفاقات تازه ای شکل بگیرد.   توده ها که با تمام توان به میدان آمدند ، به طور حتم پیگیر مطالبات آزادیخواهانه یک صد و پنجاه ساله ی خلق های ایران برای آزادی و حاکمیت ملی خواهند بود.

 

با این نگاه به اوضاع کنونی کشور و پیش بینی آینده پرحادثه است که باید هر چند زود تر نوعی هماهنگی میان تمامی نیروهای چپ و مترقی  به وجود آید ورنه  غرب به کمک جناحی از رژیم قادر خواهد بود روی موج نارضایتی کنونی مردم سوار شده و سهم برتر قدرت را در حاکمیت آینده تصاحب کند.

 

 

 26سپتامبر  2009

 

یادداشت‌های هفته"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های هفته سایت دیدگاه" قید کنید .