اميد

اميد

زمانی ،

پرواز كلاغان سياه

و

لاشخواران مرده خوار

در آسمان آبی

نشانه ی وداع يك جان با هستی

و سلام با نيستی بود .

ليك

امروز

لاشخوران انسان نما

در جامه ، سالوس و ريا

نه تنها

بر بالين زنی شوی مرده

نيمه جان

بلكه

بر بالای سر زندگان

رقص مرگ مي كنند

تا از جاری

خون پاك انسانها

اندكی دراز كنند

زندگی انگل گونه ی خويش را

اما

هستی را قانونی ست

اگر آسمان را هم از گريستن

بر خاك پاك خانه ما رمقي نيست

كشتزارهای به خون نشسته

از جاری خون پاك مبارزان

ديری نخواهيد پائيد

سيلی خواهد شد

جوشان و خروشان

كه خواهد دريد سينه هر لاشخور سياه را

كه خواهد شست هر لكه ی ننگ سالوس و ريا را

كه خواهد كاشت

عشق و اميد را

بر دل به زخم نشسته مادران

و

بر لبان به غم فرو بسته پدران .





ارسال شده در مورخه : Friday 20 March 2015 توسط admin  پرینت

مرتبط باموضوع :

 رهگذر  [ Friday 20 March 2015 ] 478 مشاهده
  شرم  [ Friday 20 March 2015 ] 299 مشاهده
 چگونه می توانم  [ Friday 20 March 2015 ] 111 مشاهده
 دشمن بیمناک است  [ Friday 20 March 2015 ] 137 مشاهده
  مردم  [ Friday 20 March 2015 ] 224 مشاهده
انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب