درپی انتشار این  خبر: "گزارش هیات ویژه ی قوه قضائیه در موضوع شکنجه و تجاوز در زندان ها، اکنون حکومت زمینه ی «قانونی» برخورد با مهدی کروبی را فراهم  می کند. در گزارش هیات ویژه نه تنها هرگونه تجاوز و شکنجه ی جنسی در زندان های حکومت، تکذیب شده بل  از مسئول قوه قضائیه درخواست شده  که مهدی کروبی به دلیل انتشار «اتهامات خلاف واقع» تحت تعقیب قضایی قرار گیرد. این گزارش چند روز بعد از آن که دفتر مهدی کروبی پلمب شد و ستاد کودتا تلاش کرد مدارک او را از بین ببرد، منتشر شده است. " و فیلم یک قربانی تجاوز جنسی در بازداشتگاههای رژیم اسلامی در دو روز گدشته تمام اخبار در رابطه با ایران را تحت شعاع  خود قرار داد. البته این تازگی ندارد از سال شصت تجاوز یک بخشی از شکنجه علیه نیروهای مبارز و انقلابی  در زندان های رژیم اسلامی بود. نگارنده بیست و اندی سال پیش  در بخش کمیسیون حقوق بشر مقر اروپائی سازمان ملل در ژنو مترجم یکی از زندانیان سیاسی که قربانی تجاوز بود ، حضور داشتم . سالهاست گفتیم و نوشتیم و فریاد زدیم که به سر زندانیان سیاسی در سیاه چال های رژیم اسلامی  تحت  نام فتوا چه  اعمال ضد بشری  صورت می گیرد، کجا بود  گوش شنوا ، مگر اصلاح طبان امروز و خط امامی های  دیروز از این امر اطلاع نداشتند، پس چرا آن زمان سکوت کرده بودند؟ این اولین بار نیست که نیروهای عقیدتی رژیم دست به این جنایات می زنند.

 

بگذریم ، نمونه این خبر و اخبار دستگیری تعدادی از سازماندهندگان جنبش سبز در آینده نزدیک خارج از تصور  نیست. دولت نظامی  احمدی نژاد طرح و برنامه های سرکوب جناح مخالف  را به بعد از رای اعتماد از مجلس فرمایشی ولایت فقیه موکول کرده بود. همانگونه که به سران 5+1 پیغام داده بود که تصمیم گیریشان را بعد از این نمایش مجلس بیرونی کنند تا رژیم اسلامی به جهانیان بگوید این دولت منتخب مردم است و در آینده رسما شروع به کار خواهد کرد و  دولت  کودتای  احمدی نژاد  مذاکره با غرب را پیگیری خواهد کرد.

 

پس از سرکوب خیزش های اخیر در داخل کشور بسیاری از فعالین سیاسی ، سازمان ها ، احزاب سیاسی  کارشناسان امور سیاسی  در تبعید تحلیل ها و برداشت های متفاوتی از جنبش سبز می کنند که با واقعیت ها تفاوت ماهوی دارد. بعضی تشکل ها و فعالین سیاسی منفرد چنان تحت تاثیر رنگ سبز قرار گرفتند که برای افرادی با  داشتن گذشته  سراسر جنایت علیه خلق های ستمدیده ایران مانند رفسنجانی ، موسوی و کروبی  هورا می کشند و شعار حمایتت می کنیم را سر می دهند !و آنان را موتورهای محرک  برای گذر از جناح اصولگریان ورسیدن به آزادی تعریف و تشریح می کنند. در این مدت یکی از تحلیل های واقع بینانه که نگارنده  مطالعه کرده، مقاله دوست خوبم دکتررضا آیراملو استاد دانشگاه سوئد بود . ایشان در این تحلیل به طور مشخص از جنبش سبز به عنوان  حرکتی که مانع  روند سرنگونی رژیم شد، یاد می کنند.

 

 می دانیم ، مهندسی انتخابات  در  دست اصولگرایان بود،  آنان به هوشیاری  از چند ماه قبل یا بهتر است بگویم ازیک سال قبل  تدارکات انتخابات را دیده بودند و انتصاب  محصولی  بعنوان وزیر کشور و تعیین کامران  دانشجو  مسئول پروسه برگزاری انتخابات بخشی از طرح بود و همزمان مهندسی بحران بعد از انتخابات پیش بینی شده بود.  البته تلاش به عمل آوردند تا خاتمی انصراف بدهد. حسین شریعتمداری در یک سر مقاله علنا خاتمی را تهدید به مرگ کرد. خاتمی هم به یک شرط حاضر به انصراف شد که شورای نگهبان صلاعیت حسین موسوی را بپذیرد. رهبر موافقت کرد. شورای کودتا و رهبرشان به هیچ وجه تصور نمی کردند که موسوی پس از بیست سال از سیاست و ناشناس بودن برای نسل جوان بتواند بحران ایجاد کند از نگاه ایشان تنها شخص خاتمی  توانمندی  ایجاد بحران پس از انتخابات را داشت نه موسوی ! به نظر نگارنده مهندسی مقابل بحران که با کارشناسی  تهیه  و به زعم خودشان آماده عملیات در کشوی میز نظامیان گذاشته شده بود.

 

البته نباید کمک های رسانه ی غرب و بعضی از افراد ، سازمان ها و احزاب شناخته شده در خارج کشور را که برای پیش بردن این طرح فعال شده بودندو مصارف بی رویه و تبلیغات زهرآگین انتخابات در این گیرودار چشم و گوش همه را بیشتر به طرف خود جلب نمود ند را فراموش کرد. آنان از یاد برده بودند که انتخاباتی که زیر سایه  سپاه و بیت رهبری هدایت شود حتما پیش بینی بحران را به یاری و کمک سرمایه داری هم در نظر گرفته است. ولی ما چه کردیم . یک سازمانی در جریان انتخابات و مدتی کوتاه پس از اعلام نتایج می گوید مردم در این انتخابات شرکت نکردند همین سازمان پس از حضور مردم در خیابان ها می گوید مردم در پی تعیین  و تکلیف رای های خودشان هستند !  دیگری میگوید هدایت خیزش میلیونی توده ها را بعهده دارد ، دیگر می گوید ، رژیم یک دست است و جناحی در داخل کشور وجود ندارد.  

  

یا پاسدار سابق مقیم آمریکا  به مردم پند می دهد در چهارچوب قانون اساسی و شعارهایی که نشئت از اسلام دارد در خیابان ها حضور داشته باشند و سعی کنند تا به قوانین اسلامی احترام بگذارند جمعی  می گویند که طرفدار " توده  " هستند. یعنی پشت " توده ها" پنهان می شوند. این طرفداران "توده ها"  آگاهانه عامل ذهنی همین توده ها را نادیده می گیرند و معتقدند که طبقه کارگر در" حاکمیت  موسوی " براه می افتند و یک باره انقلاب می کنند  نه در دوران اصولگرایان !  چون از لحاظ دیالکتیک  فعلا امکان پذیر نیست ، پس با تمام توان باید از سبزها حمایت کنند ! دیگران می گویند...

 

 یعنی این جریان ها که سابقه همکاری هم  در اوایل قیام با رژیم اسلامی را داشتند، نمی دانند که جنبش خودبخودی  ماهیتا بورژوائی است. در مقابل نیروهای مترقی متعقد ند که  عنصر آگاه انقلابی وظیفه اش هرگز دنباله روی از توده ها نیست و نبوده است. باید به این جمع یاد آوری  شود که آزادی ورهائی مردم    تنها با نابودی رژیم جمهوری اسلامی و سیستم سرمایه‌داری وابسته و قطع هرگونه نفوذ امپریالیسم از ایران امکان‌پذیر است.

 

این سئوال برای من سالیان سال مطرح می باشد که چرا ما در تبعید از گذشته و نقش سرمایه داری و عواملشان در منطقه آسان گذر می کنیم و به طور جدی مبارزات مردم را طبقاتی مورد بررسی قرار نمی دهیم. مگر همین سازمان ها در جمع بندی  دهه شصت ننوشتند و از خود انتقاد نکردند که ما به حمایت سرمایه داری غرب  بویژه آمریکا از رژیم اسلامی کم بها دادیم ! چرا بازبرای ما نقش سرمایه داری  در سرکوب  این  خیزش اخیر کم رنگ می شود؟ جدی نشان دادن انتخابات، در واقع یکی از شگردهای جامعه جهانی سرمایه داری در تحمیق کردن توده هاست تا به جهانیان حقنه کند که دولت مذاکره کننده با ما  توسط رای مردم انتخاب شده است.

 

واقعیت فراتر از این شعارهاست. کشوری که  چندین دهه در چنگال سرمایه داری است و به کمک سیستم هدایت جهانی ، هارترین و مرتجع ترین رژیم حمایت شده و در چندین سرفصل به یاری اطلاعاتی  از سرنگونی نجاتش دادند . آیا باز ما می بایست به درگیری داخلی رژیم برای سرنگونی دل خوش کنیم.  آیا بدون حمایت سرمایه داری این رژیم قرون وسطی امکان بقا داشت ؟

 

امروز مردم ستمدیده ی ایران هوشیارتر از آن هستند که با این شعارهای پوچ و بی معنی موسوی ها ، کروبی ها فریب بخورند در این حرکت اخیرتوده ها مشاهده کردند که در میدان تنها ماندند و این افراد کوشش و تلاش دارند که همه چیز در چهارچوب قانون جمهوری اسلامی پیش برود. مردم به کسانیکه این شعارها را سر می داده اند  دیگر هیچ باوری ندارند،

 

بدون شک حکومت کودتا پس از برگزاری روز قدس ، دور تازه ای از سرکوب را  آغاز می کند که احتمالا هدف اصلی این سرکوب ها بازداشت مهدی کروبی و میرحسین موسوی خواهد بود.

سردمداران رژیم اسلامی نگران پاییز سیاسی  خودشان هستند که ازهمه سو پیرامون شان را گرفته ،  این پاییز کشور را در ورطه بحران انداخته و حالا بیشتر مردم شاید به این می اندیشند که نجات دهنده کیست؟!  آیا اصولا نجاتی در کار است؟! نباید به آنان  گفت نجات دهنده ای به جز خودشان وجود ندارد ! این جنبش مردم  را باید تقویت  کرد و از  انحصار نمایندگان  سرمایه بیرون کشید.

 

"یادداشت‌های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید  .

 

14سپتامبر  2009